شـاید نویسنده:)
او شبیه ایران بود رنجور، غم دیده ، زیبا و همیشه درحال مقاومت
او وطن بود !
هنگامی که مرا ترک کرد ؛
بی وطن شدم،
کسی که وطن ندارد
در تمام جنگ ها تیر میخورد!
هدایت شده از نویسندۀ نقلی
یخ شربتت آب شد، ورقۀ کتابت رو گم کردی، چراغ روشن موند، چاییت یخ کرد، نوشتهت ناقص موند، چشمات روی گنبد موند، دندونت از روی لبت تکون نخورد، تلویزیون وسط فیلم خاموش شد، آلوچهت تموم نشده بود ولی تو انداختیش دور...
حواست کجاست؟!
من حس میکردم صمیمیتمون بخاطر این شرایط کمتر میشه،
کمتر شاید داره میشه ولی باعثش تو نبودی ، من ناخواسته دارم فاصله میگیرم..
شـاید نویسنده:)
اولین روز😂✅️
دومین روز✨️✅️
معمولی
کلکسیونی از همه چیز
تلاش برای بهترین بودن*
شـاید نویسنده:)
دومین روز✨️✅️ معمولی کلکسیونی از همه چیز تلاش برای بهترین بودن*
معمولی= مثل همه آدمهام
کلکسیونی از همه چیز= همه چیز توم جمع شده ، از مهربونی تا خشم فراوان
تلاش برای بهترین بودن= سعی میکنم توی همه چیز[همه چیزززز]
بهترین باشم هرچند بیشتر وقتا ناکامم!