هدایت شده از "About someone"
برای https://eitaa.com/stywpe
بعد از برگشت از دانشگاهت توی نیویورک به کتاب فروشی ها سر میزنی، اغلب اونایی که زیاد بزرگ و تجملاتی نیستن رو انتخاب میکنی چون بنظرت اون ها روح دارن و مثل چیزهای مدرن بی روح و ساده نیستن،بین کتاب ها و داستان هاشون گم میشی،وقتی به خودت میای دوباره میری بیرون، لاک های جدید میخری، دفتر جدیدی میخری تا لحظاتت رو مثل همیشه ثبت کنی،شعرهارو بنویسی و یا طراحی کنی، به خونه ات که توی بوی شکلات و نسکافه ای غرق شده برمیگردی و به دوربین عکاسیت و عکس هایی که گرفتی نگاه میکنی،بازم به لحظات روح میبخشی.🌀
از یه ور اینکه نمیتونم به جهان ثابت کنم روزایی که لب مرگم طلوعی وجود نداره ناراحتم ، از یه ور خوشحالم که تموم میشه ، و شروع دوباره برای من تولدی دوباره ست .