دلم میخواست این تابستون بریز و بپاش راه بندازم ولی تنها چیزی که پاشیده شد روان من بود...!
به یه آدم چقدر باید احساسات دردناک دست بده تا بالاخره بفهمه که باید ول کنه بره؟
میگفت آدم امن چجوریه؟!گفتم اینجوریه که تو ضعیف ترین ورژنت رو بهش نشون میدی و اون تنها دغدغش این میشه که بهت آسیبی نرسونه.
اونایی که بیاحساسن همونایی هستن که یه روزی زیادی اهمیت میدادن..
یکی از سختیای مجازی اینه که وقتی دلت گرفته، تنها کاری که ازم برمیاد چند خط نوشتنه، نه یه بغلِ آروم،ولی بدون، حالِ دلت، حالِ منه.