من میخواهم لیلی شوم، تو مجنونم؛
اصلا چه کسی تاریخ را معین میکند؟
جز تاریخنگار ها؟
باور نکن نیلوفرِ آبیِ من،
باور نکن تمامِ جانِ من،
آن لحظه از تاریخ
انتظار منی را در آغوش تو میکشد!
باد که میوزد درخت خم میشود
و سپس برمیگردد سرجایش
تو گرفتار چه طوفانی شدی
که به خودت هم بازنگشتی؟!
هدایت شده از قهوه تلخ
پسرخالم بیمارستانه، میشه براش دعا کنید؟.. خیلی نیاز داره..
از آدمهایی که موقع حرف زدن؛
از نویسنده ها وفیلسوف ها،
کتاب ها و..
مثال سخن میارن خیلی خوشم میاااد:)*
شـاید نویسنده:)
بابام یکی از اوناست:)**
وخودم سعی میکنم باشم..نمیدونم چقدر موفقم