آدم وقتی جامعه شناسی یا حالا همین هویت اجتماعی رو میخونه غمگین میشه البته نه صرفا به خاطر اون قسمت غربی ش، که واقعا به کنار...همین ایدئولوژی اسلامی ای که میبینیم برخیشون چقدر دور هستند از جامعه کنونی جمهوری اسلامی.
و به این میرسیم که چقدر نیاز داریم به جامعه شناس یا به افرادی که مدیریت میخونند..چقدر به جامعه انسانی این کشور احتیاج داره..و چقدر از اون طرف نادیده میگیرند این قشر رو.. یعنی چی فقط تجربی و ریاضی؟
این کشور خداروشکر نخبه های علمی، پزشکان و مهندسین خوب زیادی داره و پیشرفت چشمگیری هم در این زمینه ها داشته. ولی کمبود توجه به رشته انسانی و به ضرورت وجود همچین متخصصانی چه از نظر شغلی چه از نظر جایگاه اجتماعی، بهشدت دیده میشه توی جامعه و این همواره مخربه برای جمهوری اسلامی.
اگر واقعا بیشتر پرداخته بشه به رشته علوم انسانی، چه توی آموزش پرورش چه توی مدارسی مثل سمپاد(از این جهت که خیلی کم از رشته انسانی قبول میکنند)
و همچنین اگر موقعیت شغلی و جایگاهی خوب توی سطح جامعه براشون فراهم بشه؛ میبینیم که چقدر ایران میتونه پیشرفت کنه و نقص های کنونیش رو برطرف کنه.
و ای کاش که دیده بشن بچه های نخبه و پرتلاش این رشته:))
و طبیعتا اون باور غلطی که توی خانوادهها به خاطر شرایط کنونی جامعه به وجود اومده. بابت انتخاب فقط بین تجربی یا ریاضی؛ و حتی هنر، که باز خداروشکر این رشته هم جایگاه خودش رو داره پیدا میکنه و اثر بسیاری هم گذاشته.. بعد از این تغییر در جامعه، کم میشه.
و برای کسانی که به خاطر دغدغه نداشتن آینده خوب، دست از این رشته حیاتبخش جامعه، با وجود استعدادها و تواناییهاشون میکشند؛ این تغییر، یک دلگرمی برای رفتن به دنبال رشته مورد علاقهشون میشه.✨
این موضوع هم کاملا ممکنه و دور نیست. برای مثال یک زمانی بود که میگفتند رشته انسانی و هنر، جای افراد تلاشگر نیست؛ کسانی که استعداد خاصی دارند و یا درسخون هستند در این رشته حیف میشوند.
اما این دیدگاه الان توی جامعه، معنایی نداره خداروشکر و تقریباً همه به سختی و مهم بودن این رشته پی بردند، ولی بابت آینده این رشته که بیشتر به دولت محترم بستگی داره، اگر به طور جدی کار بشه، قطعا برای ارزشگذاری بالاتر بچههای علوم انسانی، ثمربخشه.
تمرین رانندگی توی صبح روز تعطیل، به خاطر وجود خیابونهای خلوت به اون دوستانی که تازه رانندگی یادگرفتند، شدیداً پیشنهاد میشه:))