هدایت شده از لئو
عکسام همیشه تارومار و بدون سوژهی درستحسابیان. میدونی، من معتقدم داستان هرعکسی رو فقط همونی میدونه که عکسو گرفته. کیمیفهمه پشت عکس یه پلهی ساده آدمیه که ساعتها اونجا نشسته و با دردا و ترسا و اشکاش روبهرو شده؟ کی میفهمه پشت عکس یه سالن خالی چه گذشته و خاطراتی که نخوابیده؟ اتفاقا من عکسای نصفهنیمه رو بیشتر دوس دارم، عکسایی که قصه دارن، عکسایی که غصه دارن. هی نیگا میکنی، هی یادت میاد. هی یادت میاد.
شـاید نویسنده:)
سلام بر تو به تعداد دخترانی که از گور رهانیدی:) میلادتون خجسته پدرِ مادر ما🌟:)
از صبح هی میخوام بگم یادم میره
شـاید نویسنده:)
سلام بر تو به تعداد دخترانی که از گور رهانیدی:) میلادتون خجسته پدرِ مادر ما🌟:)
میلادتون مبارک امام ششم ما:)
*تنها چیزی که الان واقعا آرومم میتونه کنه اینه
دست من رو بگیر
ببرتم کربلا
جا بزار
من هروقت خواستم
خودم برمیگردم..
هدایت شده از شـاید نویسنده:)
حرفام تکراری شده
چون همش راجب توعه
راجب خاطرات تو
خاطراتی که دیگه نمیتونیم باهم بسازیمشون:)
شـاید نویسنده:)
:)
این حرفش ذوقیم خیلی کرد
چون من رو یاد حرفهای این انداخت:
شـاید نویسنده:)
این حرفش ذوقیم خیلی کرد چون من رو یاد حرفهای این انداخت:
هعی:)))))))))))))))
امیدوارم رنجت به پایان برسد عزیز من؛
که هربار زندگی تورا شکست اما تو باز جوانه زدی:)