هدایت شده از ؛کاتوره
یه لحظه با چادر رنگی رفتم سر کوچه هستی و فاطمه رو ببینم ، هستی در لحظه گوشیشو درآورد ازم عکس بگیره مامانش میگه عه عه عسل داره ازت عکس میگیرهه
من : عادت کردم خاله :) هستی عکاس خیابانی ماست :)
هدایت شده از ؛کاتوره
هستی ازم عکس توی حالتای خنده و غش ، تعجب ، عصبانیت و حتی گریه و چشمای اشکی هم داره :)))
هدایت شده از ؛کاتوره
کلا اکیپ ما اینجوریه که فاطمه یه گوشه خستهی بیحال میشینه بعد من و هستی داریم خونه رو خراب میکنیم رو سرمون 🦋
شاید زیبا ~
کلا اکیپ ما اینجوریه که فاطمه یه گوشه خستهی بیحال میشینه بعد من و هستی داریم خونه رو خراب میکنیم ر
انگار به منو عسل مواد داده بودن
انقدر که بالا پایین میپریدیم:")
هدایت شده از ↯ژولیت
فکر کنید من بدونه هیچگونه شارژی رو صندلی پوکر گونه نشسته بودم و عسل عین فنر بالا پایین میپرید.