درست است که تو باعث میشوی که بار دگر دست هایم یخ بزند اما...
خوش امدی...
بماند به یادگار: "۱۴۰۲/۱۰/۱"
هدایت شده از یاسهاسبزخواهندشد ؛
سلام عزیز ترینم، سلام زمستون من. ببخشید که با یه روحِ شکسته و قدم کش سمتت میام برای استقبال.
ببخشید که دستامو باز میکنم اما هم من هم تو میدونیم که دیگه آغوشم گرم نیست.
ببخشید که امسال مهماندارِ خوبی نیستم.
میگفت:
من بلد بودم چجوری حالم رو خوب کنم
فقط...
میخواستم ببینم تلاشی برای بهتر کردنم میکنی یانه؟!