🌷 یَارَبَّ المَهْدِیــــــٖ
❇️ #قدم_قدم_تا_مکتبی_متفاوت؛!!! «۱»
می خواهم گوشه ای از داستان به حوزه آمدن شخصیتی را با مداد برایتان به نقاشی بکشم. شخصیتی که شاید به هر چیزی فکر می کرد به جز حوزه آمدن.
مسیر قدم هایش بیشتر بین دبیرستان و مسجد محلّه شان بود. به یاد می آورم که یکی دوبار، به یکی از روحانیون محترم هم حتّی بی ادبی کرده بود. اگر کسی خدایی ناکرده به آخوندی هم توهین میکرد به نشانه تایید به تمسخر میخندید.
امّا، همانگونه که آدم ها به هر بهانه ای فوت می کنند؛ عامل اصلی را حضرت عزرائیل می دانیم؛ بچه نوجوان ها و جوان ها هم به هر دلیلی وقتی پا به عرصه طلبگی میگذارند؛ باید عامل اصلی را امام زمان علیه السلام بدانیم.
بهانه آمدن این دوست خوبمان هم ...
ادامه دارد...
✍ محمدطلایی
🗓 بهار/۱۴۰۰
✏️ @medademan
https://eitaa.com/joinchat/4259250201C60440c06cc
مداد من
🌷 یَارَبَّ المَهْدِیــــــٖ ❇️ #قدم_قدم_تا_مکتبی_متفاوت؛!!! «۱» می خواهم گوشه ای از داستان به حوزه
🌷 یَارَبَّ المَهْدِیــــــٖ
❇️ #قدم_قدم_تا_مکتبی_متفاوت؛!!! «۲»
بهانه به حوزه آمدن این دوست خوبمان هم؛ دو یادگار و دو رفیق خوب از دبستان بود. داستان کوچکی دارد. اگر دوستدارِ شنیدن آن هستید باید چند دقیقه ای را در کنارم باشید.
قصّه آن بر میگردد به چند سال پیش. در نزدیکی های محله دیلُم. در یک شبی، یکدیگر را جلوی درب یکی از مساجد میبینند. بعد از سلام و احوال پرسی، از همدیگر جداشده و به مسیر خود ادامه می دهند. امّا بعد از آن، یک جرقه ای به ذهن شخصیت اوّل این داستان می اُفتد. جرقه ای که زندگی اش را زیرو و رو کرد.
متوجه تصمیم آنها شده بود. آنها قرار بود در یک مسیر متفاوتی قدم بگذارند. بعد از این شبِ شیرین، راه می اُفتد به سمت تحقیق و مشورت برای آمدن به این پادگان. الآن هم که دارید این متن را می خوانید؛ ایشان چند سالی از حوزه را گذارنده اند.
یکی دیگر از رفقای طلبه می گفتند: من با یک دانه... وارد این مسیر شدم...
ادامه دارد...
قسمت بعدی رو از دست ندید😉
✍ محمد طلایی
🗓 بهار/۱۴۰۰
✏️ @medademan
https://eitaa.com/joinchat/4259250201C60440c06cc
مداد من
🌷 یَارَبَّ المَهْدِیــــــٖ ❇️ #قدم_قدم_تا_مکتبی_متفاوت؛!!! «۲» بهانه به حوزه آمدن این دوست خوبمان
🌷 یَارَبَّ المَهْدِیــــــٖ
✅ #قدم_قدم_تا_مکتبی_متفاوت؛!!! «۳»
یکی دیگر از رفقای طلبه می گفتند: من با یک دانه کتاب وارد این مسیر شدم. کتابی از کتاب های سیّد اسماعیل شاکر اردکانی. کتابی به نام: أسوه وِقار. خاطراتی از زندگینامه حاج مُلّا أحمد حائری اردکانی.
بله! برای هرکس، بهانه هایی برای به اینجا آمدن، جلوی پایش گذاشته شده. ولو به خاطر چندتا رفیق قدیمی. ولو به خاطر چند کتاب، چند عکس، چند سخنرانی، چند کلیپ، چند متن و چند...
اما یک مطلبی می خواهم بگویم که خیلی مهم است. آنقدر پر اهمیت است که حتّی ارزش خط کشیدن زیر آن را هم دارد. {هیچ جایی شما پیدا نمیکنید که بی عیب باشد.}
حوزه علمیه هم از این قاعده مستثنیٰ نیست. ولی گرانمایه این است که جهت و هدف اسلحه و بالتَبَعْ گلوله هایش به چه سمتی باشد!!!.
۴ ثانیه تاْمُّل!!!
✍ محمد طلایی
🗓 بهار/۱۴۰۰
✏️ @medademan
https://eitaa.com/joinchat/4259250201C60440c06cc
... الهی بامید تو ...
#این_مسیر_هم_هست
#قدم_قدم_تا_مکتبی_متفاوت!
یک دو سه چهار؛اما #عشق مانع عقلم می شود.چهار حرف است!یک دنیا حرف دارد.#طلبه را گاهی بد معنا کرده اند.
معمولاً «همه» امام زمان را دوست دارند.اما «همه» یاری او نمی کنند. چرا؟امامی که به جمعه هایش به یاد داریم.مشکل ما این است که تردید های لحظه ای ما را در چنگالشان گرفتار کرده اند.
اما می توان زیر چتر مهدی موعود و حلقه وصل او شویم.
انگیزه برای طلبه شدن فقط #عشق است. بدانیم که تشنه، آب زلال را پیدا می کند.
کسی باید بیاید که در سر خود هوای پيشبرد اهداف دین نبوی دارد.
در کنار علم،روح اسلام و معنویت با گوشت و پوستت عجین می شود.بَه بَه چه می شود! مردم عادت بدشان این است که پشت سر یکدیگر حرف می زنند؛چه طلبه باشی و چه نباشی. سربازی #امام_زمان،انگیزه ای است که امروزه در زندگی ما کم رنگ شده است.
چطور می توانیم برای اسلام و سرزمینمان بی تفاوت باشیم.در حالی که جامعه به دلیل عدم آگاهی از این دین مبین،به قعر جاهلیت مدرن سقوط می کند.
می توانیم او را از غربت غیبت در بیاوریم. در انتظار ماست.کجایید!!؟ بیایید!!وقتش شده است.می خواهیم جهانی را نجات دهیم.
مانند شهید نواب صفوی گفتند:کفش می پوشم چون نباید آهسته راه رفت. باید پاشنه های کفش را کشید و دوید.
یادمان باشد اگر شهدا و اهل بیت علیهم السلام برای طلبه شدن واسطه شوند.مزه #طلبگی چیز دیگری می شود.
✍ سعید معتقدی
٢۶ فروردین ١۴٠٣
#سعید_معتقدی
✏️ @medademan
https://eitaa.com/joinchat/4259250201C60440c06cc