eitaa logo
میقات (محمدحسین رشیدی)
618 دنبال‌کننده
902 عکس
1.1هزار ویدیو
6 فایل
خاک پای شُعرا و مداحان انقلابی و دغدغه مند. در ایام جنگ ... اولویت کانال پرداختن به مسائل مربوط به جنگه...
مشاهده در ایتا
دانلود
19.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یک کار هنری عاااااالی با اجرای زیبای آفرین بر تیم شاعر و سبک ساز http://eitaa.com/joinchat/1537867798Cb4afe113b7
ای بهانه ی خلقت این جهان، خوش آمدی ای دلیل ایجاد هفت آسمان، خوش آمدی بین ماسوا تو همتراز حیدری غیرِ احمد از تمام انبیا، سری (مادر مادر، خوش آمدی مادر مادر) (عشق حیدر، خوش آمدی مادر مادر) قبله می شود، هر کجا تویی کعبه ی شه لا فتی تویی دل علی دارد این زمزمه شوم به قربانت ای فاطمه (مهر و مهتاب علی زهرا) (درّ نایاب علی زهرا) ******* دختری به جز تو نشد مادر پیمبران بوسه زد به دستان تو سرور پیمبران ای بهشت ختم الانبیا سرای تو سُرمه ی فرشتگان غبار پای تو (مادر مادر، خوشامدی مادر مادر) (عشق حیدر، خوشامدی مادر مادر) ای وضویت از آب سلسبیل جانماز تو بال جبرئیل کمی بگردان نظر این طرف تو را به جان عزیز نجف (بر گدایانت عنایت کن عاشقانت را شفاعت کن) ******* هرچه دارد این مملکت از دعای مادر است اقتدار این کشور از بچه های حیدر است تا امور ما به دست آل فاطمه ست در ضمیر خصم ما همیشه واهمه است (سید و مقتدای ما خامنه ای ست) (رهبر دلربای ما خامنه ای ست) چشم سنّی و‌ شیعه سوی اوست اسوه ی همه، خلق و خوی اوست به لطف او امنیت حاکم است که او مربّی حاج قاسم است (جان ما قربان این رهبر) «محمدحسین رشیدی» http://eitaa.com/joinchat/1537867798Cb4afe113b7
7.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قابل توجه اونایی که هنوز با خودشون درگیرن و به هرنحوی(عامدانه و یا جاهلانه)دارن به این انقلاب ضربه میزنن و یا نظام رو تضعیف میکنن. اللهم جعل عواقب امورنا خیرا http://eitaa.com/joinchat/1537867798Cb4afe113b7
نه مراست قدرت آنکه دم، زنم از جلال تو یا علی نه مرا زبان که بیان کنم ، صفتِ کمال تو یا علی شده مات عقل موحدین ، همه در جمالِ تو یا علی چو نیافت غیر تو آگهی، ز بیانِ حالِ تو یا علی نبرد به وصف تو ره کسی ، مگر از مقالِ تو یا علی هله ‌ای مُجلّیِ عارفان ، تو چه مطلعی تو چه منظری که ندیده‌ام به دو دیده‌ام ، چو تو گوهری چو تو جوهری هله ‌ای مولّه عاشقان، تو چه شاهدی تو چه دل بَری چه در انبیا چه در اولیا ، نه تو را عدیلی و هم¬سَری به کدام کس مَثلت زنم که بُوَد مثالِ تو یا علی توئی آنکه غیر وجود خود ، به شهود وغیب ندیده‌ای فَقرات نفس شکسته‌ای ، سُبحاتِ وَهم دریده‌ای همه دیده‌ای نه چنین بود شه من تو دیده‌ی دیده‌ای ز حدودِ فصل گذشته‌ای ، به صعودِ وصل رسیده‌ای ز فنای ذات به ذاتِ حق ، بُوَد اتّصال تو یا علی چو عقول و افئده را نشد ، ملکوتِ سرّ تو مُنکشف همه گفته‌اند و نگفته شد ، ز کتابِ فضل تو یک الف ز بیانِ وصف تو هر کسی ، رقم گمان زده مختلف فصحای دهر به عجز خود ، ز ادایِ وصف تو معترف بُلغای عصر به نطقِ خود ، شده‌اند لالِ تو یا علی تویی آن که در همه آیتی، نگری به چشم خدای بین شده از وجودِ مقدّست ، همه سرّ کَنزِ خفا مبین تویی آن که از کُشِفَ الغطا ، نشود ترا زیاده یقین ز چه رو دَم از أنا ربکّم نزنی ، بزن بدلیل این که به نورِ حق شده منتهی ، شرفِ کمال تو یا علی تو همان درخت حقیقتی ، که در این حدیقه‌ی دنیوی أنا ربّکم تو زنی و بس ، به لسان تازی و پهلوی ز بروق نورِ تو مُشتعل ، شده نارِ نخله‌ی موسوی ز تو در لسانِ موحّدین ، بُوَد این ترانه‌ی معنوی که انا الحق است به حقِ حق ، ثمرِ نهالِ تو یا علی تویی آن تجلّیّ ذوالمنن ، که فروغ عالم و آدمی هله ‌ای مشیّتِ ذاتِ حق ، که به ذات خویش مُسلّمی ز بروز جلوه ما‌خلق ، به مقام و رتبه مقدّمی به جلالِ خویش مُجلّلی ، ز نوالِ خویش مُنعّمی همه گنج ذاتِ مقدّست ، شده مُلک و مالِ تو یا علی تو چه بنده‌ای که خدائیت ، ز خداست منصب و مرتبت احدی نیافت ز اولیا ، چو تو این شرافت و منزلت رسدت ز مایه‌ی بندگی ، که رسی به پایه‌ی سلطنت همه خاندانِ تو در صفت، چو توأند مشرقِ معرفت شده ختم دوره‌ی عِلم و دین ، به کمالِ آل تو یا علی تو همان مَلیکِ مُهیمنی ، که بهشت و جنّت و نه فلک پیِ جستجوی تو سالکان ، به طریقت آمد یک به یک شده ذکرِ نام مقدّست ، همه وِردِ اَلسنه‌ی مَلَک به خدا که احمدِ مصطفی ، به فلک قدم نزد از سَمَک مگر آنکه داشت در این سفر طلبِ وصالِ تو یا علی تویی آن¬که تکیه‌یِ سلطنت ، زده‌ای به تخت مؤبّدی ز شکوه شأن تو بر مَلا ، جَلَواتِ عِزِّ ممجّدی به فرازِ فرقِ مبارکت ، شده نصب تاج مُخلّدی متصرّف آمده در یَدَت ، ملکوتِ دولتِ سرمدی تو نه آن شهی که ز سلطنت ، بود اعتزالِ تو یا علی به می خُمِ تو سِرشته شد ، گِل کاس جانِ سبوکشان به پیاله‌ی دلِ عارفان ، شده ترکِ چشمِ تو می‌فشان ز رَحیقِ جام تو سرگران، سِر سرخوشان،دل بیهُشان نه منم ز باده‌ی عشق تو ، هله مست و بی‌دل و بی‌نشان همه کس چشیده به قدرِ خود ، ز میِ زُلالِ تو یا علی منم آن مجرد زنده دل که دم از ولای تو می زنم ره کوه و دشت گرفته ام قدم از برای تو میزنم به همین نفس که تو دادیم نفس از ثنای تو می زنم شب و روز حلقه التجا بدر سرای تو میزنم نروم اگر بکشی مرا ز صف نعال تو یا علی تویی آن¬که سِدره‌ی مُنتهی ، بُودَت بلندیِ آشیان به مکان نیائی و جلوه‌ات ، به مکان ز مشرقِ لا‌مکان رسد استغاثه‌ی قدسیان ، به درت ز لانه‌ی بی‌نشان چو به اوج خویش رسیده‌ای ‌، ‌ز عِلوّ قدر و سُموشّان همه هفت کرسی و نُه طبق ، شده پایمال تو یا علی نه همین بس است که گویمت ، به وجودِ جود مکرّمی تو مُنزّهی ز ثنای من ، که در اوجِ قُدس قدم نَهی نه همین بس است که خوانم اَت ، به ظهورِ فیض مقدّمی به کمال خویش معرّفی ، به جلالِ خویش مُسلّمی نه مراست قدرت آنکه دم ، زنم از جلال تو یا علی تویی آن که میم مشیّتت ، زده نقشِ صورتِ کاف و نون به کتابِ عِلم تو مُندرج ، بُوَد آن چه کان و ما‌یکون فلک و زمین به اراده‌ات ، شده بی‌ سکون شده با سکون تویی آن مُصوّرِ ما‌خَلَق ، که من الظّواهر و البطون بُوَد این عوالم کُن فکان، اثرِ فعال تو یا علی تویی آن که ذات کسی قرین ، نشده است با احدیتّت نرسیده فردی و جوهری ، به مقام مُنفردیتت تویی آن که بر احدیّتت ، شده مُستند صمدیّت نشناخت غیر تو هیچ‌کس ، ازّلیتت ابدّیتت تو چه مبدأ‌یی که خبر نشد ، کسی از مآلِ تو یا علی تو که از علایق جان و تن ، به کمالِ قُدس مُجرّدی تو که فانی از خود و مُتّصف ، به صفاتِ ذاتِ محمّدی تو که بر سرائرِ معرفت ، به جمالِ اُنس مُخلّدی به شؤنِ فانیِ این جهان ، نه مُعطّلی نه مقیّدی بود این ریاست دنیوی ، غم و ابتهالِ تو یا علی تو همان تجلّیِ ایزدی ، که فراز عرشی و لا مکان خبری ز گردش چشم تو ، حرکات گردش آسمان دهد آن فؤاد و لسان تو ، ز فروغ لوح و قلم نشان تو که ردّ شمس کُنی
عیان ، به یکی اشاره‌ی ابروان دو مُسخّر آمده مِهر و مَه ، هله بر هلالِ تو یا علی هله‌ای موحّدِ ذاتِ حق، که به ذات ، معنی وحدتی به تو گشت خِلقتِ کُن فکان ، که ظهورِ نورِ مشیّتی هله ای ظهورِ صفاتِ حق، که جهان فیضی و رحمتی چو تو در مداینِ علمِ حق ، ز شرف مدینه‌ی حکمتی سَیَلانِ رحمت حق بُوَد ، همه از جِبال تو یا علی بنگر [فؤاد] شکسته را ، به دَرَت نشسته به التجا اگرش بِرانی از آستان ، کُند آشیان به کدام جا به سخا و بذل تواش طمع ، به عطا و فضلِ تواش رجا ز پناهِ ظلِّ وسیع تو ، هم اگر رود برود کجا که محیط کون و مکان بُوَد فلکِ ظلالِ تو یا علی شاعر: فؤاد کرمانی http://eitaa.com/joinchat/1537867798Cb4afe113b7
زمینه سینه زنی شهادت حضرت زینب سلام الله علیها (حسین برادرم، حسین عزیز مادرم...) یه سال و نیمه که، غم تو آتیشم زده (حکایت محرّم تو آتیشم زده) یه سال و نیمه که، عیدم عزا شده حسین (نفس نفس برام، کرب و بلا شده حسین) یه سال و نیمه که، جلو چشامه قتلگا.. یادم نمیره که، سر تو رفت رو نیزه ها... دیدم که دست و پا، زدی به زیر دست و پا (حسین برادرم، حسین عزیز مادرم...) یه سال و نیمه با، مصیبت تو آب میشم (هی بچه شیرخواره، میبینم و کباب میشم) یه سال و نیمه تا، دختر سه ساله می بینم (شرر میگیره باز، غم رقیه تو سینه م ) یادم نمیره اون، شب بهونه گیریشو یادم نرفته اون، علامتای پیریشو هنوز دارم حسین، لباسای اسیریشو (حسین برادرم، حسین عزیز مادرم...) بیا حسین من، بیا که بیقرارتم (رسیده احتضارم و در انتظارتم) یه منتی سرِ، کنیز بچه هات بذار (بیا سر منم، بگیر و‌ روی پات بذار) بیا که قلبمو، میده عذابِ بی حساب حکایتای خیزرون و مجلس شراب مرور قصّه ی سکینه و غم رباب (حسین برادرم، حسین عزیز مادرم...) «محمدحسین رشیدی» سبک اجرا: نوحه ی منو یکم ببین (سید رضا نریمانی) http://eitaa.com/joinchat/1537867798Cb4afe113b7