بیان نکرد که دوستم دارد
اما
هنگامی که سرتاسر در خون غرق شده بودم،
مرا در آغوش کشید و
اهمیت نداد که لباسش سفید است:)
شـاید نویسنده:)
بیان نکرد که دوستم دارد اما هنگامی که سرتاسر در خون غرق شده بودم، مرا در آغوش کشید و اهمیت نداد که
بیان نکرد دوستم دارد
اما هنگامی که در حال غرق شدن بودم
با بدنی پر از زخم
مرا از دریاچه نمک بیرون کشید:)
سختترین کار این است که منطقی رفتار کنی
درحالی که احساسات درحال خفه کردنت هستند.
دایفسوفسکی
در آخرین خط نامه اش نوشت:
| ترجیح میدهم از دور شاهدت باشم
از دور ببوسمت
از دور در آغوشت بکشم
از دور قلبم را لمس کنی و
از دور دوستت داشته باشم؛
این آخرین نامه من برای توست
برایت بهترین هارا آرزو میکنم جوانه قلبم! |
فرستنده: خانمِ میم
هدایت شده از ریح
دیروز زهرا بهم میگفت ریحانه دلم میخواد یچیزی بخونم که خیلی بهم کیف بده. بهش گفتم برو مجموعه آبنبات هارو بخون. همون موقعی که صحبت میکردیم داشتم قیمت نسخهی چاپی و دیجیتالش رو براش چک میکردم. تو طاقچه زدم روی خواندن نمونه. شروع کردم ۳۰ صفحهای از آبنبات هل دار رو خوندن. دلم تنگ شد برای اون زمانی که میخوندم این مجموعه رو، برگردم اصفهان اولین کاری که میکنم خوندن مجموعه از اوله. حال خوبی که موقع خوندنشون تجربه کردم و معدود زمان های زندگیم تونستم تجربه کنم.
#ریحانه_میخواند
خطاب به اشخاصی که کامل نوشته
رو تایپ نمیکنن
مخفف میکنن،
خواستم بگم با این تایم اضافی که میاری واسه تایپ نکردن کامل کلمه رو چیکار میکنی
اورانیوم غنی میکنی؟