شـاید نویسنده:)
:)
این حرفش ذوقیم خیلی کرد
چون من رو یاد حرفهای این انداخت:
شـاید نویسنده:)
این حرفش ذوقیم خیلی کرد چون من رو یاد حرفهای این انداخت:
هعی:)))))))))))))))
امیدوارم رنجت به پایان برسد عزیز من؛
که هربار زندگی تورا شکست اما تو باز جوانه زدی:)
زهرا ! داشتیم دختر ؟ کجا بمیری ؟ واسه چی ؟ بابا من دوست دارم نری یه وقتاا دختر تو جز موردعلاقه هامیی دختر به این ماهییی چراا آخه نگوو اینجوریی خب دختر نمیگی دلمون غصه میشه بخاطرت ؟ دور از جونت، دور از جونن
.
.
ممنوننن که انقدر حواستون بهم هستت:)
واقعا شامل هزاران هزار اکلیل هستم الان ولی جدی میگم یه طور گند زدم تو زندگیم که الان واقعا این فقط جوابه
هرچند اون دنیا پوستم رو میکنن بخاطر گناهام😂
من هفتادتا جون دارم نمیمیرم و همین عصبیم میکنه😂😂
https://eitaa.com/maybe_writer/15236 خدانکنه چیشده مگه ؟ دور از جون
.
.
ممنونم عزیزم که اهمیت میدی:))
من که نمیمیرم ولی انقدر گند زدم تو زندگیم که نمیدونم چطور جمعش کنم
شـاید نویسنده:)
ای کاش بمیرم و دیگه نباشم رو این کره زمین.
وقتی اینو گفتم خدایی فکرش رو نمیکردم ناشناس بابتش پیام بدین :)
اینکه مهمم براتون خوشحالم میکنه و انگیزه زندگی میده🌟
روی سکوی بیرون باشگاه نشستم و منتظرم بقیه بیان تا حرکت کنیم به سمت خونه،
باد میاد و تا سرشونه هام که زیر چادره قلقلک میده،
بارون نم نم شروع میکنه باریدن،
امروز عملکرد نسبتا خوبی داشتم
مربیم ازم تعریف کرد پس باید خوشحال باشم،
ولی گاهی حتی بخاطر اینکه پرتاب دستت یکم قوسش کم بود هم دلگیر میشی و ناراحت،
انگار دنبال بهونه برای غمگین شدن میگردی و همون بهترین دلیل براش هست!
توی ماشین نشستم نمرات نهاییم رو میبینم،
غیر قابل باوره!
اونقدر که باورم نمیشه اینا نمرات منه؛
آرزوهام یکی یکی بعد دیدن نمراتم
بال درمیارن و پرواز میکنن و میرن از افکارم تا برن تو ذهن یه دانش آموز دیگه بشینن؛
یعنی واقعا این همه ساعتی که درس خوندم نتیجه اش این شد؟
انشاالله که اشتباهی رخ داده
انشاالله که این نمرات من نیست
انشاالله که بمیرم!
نگاه پر امید مامانم میاد تو ذهنم که میگه : [زهرا یه روزی معلم میشه؛
توبهترین چیزها میتونی قبول شی امیدت رو از دست ندی هااا]
یاد بابام میوفتم که منتظرمه تا بریم هرچی برای کنکور لازمه رو بخریم،
ولی،
من باختم
من بازی رو باختم
نهایی رو باختم
خودم رو باختم
کاش کنکور رو ببرم..
این اخرین امیدمه، آخرین برگ برنده ام که باید با تنی سرتاپا زخمی و بدون داشتن هیچ انگیزه ای برسم به خط پایان بهتر از همه چون مجبورم!
از شیشه های ماشین بیرون رو نگاه میکنم، بارون شدت گرفته
آسمون هم دلش برام گرفته،
منم همینطور آسمون
منم همینطور:)
شـاید نویسنده:)
شمارو جان هرکی
اگه آشنایید به هیچ وجههه راجب اینا
ازم سوال نپرسید.
مرسی .