آسمون پر ابر دیده بودیم ولی خالی از ابر ، نه😂🥲.
- صبحِ کمابرتون بخیر ☁️🍃:]
#فارههنما 🌱
اربعین ، کلمهای غریب ولی آشنا :))
گاهی در برههای از زمان که بیتاب و نالان میشوم و
خستگی در روحم اقامت می گزیند
ناخودآگاه حواسم میرود ؛
میرود پیش نجفِ باباعلی
میرود در صحنِ خانم فاطمۀ زهرا
میشیند ، خستگیش را در میکند ؛
استراحت میکند و
کمکم عزم میبندد برای رفتن
شروع میکند به راه رفتن ، گاهی آرام و
گاهی هم تند .
گاهی میایستد و به آدمها نگاه میکند
از نوزاد شیرخواره داریم تاااا پیرزن و پیرمردهای کمر خمیده :)
به راه میافتد میرود و میرود و میرود
که با صدای مایبارد همانجا میماند
و ترجیح میدهد در آن گرما مایبارد بخورد و
به مسیر ادامه دهد .
گاهی عکس میگیرد ، گاهی به زیبایی ها مینگرد ، گاهی افکار مختلف به ذهنش میآیند ،
گاهی هم از گرما میخواهد سر به بیابان بگذارد که او را با یادآوری واقعۀ عاشورا آرامَش میکنم :))
به سرعت برق و باد میگذرد
جوری که سر بالا میگیرد و میبیند
روبهروی حرم علمدار ایستاده و به پهنای صورت اشک ریخته
و حتی در بهت هم هست که
آیا واقعا من ؟
جلوتر که میرود به حرم ارباب میرسد
و دیگر عنان از کف میدهد
دیگر نه به پهنای صورت ، بلکه به اندازهای که توان دارد ، اشک میریزد :))
اصلا حسین با آمدنش ، رزق اشکش را هم داده است :)
و با خود زمزمه میکند
حسینجان
نمیدانم از کجا و چطور اما گرفتار تو شدن را دوست دارم :))
بعد از رفتن یک سفر به این چنین ، مگر میتوانم بگویم خسته و نالان هستم ؟
من اگر به چشم نمیدیدم ،
قطعا عبارت «حبالحسینیجمعنا» را درک نمیکردم :)))
#فارههنوشت🌱💚.
[مشڪآت⁶⁹]🇮🇷
اربعین ، کلمهای غریب ولی آشنا :)) گاهی در برههای از زمان که بیتاب و نالان میشوم و خستگی در روحم
این رو کاملاً دلی ،
اوایل مرداد نوشتم و امروز بسیار ذوقزده رفتم سرش ؛
جزء یکی از قشنگترین و احساسیترین متنهاییِ که نوشتم و
با کلمهکلمۀ جملهها کلی خاطره از ذهنم گذر میکنه ،
و یکی ازوناست که برام خاصه :]
- راحت از کنارش رد نشید 🥲🌱
با حضورِ این دوستانِ عزیزم ،
مگر میشود از مسیر خسته شوم یا
حوصلهام سرریز شود 🥲؟
هشتگ فارهه در جاده😂💚🌱.
رفقا جان
این روزها ممکنه نباشیم ،
نه من و نه بانو حسیبا
ولیی اگر بتونم که سر بزنم ،
کانال رو باهشتگ #روایتِاربعین دنبال کنید 💚🌱:)
- قبلاً از فعالیتِ کمِ کانال ، عذرخواهیم🪴
چرا خانم الناز دارابیان را در مسابقات پاراالمپیک پاریس نخواهیم دید؟
بعد از این که خانم دارابیان با چادر روی سکو رفت و مدال طلای مسابقات پارا آسیایی_ هانکژو را به فرشتههای کوچک غزه هدیه داد و بعد از آن به دیدار حضرت عشق؛ امام خامنهای رفت، این تعاملات انسانی و زیبای او برای عدهای سنگین و غیر قابل تحمل شد و در نهایت در پیچ و خم انتخابهای پاراالمپیک پاریس او را حذف کردند.
کلاسبند اوکراینی، کلاس او را بعد از ده سال، به مدت یک سال به کلاس بالاتر ارتقاء داد.
تا این جای کار، مشکلی نیست اما علیرغم وجود قانون برای اعتراض، به خانم دارابیان اجازه ندادند اعتراض کند و در کلاس جدید، ماده پرتاب دیسک برگزار نمیشود.
خانم دارابیان عزیز! شما ده سال سخت تلاش کردید تا عزت و افتخار یک زن ایرانی را به رخ جهانی بکشید که تحمل دیدن رفتار آزادمنشانه شما را ندارد پس طبیعی است که شما را حذف کنند.
اما واقعیت این است که شما حذف نشدید!
شما با رزمندگانی که به دنبال انتقام و خونخواهی کودکان غزهاند، هم قدم شدهاید.
جهان هم در حال همسویی با شماست تا نسل اسرائیل کودککش را از جهان ریشهکن کند.
و امروزی که در مسجد کوفه و سهله گذشت:))
تجربه شیرینی بود و به جا آوردن اعمال در این هوای گرم، بسیار سخت 🥵
#روایتِاربعین