رفتم با خواهرم کافه بعد یه پسری مزاحم خواهرم شد یه جوری آیس لاته رو پرت کردم رو پسره تا قیامت نزدیک خواهرم نمیشه
«توت خشکه و غریبه انیتارو ببره عدن🚮🚮من با خیانت کارا حرف نمیزنم
خسته نباشی باهوش
من چمیدونستم دلقک تو که با همه مشکل داری
«توت خشکه و غریبه انیتارو ببره عدن🚮🚮من با خیانت کارا حرف نمیزنم
اره
میخواستم بگم آبرومو پیش دوستم بردی☺️