به نام خدا
صبح زودتر از همیشه بیدار می شوم... 🌞
زرنگی کردم و کتری پر را از شب روی شعله بسیار کم گذاشته ام خوب است که گاهی راهی برای جلو افتادن به ذهن آدم برسد...🙂
مادری شش فرزندی ام... 😍
سه تا محصل و سه تا زیر شش سال😊 یک دختر و پنج پسر🤩
پر سر و صدا و پر انرژی...😄به اضافه عمه بانو که همسن و سال دخترم است امسال همه امور تحصیلش را من و همسرم به عهده گرفته ایم بی هیچ قر بی هیچ بهانه تمام و کمال ... 🙂
بچه ها مستقل اند و یاد گرفته اند به تنهایی از پس اموراتشان بر آیند..مگر ابهام و سوالی... 😌
صبح زود نمازم را که خواندم صبحانه را چیدم لقمه و میوه و صبحانه و ناهار بچه ها را طوری تنظیم کردم که نیاز به خرید هله هوله نداشته باشند... 😇
و این هم از خوبی های مدرسه..آیا میدانید زود بیداری چه خوب است ؟ چه حالی دارد وقتی بچهها را راهی می کنی و بعد به همه کارهایت برسی..😄
ظهر است..آخیش هم منزل تمیز است و هم ناهارت حاضر و هم همسرت در راه خانه... 🧔
معلم قرآنم و بعضی روزها در دارالقرآن مسجد محله تدریس می کنم یعنی این خدای من چنان مهربان است که امسال پسرها و دخترانم گردشی هستند و خدا رو شکر همیشه یکی دو نفر از بچه ها هستند که از کوچک ترها مراقبت کنند😊 البته گاهی هم دم در چنان معصومانه به چادرم چنگ می زنند که دلم طاقت نمی آورد و آنها را با خودم به مسجد می برم جایی که هم حکم پارک دارد برایشان هم زمین فوتبال هم مهد کودک و خلاصه تفریحگاهشان..✅
شب ها زود شام می خوریم و زود می خوابیم و امان از ساعتی که بچه ها زود به رختخواب نروند و این بهترین روش برای سیرخواب شدن مادری چون من است...🧕
سخت است آری روزهای مدرسه چون بیشتر می دوی بیشتر حرف می زنی بیشتر شنونده شکایات فرزندانت هستی بیشتر نصیحت می کنی و حتی بیشتر خرید می کنی و بیشتر از خانه بیرون می روی🤷♀
اما زمانی که موفقیت و قد کشیدن میوه های وجودت را شاهد هستی خیالت راحت می شود...وقتی آن ها را با همه اموراتشان به پروردگاری می سپاری که قول داده خودش متکفل امورشان باشد... 😌
وقتی میدانی صاحبی داری که هر روز زمزمه سربازی اش را در گوش آن ها می خوانی خیالت راحت می شود و آرام می گیری...
به ستون قرآنش تکیه می کنی و زمزمه می کنی:
«الحمدلله» 🌹
#ماه_مهر_و_مهر_مادرانه
#چالشهای_مامانا_و_بچه_مدرسهایها
#شکوه_خانواده
https://zil.ink/mehre_fereshteha