شـاید من:)
#منِ_سبز
#ننجونِ_درونِ_من
ننجونِ درونِ عزیزم؛
[درون من
بچه ای زندگی میکنه که تمام شب غصه میخوره که توپش رو زیر بارون تو کوچه ول کرده!
پیر زنی فرتوته
که کل هفته منتظره تا نوه هاش بیان تا بهش سر بزنن،
نوجوانی هست که
ترجیح میده کل روز رو تنها سپری کند،
مادری که دست مهربونی رو سر گوش فرزندش میکشه
اره
من تموم اونها هستم!]
- بیستمین نامه من به مادر بزرگِ درونم:)-
امروز تو مدرسه ویدیوهای
راهیان نور رو واسه بچه هامون زدم بعد
چمد تا از دوستام که نیومده بودن اینطوری بودن که:
"چرا نیومدیممممممم"
شـاید من:)
ویدیو و ادیت با من بود..
واقعا مکانهای شگفت انگیزی بود؛
یعنی پر از خنده و گریه و..
من سال بعد اگه زنده باشم با کله دوباره میرم!
هدایت شده از کتآبخونهانتهایشهر٭
کتاب ها، شهرهایی بودند که هیچ وقت ندیده بودم پر از ستون هایی از افکار بزرگ و خیابان هایی از عبارات هزارتوهایی از جملات و کوچه هایی از هجاهای پیچیده.
-جونگ میونگ لی
✦ ۪⊹ʿ My Library ۪ ʾ
وَ إنْ يُرِدْكَ بِخَيرٍ فَلا رَادَّ لِفَضْلِهِ
و اگر اراده فرمايد تو را به خيرى از صحت جسم و نعمت و فراوانى و راحتى میرساند و مانعی ندارد...
(سوره یونس ایه ۱۰۷)
میگفت
من هنر به اندازه بودن رو نداشتم
یا انقدر سرد بودم که طرف مقابلم رو میرنجوندم
یا اونقدر اهمیت میدادم که دل زده میکردم.
"چقدر من رو میگه"