شـاید نویسنده:)
#منِ_سبز
#ننجونِ_درونِ_من
ننجونِ درونِ عزیزم؛
[بعضی از انسان ها با قد کشیدن دنیا خودشون رو بزرگ تر میکنن و
عدهای دنیا خودشون رو تنگ تر تنگ تر میکنن و البته،
تا حدی دنیاشون رو کوچیک میکنن که اندازه یه انسان میشه،
جالبی این قضیه اینجاست که بیشتر
اون اشخاص هیچ جایی تو قلبشون ندارن برای این عده ندارن؛
از نظر من:
آدم ها باید با قد کشیدن،
دنیا خودشون رو ، روز به روز بزرگ تر بکنن و در کنارش تو این وسعت دنیاشون،
بخشی رو مختص بدن به ادم مورد علاقشون،
اینطوری اگه اون طرف نباشه،
اگه اون طرف بره،
بازم کلی جا دارن تو دنیاشون که زندگی کنن..
البته میگم این نظر منه:)]
_پنجمین نامه من به ننجونِ درونم:)_
خودم رو یه معرفی کلی میکنم که از این به بعد هرکی اومد،
کلی پیامهارو بالا پایین نکنه تا یه معرفی پیدا کنه،
پس:
سلام؛
من اینجا به سِیِّده ۲۱۳ خطاب میشم؛
تموم این متنهایی که به چشمتون میخوره رو بنده قلم زدم،
اینجا متنهایی عنوان های متفاوتی داریم که با #پاراگراف میتونید پیداشون کنید،
و اصولا چهارشنبه ها پارت گذاری میشه:)!
یه ماجرا داریم به اسم [ننجونِ درونِ من] که تازگیا شروعاش کردیم و ماجرا اسم گذاریش خودش کلی توضیح داره،
شما میتونید با #ننجونِ_درونِ_من پیداش کنید.
اینجا کتاب هایی رو باهم بررسی میکنیم ،
و سر اخر معرفی میکنیم و میگیم ارزش داره بخونیم یا نه.
با #معرفی_کتاب_شاید_نویسنده پیداش میتونید کنید.
تولدهاتون رو اینجا تبریک میگیم و اگه دوست دارید راجبش بدونید چطور؟
اینجارو کلیک کنید.
بنده یه رمان تموم شده دارم که پارت گذاری تموم شده و میتونید با #چهره_واقعی_تو بخونیدش..
و در آخر ممنون که همراهمون هستید!
-سنجاق های کانال هم یه نگاه بندازید-
به امید فردایی بالاتر:)
مدیریت شاید نویسنده:)!
امروز معلمم،
کتاب [قهوه سرد اقای نویسنده]
رو ازم قرض گرفت..
و من همش میگم نکنه
خوب مراقبت نکنه ازششششش
ولی معلم اقتصادمون نماد یک معلم واقعیه!
شخصیت، تحصیلات، منش،طرز رفتار و صحبت، طرز تدریس،طرز سیاست،
چقدر تو کاملی زننننن!
شـاید نویسنده:)
#منِ_سبز
#ننجونِ_درونِ_من
ننجونِ درونِ عزیزم؛
[احساس میکنم،
نسبت به همسن سالهام عجیبم!
اونا فصل به فصل فیلم تموم میکنن و اون وقت من حوصله دیدن فیلم ندارم،
اونها دنبال فیلم های رمانتیک و درام میگردن و من دنبال فیلم هاییام که بشه
حداقل یکم باهاش خندید و از دنیا رها شد،
اونا طبق مد پیش میرن،
طبق دلار!
من طبق خودم پیش میرم و لباسی که فکر میکنم زیباست رو تنم میکنم!
اونها براشون اهمیتی نداره که من گلم رو چجوری رشد میدم،
اونها فقط قیمتش میپرسن!
اونها طبیعت میرن که فیلم بگیرن و من به طبیعت میرم که زندگی کنم!
عاشق گوشی هستن و من اگه میشد گوشیم رو دور مینداختم!
نمیدونم شاید من نسبت به این دوروزمونه کمی پیرم!]
-ششمین نامه من به مادر بزرگِ درونم:)-