eitaa logo
رسانه الهی
358 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
697 ویدیو
12 فایل
خدایا چنان کن سر انجامِ کار تو خشنود باشی و ما رستگار ارتباط با ما @Doostgharin
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌸🍃🌸🍃🌸 💠 خدا را براى اصلاح توده های ناآگاه 💠 و را براى باز داشتن بى‌خردان از زشتی واجب کرد. 📚 ۲۵۲ رسانه الهی 🕌 @mediumelahi 🌸🍃🌸🍃🌸
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌸🍃🌸🍃🌸 🎤آیت الله خوشوقت: ✳️آدم که عصبانی میشود نه خدا سرش میشود، نه دین و نه عقل؛ هر کاری که دلش بخواهد میکند. بعد که عقلش سر جایش آمد پشیمان می شود.😔 پرده ضخیمی است مقابل و و 👌 . آدم در آن حال نمیفهمد که خدا چه گفته است، عقل چه گفته است؛ آن چیزی که میخواهد را  می گوید، لذا در حال غضب توصیه شده است؛ هیچ حرفی هم نباید بزنیم👌 . محلی هم که در آنجا عصبانی شده ایم را ترک کنیم؛👌 آرام که گرفتیم بعد بیاییم و حرف بزنیم. ولی در آن حالِ غضب اگر یکی به دو کردیم، حتماً در آن خواهد بود : فحش، بی حرمتی، تهمت و. . . در آن است.‼️  آدم تا خلاص نشود و راحت نشود ، رها نمیکند. هر چیز از دستش بر بیاید همه را در آن جا مصرف میکند غضب این طور است، جلوی عقل و دین را میگیرد.⛔️ رسانه الهی 🕌 @mediumelahi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
رسانه الهی
✿❀ ﴾﷽﴿ ❀✿ ❀✿ #رمان_قبله_من #قسمت_بیست_و_سوم #بخش_اول ❀✿ با احیتاط روے لبہ ے جوب آب مے ایستم و دستها
✿❀ ﴾﷽﴿ ❀✿ ❀✿ ❀✿ عموجواد لبش راگاز میگیرد و بہ حاج حمید میگوید: خیلے شیطونہ ماشاءالله! و من براے خودم زیرنویس رفتم : خیلے بیشعوره به خدا! آذر تخمہ ژاپنے را بین دندانهاے جلویش میشڪند و روبہ سهیلا همسر حاج حمید میگوید: راست میگہ! یه جا نمیشینہ ڪہ! بازهم ترجمہ: قد نخود حیا نداره... چهار زانو ڪنار آذر میشینم و دستم رابہ طرف ظرف تخمہ دراز میڪنم ڪہ عمو میپرسد: خانوم این دختر ڪجاغیبش زده!؟ یحیے پوفے میڪند و با ڪلافگے لبش راگاز میگیرد." چش شده؟!" سارا دختر ڪوچڪ حاج حمید لبخند معنادارے میزند و میگوید: آقاجواد حتما رفتہ گشت بزنہ! عمو متعجب همراه باتردید رو بہ حاج حمید میڪند و میگوید: پسرتوام نیستا! حاج حمید وا میرود و دنبال جواب نگاه ملتمسانہ اے بہ سهیلا میندازد. سهیلا_ سهیل و سینا رفتن خوراڪے و ذغال بگیرن براے جوجہ ها . یحیے خونسرد میگوید: ذغال ڪہ خودم خریدم سهیلا خانوم! ازجا بلند مے شود ڪہ من برپا میدهم. آذر با اخم میپرسد: ڪجا؟! _ میرم پیش یلدا... پیام داد گفت یه جارو پیدا ڪرده سمت آب خورے! آذر دهانش باز میماند. میخواهم بگویم هناق نیست ڪہ آخہ! دروغہ! مثل شما ڪہ دارید بہ عمو و یحیی دروغ میگید! دلیلش را خوب میدانستم. عمو میگوید: بہ رفیقم دختر نمیدم! والسلام!... عجب منطقے داردها! معادلہ ے نیوتون هم باید جلویش لُنگ پهن ڪند! ڪتونے هایم را پامیڪنم و از جمع دور میشوم. حضورش را پشت سرم احساس میڪنم... دنبال من مے آید؟! بہ یڪ پیچ میرسم و وارد چمن میشوم... برگ هاے زرد، نارنجے و قهوه اے زمین را آرایش ڪرده! مثل زنے طناز میماند ڪہ اگر نازش ڪنے صداے خنده هاے مستانہ و ریزش دلت را میبرد! پاهایم راروے برگها میگذارم و سعے میڪنم صداے خنده ے زمین را بشنوم! پائیز را حسابے میپرستم!... فصل خنگے است! تڪلیفش باخودش روشن نیست! یڪروز آفتابے و یڪ روز سرد است! گیج میزند!... من هم ازگیج ها خوشم مے آید! پشتم رانگاه میڪنم دستهایش را درجیب هاے شلوارش فروبرده و سرش پایین است! آفتاب دستہ اے ازموهایش راطلایے و دستہ اے دیگر را خرمایے ڪرده! بہ راهم ادامہ میدهم. دلم برایش میسوزد... براے دیدن یلدا بہ دنبال من آمده... مسیرم را سمت خلوت ترین جا ڪج میڪنم. متوجہ نیست!... یعنے گیج است!... باید دوستش داشته باشم!؟ پقے میخندم و میدوم... یعنے اوهم میدود؟ ❀✿ 💟 نویسنــــــده: ❀✿ 👈🏻 ڪپے تنها با ذڪر مورد رضایت است👉🏻 ❀✿ رمان های عاشقانه مذهبی بامــــاهمـــراه باشــید🌹 رسانه الهی 🕌 @mediumelahi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا