هیچ چیز راحتم نمیکند.
نه دریا، نه آفتاب، نه درختها،
نه آدمها، نه فیلمها، نه لباسهایی که
تازه خریدهام. نمیدانم چه کار کنم.
بروم و سرم را به درختها بکوبم.
داد بزنم. گریه کنم. نمیدانم..
- فروغ فرخزاد.