eitaa logo
مهر فرشته ها👼
2.9هزار دنبال‌کننده
3.3هزار عکس
904 ویدیو
48 فایل
گاهی خدای مهربان می‌خواهد با دست تو، دست دیگر بندگانش را بگیرد؛ وقتی دستی را به یاری می‌گیری، بدان که دست دیگرت در دست خداست. *مهر فرشته‌ها* دستان شما را به خدا میرساند https://zil.ink/mehre_fereshteha شماره کارت`۵۸۹۲۱۰۷۰۴۴۲۱۹۴۱۱` گروه جهادی مهرفرشته ها
مشاهده در ایتا
دانلود
اول امروز که روز تولد حضرت عباس علیه السلام هست، رفتم ویزیت بخش نوزادان.😃 تو اینجور مناسبتها وقتی میرم سرویزیت دنبال فرصتی میگردم که ببینم اسم نوزاد چیه؟ و برای مامان از ارزشمندی و اهمیت اسم میگم. امروز هم دوست داشتم اسم همه پسرها حسین، عباس یا سجاد گذاشته بشه.💚 با انگیزه و اشتیاق رفتم سرویزیت . پرونده ی نوزاد رو باز کردم. ای دل غافل تیرم به سنگ خورد نوزادمون دختره😅👧 ولیییی در عوض بچه ششم😍 بیماریهای مادر رو چک کردم. ۳۶ساله با دیابت تحت درمان انسولین و سابقه جراحی قلب باز بدلیل بیماری سرشتی. _ سلام مامان مهربون.خداقوووووت. تبریک میگم. _ ممنون عزیزم . . . _ بیماری قلبیتون چی بوده؟ * نمیدونم میگفتن بخاطر دو سوراخ داشتن، صدای اضافه داشته قلبم. _تو این سالها بعد از عمل و حین زایمانها مشکلی نداشتی؟ *قبلش خیلی ولی بعدش نه خداروشکر _ شکر 😊 _۴ فرزندی که دارید مشکل قلبی ندارن؟ * یکی همون اول بارداری سقط شد نمیدونم به‌چه علتی.بقیه نه .مشکلی ندارن. خوندن پرونده رو ادامه دادم رسیدم به ... نکته: این عکس از پرونده بیمار گرفته نشده. بلکه من اطلاعات بیمار رو تا حدی که لازمه به اشتراک گذاشتم.پس حریم خصوصی حفظ شده👌 ادامه دارد...👇👇👇👇👇 https://zil.ink/mehre_fereshteha
دوم همیشه اول از معاینه نوزاد شروع میکردم. این بار اول رفته بودم سراغ پرونده. دیدم مامای زایشگاه نوشتن مشکوک به صدای اضافه‌ی قلب. یعنی⏪ احتمال بیماری قلبی سرشتی😢 لابد مامانش بشنوه تمام روزهای سخت بیماری خودش براش زنده میشه😞 اگر در دوران بارداری متوجه این بیماری میشد؟ آیا س ق ط؟؟؟😢 اگر اقوام و دوستانش بفهمن میگن ببین انقد بچه آوردی تا آخرش یکی ناقص شد⛔️ حتما اگر الان مادرش میفهمید دلش هزار و یک راه میرفت و میخواست کاش معجزه بشه و همه چیز خوب باشه. هرچند خوب و بد در نظر ما کجا و خوب از نظر خیرخواه عالم کجا. ادامه دارد.....👇👇👇👇👇 https://zil.ink/mehre_fereshteha
سوم گوشی پزشکیم رو روی قلبش گذاشتم؛کمی کنکاش کردم و همه جای قفسه سینه رو گوش دادم. منظم و سریع میزد. بدون صدای اضافه🤩 لابد اون صدای اول گذرا بوده. چه خوووووب.خدایا ممنون 😍 و هیچ وقت مادرش این معجزه ی خداوند رو ندید و نخواهد فهمید. و هیچ وقت برای اون معجزه شکر گزاری نخواهد کرد. و چه بسیارند بلاهایی که خدای مهربون میدونه و میبینه و از ما رفع میکنه و ما خبردار نمیشیم. آیا برای همه ی اونها شکر گزاریم یا برای کوچیکترین بلا اهل غر و ناامیدی؟ رفتم سراغ معاینه ی بقیه اعضای بدنش. دونه دونه معاینه کردم. هیچ کدوم مشکلی نداشتن. همه نرمال نرمال نرمال https://zil.ink/mehre_fereshteha
وقتی برای ویزیتشون رفتم نمیدونستم والدینشون سالها بچه دار نمیشدن. وارد اتاق که شدم چهره ی خسته ی مادر سنش رو بیشتر کرده بود. بعد از سلام و احوالپرسی و تبریک, شرح حال گرفتم. مامان گفت: "چندین سال بچه دار نمیشدیم، ivf هم کردیم ولی نتیجه نداد. تا اینکه بطور طبیعی باردار شدم. بعدتر متوجه شدم دوقلو هستن. دوتا دختر ناز و سالم " 💔من و بغض و اشک شوق🥲 وقتی خووب صبر و توکل و توحید رو آزمودی ، بعد شگفت زده کردی. الْحَمْدُ لله عَلَی کُلِّ نِعْمَةٍ وَ أَسْأَلُ اللهَ مِنْ کُلِّ خَیْرٍ وَ أَعُوذُ باللهِ مِنْ کُلِّ شَرٍّ وَ أَسْتَغْفِرُ اللهَ مِنْ کُلِّ ذَنْبٍ https://zil.ink/mehre_fereshteha
اینجا برام ته دنیا بود بخش کودکان سرطانی و بیماری‌های خونی. بعد از ماه ها رفتن به این بخش و بارها گریه کردن وسط کار، اینجا برام شد کلاس خداشناسی و اساتید من شدن این مادرها به یاد مادری که وقتی متوجه شد کوچولوش بدخیمی خونی داره و وسط بخش روی زمین غش کرد.چند وقت بعد دیدمش، سرپا شده بود. گمونم با خدا معامله ای کرده بود. یاد آنیسا که خیلی دلم براش تنگ شده، و دیدارمون رفت به قیامت. پدر و مادرش برای همراهییش موهاشونو از ته زده بودن 😢 یاد مامان بابای زینب که چروکهای صورتشون و لبخند تلخشون هیچ وقت از یادم نمیره یاد تبهای همیشگی و رگ گرفتن های هر روز و ... ولی این همه غم که با اشک مینویسم در قلب این مادرها چطور جاشده؟ چکار میکنن که وقتی صبح برای ویزیت روز۲۰بستریشون میرم، بلند بلند میخندن و خوش و بش میکنن. اینها به خدا وصل شدن و شاید خودشون هم ندونن. وقتی شکرگزاری میکنن میگم حتما اینجا خدا به بنده هاش یاد داده : إِنَّما يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسابٍ اگر حاجتمندی، براي رفع گرفتاريش دعا کند و استجابت دعاي او به مصلحت نباشد، خداوند در قيامت از او عذرخواهى مى‏ كند و مى‏ فرمايد: اگر دعاىت مستجاب نشد، مصلحت نبود و علّت آن را روشن مى‏ كند و به گونه‏ اى براى او جبران مى‏ کند كه آن بنده مى‏ گويد اى كاش هيچ يك از دعاهايم در دنيا مستجاب نشده بود. و اما اونیکه جنین بی گناهی رو بخاطر زحمت پدرومادرش یا سرزده اومدنش مستحق سقط میدونه، لابد تمام این بچه هارو بخاطر زحمت درمانشون برای خانواده و سیستم بهداشتی مستحق مرگ میدونه😢 https://zil.ink/mehre_fereshteha
❁ـ﷽ـ❁ حسین، پیاده، در حالی که کودکانش اطرافش بودند، به خیمه آمد. چرا؟ چون پیش از این امام، حَجّاج بن مسروق را فرستاده بود که او، عُبِیدالله بن حر جُعفی، را دعوت کند تا با حسین و یارانش همراه شود. اما عبیدالله نپذیرفته بود! دست رد به فرستاده شخصی امام زده بود! نه تنها دست رد زده بود بلکه گفته بود: مایل نیستم که او مرا ببیند و من او را ببینم! با این حال حسین کشتی نجات رحمة للعالمین شخصاً خودش به خیمه عبیدالله رفت تا باز هم از او بخواهد که به لشکر حق بپوندد! (آاااه 😭 کدام گروه از مردمان جهان، چنین کریم وسیع مهربانی دارند؟😭) امام به او فرمود: تو را چه شده که مرا یاری نمیکنی؟ و عبیدالله آورد. و در آخر گفت: این یاران من و اسب سواری من که زین شده و آماده سواری است تقدیم به شما! به خدا قسم هر وقت سوار این اسب شده ام هر چه خواسته ام به آن رسیده ام، و هر کس در طلب من بود به من نرسید. امام فرمود: من به یاران تو و اسب تو احتیاجی ندارم! [من چیز دیگری از تو خواستم که آن را از امام خود دریغ کردی، هرچیز دیگری از تو به کار راه حق نمی‌آید] من هم نصیحتی به تو می کنم. یا ابنَ حر! برو جایی که صدای استغاثه ما را نشنوی! بدان که هر کس ناله و استغاثه ما را بشنود و ما را یاری نکند، قسم به خداوند که روز قیامت او را از رو بر آتش دوزخ می افکند. حسین این را فرمود و رفت. و عبیدالله از کربلا جا ماند؛ از امام، از از ولیّ خدا، از انجام کار درست در زمان درست، از پیوستن به بزرگترین سعادت عالم... ━━━━━━━ ⟡ ━━━━━━━ نایب‌الامام، ولی امر مسلمین جهان، فرمود: "ایران را و اسلام را، این مسئله [پیری جمعیت] تهدید میکند" "نگذاریم جمعیّت کاهش پیدا کند، موالید را افزایش بدهیم" "من اصرار میکنم که حتماً بایستی تکثیر نسل بشود، خانواده‌ها باید فرزنددار بشوند، فرزندهای بیشتری" و ما، را ردیف کردیم: بچه که... نه دست و پا گیر است اما عوضش دانشگاه/حوزه میروم و جهاد علمی میکنم! بچه که.... نه مردم چه می‌گويند اما عوضش کار اقتصادی میکنم! بچه که... نه از نظر مالی به ما فشار می‌آید اما عوضش کار فرهنگی میکنم! بچه که... نه تربیتش سخت است اما عوضش .... بچه که ... نه جسم و اندامم به هم میریزد اما عوضش... بچه که نه خانواده مخالف است اما عوضش... بچه که نه همین دو تا بس است اما عوضش... بچه که نه از ما گذشته اما عوضش... بچه که نه اما عوضش... عوضش؟! عبیدالله "عوضش" اسبش را به امام تعارف زد، امام نپذیرفت! و‌ خواسته امام مشخص و واضح بود... بعضی چیزها جایگزین ندارند! "فرزندآوری"، جایگزین دیگری ندارد! عوضش ندارد! به خودی خود حیاتی است! نه مدرک علمی ما، نه تلاش اقتصادی ما، نه کار فرهنگی ما، نه هیچ چیز دیگری، برای ایران، برای اسلام، برای شیعه جایگزین نیروی انسانی جوان نمی‌شود. نیروی انسانیِ جوانِ چند سالِ دیگرِ کشور، صرفاً و منحصراً وابسته به فرزندآوری امروز ماست؛ بی هیچ و بهانه‌ای! "یکی از خطراتی که وقتی انسان درست به عمق آن فکر می‌کند، تن او می‌لرزد، این مسئله‌ جمعیت است" نایب‌الامام فرمود! ✍ هـجرتــــــ بله و ایتا @hejrat_kon روبیکا @dr_mother8_hejrat