هدایت شده از نرگس خانوم
دوستام داشتن در مورد ابزار آلاتی که باهاش شبا بیدار میمونن (قهوه و قرص کافئین و فلان و بیسار) صحبت میکردن یهو در اومدم گفتم وا من هیچی نمیخورم😐
ازون روز معروف شدم به زامبی که نیاز به خواب نداره😂 ای بابا. روزگاری شده
″میم.ب″
دوستام داشتن در مورد ابزار آلاتی که باهاش شبا بیدار میمونن (قهوه و قرص کافئین و فلان و بیسار) صحبت م
چه ربطی داره خب منم چیزی نمیخورم😂😭
″میم.ب″
من کل امروز قبل و بعد و زمان امتحان::
آره میدونم الان تو مغز شماعم میره ولی دقیقا قصدم همین بود گوگولیای خاله🎀
هدایت شده از It's not okay but okay
فکت اینکه هیچ چیز به اندازه موزیک های NF و امینم اون بزرگ شدن توی فروپاشی واقعی رو نمیتونه نشون بده ، گاهی وقت ها فکر میکنم انگار باهم توی یه خونه بزرگ شدیم
هدایت شده از ستاد حمایت از همستر🧁ִֶָ֢
تعریف کردن اتفاقات روزمره برای مامانم=بسته شدن به رگبار با نصیحت و پند اخلاقی