هدایت شده از شـاید من:)
#پاراگراف
۶_ماجرا دستهایش
از زمانی که به دنیا آمدهام هیچگاه دستهایش را ظریف ندیدم.
هرگاه که دستی بر روی پیشانیام میکشد زمخت بودن دستهایش، انگشتانش و کف دستانش را دریافت میکنم؛ دستهایی که زحمات زیادی برایم کشیده است و شبهای زیادی تا صبح من را در خودش جا داده است لباسها و ظرفهای زیادی را شسته است و لقمه های زیادی گرفته است.
گاه هایی که بر روی صورتم دست میکشد تمام این زحمات بر روی صورتم مینشیند تمام ان خستگی ها،زمختی ها و غبار ها...
در تمام لحظات عمرم تا به حال دستهایش را ظریف و با لاکهای رنگارنگ که زنان دیگر میزنند ندیده ام، چون در تمام زندگیش هیچگاه به دستهایش،خودش تامل نکرده است و از زمانی که من در این جهان پا گشودم تمامش را وقف من کرده است.
در تمام پاراگرافی که به قلم اورده ام هیچ نامی از او نبردم اما تمام این پاراگراف نیم صفحهای برای شخصی غیر از مادر نمیتواند باشد...
_سیده ۲۱۳🌱
هدایت شده از تکنوفون*یوتیوب_فکت😊
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
و چقدر دلم میخواد دوباره کنارش باشم:)))
-𐙚 @Heart_Land 𝅃ׄ𓈒
شـاید من:)
و چقدر دلم میخواد دوباره کنارش باشم:))) -𐙚 @Heart_Land 𝅃ׄ𓈒
من پیش مادربزرگ مامانم مونده بودم و.. :)))
شـاید من:)
من پیش مادربزرگ مامانم مونده بودم و.. :)))
ولی چقدر دلم میخواد یه شب
پیش خانم بزرگ خودم بخوابم
ولی نمیشه:)
آقا دم همه اونایی که واسه مامانشون کادو خریدن گرم،
اونایی هم که نخریدن برن یه بوس کنن اندازه صدتا کادو میارزه:)
#منِ_سبز
#ننجونِ_درونِ_من
ننجونِ درونِ عزیزم؛
[ از اینکه به خودم نگاه کنم و ببینم هیچ تلاشی برای آیندم نمیکنم متنفرم،
و از اینکه ببینم من تلاش میکنم
ولی نمیشه متنفر ترم..
زندگی داره روزهای عجیبی رو میگذرونه..
روزهایی که من باید براشون تلاش کنم و گهگاه کم میزارم،
نمیدونم دلیل این کم گذاشتنه چیه..
ای کاش بخوابم و بلند شم ببینم ۷ساله بعد شده،
من موفق شدم،
با دوستام داریم موفقیتمون رو جشن بگیریم و خانوادم دارن تشویقم میکنن!
ولی مشکل اینجاست که
هیچکس نخوابیده تا ۷ سال دیگه بلند بشه!
پس باید بلند شم که
این خستگیا و شور رسیدن از خود رسیدن شیرین تره..
این روزها هم میگذره و من یه روز یادم میاد ،
چقدر زمانی که خسته بودم
بلند شدم تا رو پاهای خوام وایستم..]
- سیمین نامه من به مادر بزرگِ درونم:)-