شـاید نویسنده:)
ایران داغدارِ #سیریک ...
پشت به پشت چه داغ هایی میزنند بر
من و مایی که تازه قصد جوانی داشتیم!
شـاید نویسنده:)
پشت به پشت چه داغ هایی میزنند بر من و مایی که تازه قصد جوانی داشتیم!
در اینجا داشتن آرزو هم میشود آرزو!
شـاید نویسنده:)
پشت به پشت چه داغ هایی میزنند بر من و مایی که تازه قصد جوانی داشتیم!
غصه چه چیز را میخورم؟
جوانی؟
اما عزیزکم ما که هرگز جوان نبوده ایم!
به عنوان یه گلر موقع فوتبال دیدن
فقط چشمام به دفاع و گلر هست ؛
یعنی هرتیمی
"مهم نیست طرفدارشم یا نه"
دلم همیشههه واسه خط دفاعی وقتی گل میخوره کبابه😂
همش درحال انالیز اینم
این تقصیر دفاع بود
گلر چرا این جوری شیرجه زد
این چه طرز خروج کردنه😂
خلاصه که..*
هدایت شده از شـاید نویسنده:)
من تحت هیچ شرایطی
حاضر نیستم اتاقم رو ترک کنم؛
و تو برام امن بودی
مثل اتاقم:)
هدایت شده از قهوه تلخ
جوهر قلم خشک شده بود، کاغذها مچاله بودند و ذهنش بازار شام.
چند روز پیش یه چالش روانشناسی دیده بودم؛
توش میگفت وارد یه اتاق میشی
و ادمی رو میبینی
بعدش میخوای از اتاق خارج شی
در رو میبندی یا میزاری باز بمونه؟
شـاید نویسنده:)
چند روز پیش یه چالش روانشناسی دیده بودم؛ توش میگفت وارد یه اتاق میشی و ادمی رو میبینی بعدش میخوای از
سوال واضح بود و از نظر من
باید در بسته میشد؛
پس نوشتم در رو میبندم!
شـاید نویسنده:)
سوال واضح بود و از نظر من باید در بسته میشد؛ پس نوشتم در رو میبندم!
حالا روانشناسی این کارم جالب بود
گفت:
تو در رو میبندی چون دلت میخواد
اگه قراره یه چیز تموم بشه
پروندش کامل بسته شه
نه اینکه در باز بمونه
خودت و طرف مقابلت رو حالت بلاتکلیفی بزاری!
حرفش خیلی عمیق راست بود!