[مشڪآت⁶⁹]🇮🇷
و امشب بعد از کلی وقت ؛ یه لبخندِ عمیقِ کشدار اومد رو لبم و خوشحالیِ عمیقش تا مدتها هست برام 🥲🤏🏻.
چقدر دلم برایِ اون شب تنگ شده🤏🏻
[مشڪآت⁶⁹]🇮🇷
چقدر دلم برایِ اون شب تنگ شده🤏🏻
شبِ امتحانایِ خرداد ،
بهترین شبایِ من بود که هیچوقت تکرار نمیشه برام🤏🏻
[مشڪآت⁶⁹]🇮🇷
جوری که همه ی رنگ چشما جذابه>>>
اینکه هرکدوم از اعضایِ بدن ما هم تو این دنیا شبیهِ یکی از زیباییهای طبیعته واقعاً جذابه :))
فکر کردن به اینکه کمتر از یک ماهه دیگه قراره ۶ صبح از خواب بیدار شم،به یه مدرسه جدید برم،دوستام پیشم نباشن،استرس امتحانا رو بکشم،وقت نکنم کتاب بخونم،ظهر خسته و کوفته برگردم خونه و تا شب درس بخونم باعث میشه تهوع بگیرم.
۹ ماه خدا خدا کردم تابستون شه و الان میبینم تابستونِ عزیزم داره نفسای آخرشو میکشه و این یعنی به پایان رسیدن شب تا صبح بیدار موندن و ۶ صبح خوابیدن،کتاب خوندنای پشت سر هم و دوقسمت دوقسمت فیلم دیدن،بدون دغدغه مهمونی رفتن،تا لنگ ظهر خوابیدن و ...