هدایت شده از متهم ردیف اول _
خواب !هستی ِتو چیست
که پیوسته درانم
یک دم که نباشی، من ان
دل نگرانم
همراه تو ارام ترین ذهن جهانم
بی باک ،خرامان، تو بگو چه
همانم .
بگذار بگویم زمانیکه نباشی
تلخم . حرامم
ومردارترین جسم زمانم
_ویل متهم
جدی چقدر تعریف کردن خوبه.
تو حرفتو میزنی میری و اون حرف با طرفت ✨✨✨ اینکارو میکنه.
مداد نوکی
جدی چقدر تعریف کردن خوبه. تو حرفتو میزنی میری و اون حرف با طرفت ✨✨✨ اینکارو میکنه.
حتما حتما از خوبی بقیه تعریف کنید.
هدایت شده از Vestera
𓂃 ࣪˖ ִֶָ
اگر روزی نامهای از آینده به دستت میرسید، دوست داشتی چه چیزی در آن نوشته شده باشد؟
ما در وسترا تصمیم گرفتیم این بار کمی از زمان جلوتر برویم و برای دنیای کوچک شما، نامهای از آینده بنویسیم؛ نامهای پر از اتفاقهای نرسیده، آرزوهای دور و روزهایی که امیدواریم زیباتر از تصور امروزتان باشند.
قرار است هر نامه، مختص یک چنل باشد؛ با تصویری همنشین با حالوهوایش و کلماتی که فقط برای همان دنیا نوشته شدهاند.
اگر دوست داری نامهای به نام چنلت دریافت کنی:
• این پست را به چنلت فوروارد کن.
• لینک چنلت را ارسال کن.
شاید این بار، آینده حرفی برای گفتن به دنیای تو داشته باشد.
با مهر،
VESTRA | وسترا 🍂
هدایت شده از Vestera
نامهای از آینده؛ برای کسی که روزی خودش را از یاد برده بود
سلام به تو؛
نمیدونم این روزها چند بار لبخند زدی و چند بار وانمود کردی چیزی آزارت نمیده. نمیدونم هنوز هم وقتی دلت میگیره، سعی میکنی با مشغول کردن خودت از فکرها فرار کنی یا نه.
اما من از آیندهای برات مینویسم که در آن، خیلی چیزها دیگه مثل قبل نیستند.
بالاخره فهمیدم قرار نیست تمام آدمها من رو بفهمن. قرار نیست برای موندن کسی، مدام از خودم چیزی کم کنم یا برای دوست داشته شدن، شبیه چیزی بشم که نیستم.
فهمیدم بعضی غمها با گذشت زمان ناپدید نمیشن؛ فقط یاد میگیریم چطور باهاشون زندگی کنیم، بدون اینکه اجازه بدیم تمام دنیامون رو بگیرن.
راستی، هنوز هم گاهی دلم برای بعضی آدمها تنگ میشه، هنوز هم بعضی خاطرهها بیهوا از راه میرسن؛ اما دیگه هر دلتنگیای رو به معنی برگشتن نمیدونم.
یه روزی متوجه میشی که آرامش، همیشه در رسیدن به چیزی که میخواستی نیست؛ گاهی در رها کردن چیزیه که مدتهاست دیگه به تو تعلق نداره.
میخوام ازت خواهش کنم عجله نکنی. برای خوب شدن، برای قوی شدن، برای پیدا کردن خودت...
تو هنوز کلی روز قشنگ پیش رو داری؛ روزهایی که در اونها به چیزهایی میخندی که امروز حتی تصورشون رو هم نمیکنی.
و اگر روزی دوباره خودت رو میان شلوغی دنیا گم کردی، یادت باشه همیشه میتونی از نو شروع کنی؛ حتی اگر تنها چیزی که ازت باقی مونده، یک مداد و چند صفحهی سفید باشه.
با محبت،
از آیندهای که بالاخره یاد گرفت با خودش مهربانتر باشد.
مداد نوکی
نامهای از آینده؛ برای کسی که روزی خودش را از یاد برده بود سلام به تو؛ نمیدونم این روزها چند بار
میخوام ازت خواهش کنم عجله نکنی. برای خوب شدن، برای قوی شدن، برای پیدا کردن خودت.