eitaa logo
[مشڪآت⁶⁹]🇮🇷
92 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
803 ویدیو
1 فایل
"‌‌﷽" - مشکات ؟ انعکاسِ نور در ظرفِ بلورینِ دل - نوازشِ قلم در تار و پود ذهن - گاهی عکاس ، گاه نویسنده گاه پر تلاش و گاهی کم‌تلاش اما همیشه امیدوار🥲✌🏻 . کپی ؟ لا تراوشات ذهن است ذهن را از هم مجزا نکنید جاصحبتی ؛ پینِ کانال ((:
مشاهده در ایتا
دانلود
متاسفانه آقای ظریف رو از دست دادیم😔
صبحتون بخیر از دل جاده😌🪴
اومدم زیرِ بادِ کولر و کلی حس گرفتم که یه متنِ خاص بنویسم ، که ادارهٔ برق زد تو برجکم😂🥲 در نتیجه بی‌متن میمونید و باید تحمل کنید ، مرسی‌اَه😂😒💔
هشتگ زیباییِ خلقتِ بی‌نقصِ خدا🥲🌱.
[مشڪآت⁶⁹]🇮🇷
هشتگ زیباییِ خلقتِ بی‌نقصِ خدا🥲🌱.
چه ایرادی میتوانی بگیری به پیوند صدها برگ در یک قالب ؟ ایرادی در شکل و شمایلِ آن پیدا می‌کنی ؟ اشکالی در فرم و سبکِ آن می‌بینی ؟ آیا تماماً زیبایی و شگفتی نمی‌بینی ؟ فارغ از علاقه به گل و گیاه ، اگر با یک نگاهِ منتقد به این واقعه بنگریم ، انتقادی وارد میبینیم یا نه ؟ 🌱
آسمون پر ابر دیده بودیم ولی خالی از ابر ، نه😂🥲. - صبحِ کم‌ابرتون بخیر ☁️🍃:] 🌱
اربعین ، کلمه‌ای غریب ولی آشنا :)) گاهی در برهه‌ای از زمان که بی‌تاب و نالان می‌شوم و خستگی در روحم اقامت می گزیند ناخودآگاه حواسم می‌رود ؛ می‌رود پیش نجفِ باباعلی میرود در صحنِ خانم فاطمۀ زهرا میشیند ، خستگیش را در میکند ؛ استراحت میکند و کم‌کم عزم می‌بندد برای رفتن شروع می‌کند به راه رفتن ، گاهی آرام و گاهی هم تند . گاهی می‌ایستد و به آدمها نگاه می‌کند از نوزاد شیرخواره داریم تاااا پیرزن و پیرمردهای کمر خمیده :) به راه می‌افتد می‌رود و می‌رود و می‌رود که با صدای مای‌بارد همانجا می‌ماند و ترجیح می‌دهد در آن گرما مای‌بارد بخورد و به مسیر ادامه دهد . گاهی عکس میگیرد ، گاهی به زیبایی ها می‌نگرد ، گاهی افکار مختلف به ‌ذهنش می‌آیند ، گاهی هم از گرما میخواهد سر به بیابان بگذارد که او را با یادآوری واقعۀ عاشورا آرامَش می‌کنم :)) به سرعت برق و باد می‌گذرد جوری که سر بالا میگیرد و می‌بیند روبه‌روی حرم علمدار ایستاده‌ و به پهنای صورت اشک ریخته‌ و حتی در بهت هم هست که آیا واقعا من ؟ جلوتر که می‌رود به حرم ارباب می‌رسد و دیگر عنان از کف می‌دهد دیگر نه به پهنای صورت ، بلکه به اندازه‌ای که توان دارد ، اشک می‌ریزد :)) اصلا حسین با آمدنش ، رزق اشکش را هم داده است :) و با خود زمزمه می‌کند حسین‌جان نمیدانم از کجا و چطور اما گرفتار تو شدن را دوست دارم :)) بعد از رفتن یک سفر به این چنین ، مگر میتوانم بگویم خسته و نالان هستم ؟ من اگر به چشم نمی‌دیدم ، قطعا عبارت «حب‌الحسین‌یجمعنا» را درک نمی‌کردم :))) 🌱💚.
[مشڪآت⁶⁹]🇮🇷
اربعین ، کلمه‌ای غریب ولی آشنا :)) گاهی در برهه‌ای از زمان که بی‌تاب و نالان می‌شوم و خستگی در روحم
این رو کاملاً دلی ، اوایل مرداد نوشتم و امروز بسیار ذوق‌زده رفتم سرش ؛ جزء یکی از قشنگترین و احساسی‌ترین متنهاییِ که نوشتم و با کلمه‌کلمۀ جمله‌ها کلی خاطره از ذهنم گذر میکنه ، و یکی ازوناست که برام خاصه :] - راحت از کنارش رد نشید 🥲🌱