خاطرات طعم عجیبی دارد.
گاه شیرین و گاه تلخ...
یک نوشته.. یک عکس.. جوری تو را میخنداند انگار تازه امروز بوده که اتفاق افتاده و بعضی جوری تو را میگریاند که دوست داشتی هرگز اتفاق نیافتاده باشد.
اما در نهایت همین خوشی ها و ناخوشی هاست که زندگی را زندگی کرده اگر ناخوشی نبود خوشی هیچ معنایی نداشت.. پوچ و توخالی میشد.
در سالی که گذشت شاید یک روز بود که نفس ها را میبرید شاید هم روزی بود که از خوشحالی نمیتوانستیم در پوست خود بگنجیم.
یک روز آسمانی صاف... یک روز بارانی..
در نهایت همه گذشتند...
در خاطرات، شاید درد هایی متحمل شدیم که فکر میکردیم نمی گذرد... فکر میکردیم که آن اتفاق تا ابد قلب را میشکند و روزگار را سخت میکند اما چنین نشد چون محکوم بودیم به ادامه دادن... و این باعث شد قشنگ زندگی کنیم.
جنگ شاید از نظر عده ای بد باشد... پر از مرگ و خرابی... پر از هیاهو... پر از ترس و استرس؛ اما از نظر من جنگ نعمت است.. جنگ در هایی را باز میکند که هیچ کس تصورش را نمیکند.. در جنگ آدم ها باید یک دل شوند تا به آن غلبه کنند.. باید کنار هم باشند تا طعم خوب آن را بچشند..
و اما خون هایی که برای آن ریخته شده، از بین نرفته و میجوشد. مرگ دیگر بیهوده نیست... قشنگ است مانند شهادت:) مبارک و استوار... افتخار
در جنگ حضور خدا نزدیکتر از همیشه احساس میشود و نزدیکتر شدن به او آسان تر:) فقط باید لایق بود.
در جنگی که دشمن میخواهد دل ها را دور کند اما خیال خامی دارد با این کار او دل ها نزدیک تر و قویتر میشوند.
#my_writing🇮🇷
#دل_نوشته
ماگرزسربریدهمیترسیدیم،درمحفلعاشقاننمیرقصیدیم:)
#عــاشــقانــههایمنوخــدا
عــاشــقانــههایمنوخــدا:)
سوره زمر
أَلَيْسَ ٱللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُۥۖ وَيُخَوِّفُونَكَ بِٱلَّذِينَ مِن دُونِهِۦۚ وَمَن يُضْلِلِ ٱللَّهُ فَمَا لَهُۥ مِنْ هَادࣲ(٣٦)
آيا خدا براى بنده اش [در همه امور] كافى نيست ؟ و مشركان [به پندار خود] تو را از كسانى كه غير خدا هستند، مى ترسانند و هر كه را خدا به كيفر [كفر و عناد] ش گمراه كند، او را هيچ هدايت كننده اى نخواهد بود؛
#قرآن_قلبها