🔻بایدهای کاملاً متفاوت طرفین در جنگ کنونی
🔹طوفان الاقصی و جنگ غزه یکسالگی را پشتسر گذاشتند. رژیم اسرائیل اصرار دارد فعلاً به جنگ غزه و من تبع آن ادامه دهد و ما اصرار داریم هرچه زودتر این جنگ متوقف گردد.
🔹رژیم غاصب به امید پدید آمدن شرایط خروج موفق به جنگ ادامه میدهد و ما توقف جنگ غزه را موفقیت میدانیم. به این جهت یکی در حداکثر جنایت ظاهر شده و دیگری در حد ضرورت پاسخ داده است. پس در این صحنه حساس دو راهبرد کاملاً متضاد وجود دارد و از اینرو نمیتوان از طرفی که میخواهد هرچه زودتر این جنگ متوقف گردد، خواست مثل طرفی که به قصد یافتن راهی، دامنه شرارت را گسترش میدهد، عمل کند.
🔹در عین حال صحنه جنگ، از یکسو صحنه پاسخ متقابل و همسنگ هم میباشد و از سوی دیگر آبستن پدیدههایی است که چندان محاسبهپذیر نیستند. از اینرو در طول تاریخ، اداره جنگ، سختترین موضوع در حکمرانی بوده است و اداره آن به ترکیبی از شجاعت، حکمت و حسابگری وابسته میباشد و فقدان هر کدام از این سه، نتیجه جنگ را حتماً به ضرر حکومتی با این مختصات تمام میکند.
🔹درست در روزهایی که ارتش رژیم غاصب مدعی است کار غزه را تمام کرده، در دو منطقه خان یونس در جنوب و جبالیا در شمال باریکه غزه با حملات فلسطینیها مواجه گردیده است.
🔹جالب این است که برابر آخرین نظرسنجی غربیها در غزه، ۶۷ درصد ساکنان آواره باریکه غزه گفتهاند بر ضرورت ادامه حکومت حماس بر غزه در پایان جنگ تأکید دارند و حاضر به پذیرش افرادی از حکومت خودگردان نیستند.
#سعدلاله_زارعی
#یادداشت_روز
#طوفان_الاقصى #فلسطین
#راه_نصرالله
#پایگاه_نظامی_سجیل
@mensejjil
🔻غلبه بر مقاومت ممکن نیست؛ چرا؟ (۲)
🔹مردم سوریه رشیدتر از آن هستند که عمق توطئهای که این روزها علیه سرزمینشان جریان دارد را متوجه نشوند و قدرتمندتر از آن هستند که از پس خنثیسازی این توطئه برنیایند. مقاومت در منطقه یک طرح سیاسی نیست که با توافق دو یا چند دولت و یا چند حزب سیاسی پدید آمده باشد. مقاومت مقتدرانه، حاجت عمومی مردم این منطقه در برابر طمعورزیهای آمریکا و رژیم غاصب است و این چیزی نیست که با سقوط یک دولت دچار دگردیسی و کاستی شود. در سوریه، اگر بار مقاومت تا امروز عمدتاً بر دوش یک دولت یا یک حزب بوده، امروز بر دوش کل ملت سوریه و همه اجزاء آن قرار گرفته و این چیزی نیست که قابل اسقاط باشد.
🔹نکته مهم این است که آمریکا و رژیم صهیونیستی با اقداماتی که در یک سال اخیر علیه سه کشور عربی و اسلامی ـ فلسطین، لبنان و سوریه ـ به اجرا گذاشته و نقض حاکمیت کردند، بیش از گذشته خود را در برابر جهان اسلام قرار دادهاند. آنان در حالی که سودای تسلط بر این منطقه دارند و میخواهند قدرت سابق خود را احیا کنند، در همان حال علیه سه کشور و سه ملت دست به جنگ، کشتار و تجاوز زدهاند! این یک تناقض آشکار است. خود این تجاوزات و کشتارها و نقض حاکمیتها، آنان را از بازیابی قدرت نامشروع خود بازمیدارد. هیچ دولت عربی هر چند خائن باشد، به دلیل عصبانیت عمومی ملتها از این تجاوزات، جرأت همکاری علنی از قبیل عادیسازی با اسرائیل را نخواهد داشت. در واقع آنچه این روزها در غزه، لبنان و سوریه مشاهده میکنیم، خود برهان قاطعی بر حقانیت مقاومت و روایی آن است. به همین دلیل است که جامعه سنی، جامعه دروز و جامعه مسیحی لبنان هم در کنار جامعه شیعه، در مقابل تضعیف حزبالله ایستادند و هیچ تحمیل جدیدی بر حزبالله را نپذیرفتند. کما اینکه جوامع اسلامی و عربی منطقه به طور یکپارچه در مقابل طرح تغییر وضعیت سیاسی ـ امنیتی غزه ایستادهاند.
🔹اکثر ملتها و دولتهای منطقه به خوبی میدانند، مقاومت سرمایه آنان در برابر نقض حاکمیت ملیشان در برابر آمریکا و رژیم اسرائیل است. اگر آمریکاییها و صهیونیستها براساس تعلیمات ضداسلامیشان گمان میکنند مانور قدرت آنان علیه سوریه، لبنان و فلسطین سبب تسلیم ملتها و دولتها در منطقه میشود، حتماً دچار خطا هستند. نگاهی به مواضع ضدآمریکایی و ضداسرائیلی ماههای اخیر ملتها و دولتهای عربی، علیرغم آن که با حماس، حزبالله و دولت اسد اختلاف داشتهاند، به خوبی وضع منطقه را نشان میدهد. مقاومت نه تنها بخشی از هویتجداییناپذیر منطقه است بلکه در رأس نیازهایی است که ملتها و دولتها به آن توجه دارند. تحرکات دشمنان اسلام و دشمنان اعراب، مقاومت را به حاشیه نمیبرد، خودشان را بیش از پیش منزوی و منفور میگرداند.
#سعدلاله_زارعی
#یادداشت_روز
#طوفان_الاقصى #فلسطین
#راه_نصرالله
#پایگاه_نظامی_سجیل
@mensejjil
🔻غلبه بر مقاومت ممکن نیست؛ چرا؟ (۱)
🔹به نظر این نگارنده آنچه در حد فاصل هفتم تا هجدهم آذر ماه جاری در سوریه مشاهده کردیم، بهزعم طراحان بخش اولیه اتفاقی است که برای کل منطقه و فراتر از آن تدارک دیده شده است. البته موفقیت هدفگذاری اتفاقی که طراحی شده بحث دیگری است و تجربه طولانی ما پاسخ این موضوع را میدهد. اگر ما به اسناد و اظهارات مقامات طی این حدود ۳۰ سال نگاه بیندازیم متوجه میشویم اسناد و مقامات دستگاههای مختلف آمریکا، بقاء ابرقدرتی این کشور را در سیطره و سلطه یکپارچه و یا تا حد زیادی یکپارچه بر غرب آسیا ـ به قول آنها خاورمیانه ـ میدانند. خاورمیانه برای آمریکا رمز بقاء این کشور در قامت یک ابرقدرت است و هیچ معاوضه و بدلی هم ندارد. این در حالی است که در خاورمیانه کنونی، سلطه آمریکا تا حد زیادی از بین رفته است و روند تحولات از شیب تند انزوای آمریکا خبر میدهد. در همین ماههای اخیر شاهد بودیم که با اندک حرکت استقلالطلبانهای که صورت گرفت، ابقاء نظامیان آمریکایی، انگلیسی و فرانسوی در دستکم پنجکشور آفریقایی مورد تجدیدنظر قرار گرفت و روند خروج نظامی غربیها از این کشورها شروع شد. خب در غرب آسیا ظرفیت مخالفت با ادامه حضور نظامیان آمریکایی و انگلیسی خیلی قویتر از ظرفیت آفریقا میباشد.
🔹بحث از لزوم شکل دادن به خاورمیانه جدید یا خاورمیانه بزرگ که دستکم از سال ۱۳۷۳ شروع شد و در سال ۱۳۷۹ در قالب یک طرح جامع روی میز دولت آمریکا قرار گرفت و اندکی پس از آن با خلق حادثه نمادین یازده سپتامبر، جنگهای افغانستان و عراق و پس از آن چندین جنگ دیگر و حوادث بسیار تروریستی در سطح منطقه و فراتر از آن راه افتاد، هدفگذاری آمریکا از تحولات در غرب آسیا را روشن مینماید.
🔹بمباران همزمان تواناییهای سوریه از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی پس از اسقاط نظام سیاسی این کشور کاملاً بیانگر آن است که اغراض این دو رژیم متجاوز فراتر از اسقاط یک دولت در یکی از کشورهای غرب آسیا میباشد. آنچه در طرح آمریکا دیده شده، باز مهندسی غرب آسیا بر محور اقتداربخشی به رژیم شکستخورده اسرائیل است. دولت آمریکا در حالی که وانمود میکرد با کشتار وسیع مردم مظلوم غزه مخالف است، مسیر انتقال وسیع بمبهای قوی به رژیم متجاوز را بیوقفه ادامه داد و یا در حالی که وانمود میکرد در تدارک آتشبس در جنگ رژیم صهیونیستی علیه لبنان است، چشم خود را بر ادامه جنایات اسرائیل در لبنان و نقض مکرر آتشبس بست و نیز در حالی که وانمود میکرد با اقدامات تروریستی در سوریه مخالف است، در برابر تهاجم تروریستهای تحریرالشام و در برابر حمله وسیع رژیم غاصب به سوریه پس از تغییر دولت در دمشق هیچ موضع مخالفی نگرفت و حتی بلافاصله پس از سقوط دمشق اعلام کرد در حال بررسی خارج کردن تحریرالشام از لیست گروههای تروریستی است. بنابراین کاملاً واضح است که از نظر آمریکا صرفاً تغییر دولتها کفایت نمیکند بلکه به تضعیف مطلق کشورها از دو حیث اقتصادی و نظامی چشم دوخته است به گونهای که رژیم غاصب صهیونیستی بتواند به آسانی سیاستهای توسعهطلبانه خود را پیش ببرد.
🔹در پرونده سوریه، آمریکا ابتدا بر منابع اقتصادی آن در شرق این کشور مسلط و مانع برخورداری دولت از داراییهای خود شد به گونهای که دچار فقر مطلق شود و قادر به اداره نیروهای نظامی خود هم نباشد و سپس با اعمال تحریمهای شدید تزار یا قیصر، مجاری تنفسی دولت و مردم سوریه را بست. دولت سوریه به دلیل ضعف مالی، قادر به تأمین توانایی و روحیه ارتش نشد و این در حالی بود که در یک سال گذشته، کمک مالی دولت آمریکا به رژیم غاصب از ۴۰ میلیارد دلار فراتر رفت و علاوهبر آن نزدیک به ۱۲۰ هزار تن انواع سلاحها و بمبها را در اختیار رژیم قرار داد. بر این اساس حتی پس از سقوط دمشق، تهاجم سنگین زمینی و هوائی رژیم صهیونیستی علیه سوریه ادامه یافت و شدت گرفت. با این وجود بسیار سادهلوحانه است اگر تحولات اخیر سوریه را صرفاً از منظر هجوم یک گروه مسلح داخلی و یا صرفاً از منظر سیاستهای تجاوزکارانه همسایه شمالی آن تجزیه و تحلیل کنیم. امروز سیاستهای همسایه شمالی سوریه و گروه وابسته به آن، نوعی عملگی در طرحی است که اگر مجال پیدا کند، در انتهای آن و در افق جایی برای جولان آنها نیز در سوریه باقی نمیماند.
🔹اما البته آنچه در عمل در سوریه و در بقیه منطقه اتفاق خواهد افتاد، کامیابی آمریکا، اسرائیل و تروریستها و دولتهایی که سادهلوحانه در این روند ایفای نقش کردهاند نخواهد بود. مردم سوریه در طول ۵۰ ـ ۶۰ سال گذشته بیش از هر ملت دیگری در غرب آسیا، در برابر آمریکا، رژیم اسرائیل و دولتهایی در اطراف خود و گروههای تروریستی قرار داشتهاند. زمین سوریه در همه این دهها سال، زمین مقاومت بوده است.
🔻ادامه دارد...
#سعدلاله_زارعی
#طوفان_الاقصى #فلسطین
#راه_نصرالله
#پایگاه_نظامی_سجیل
@mensejjil
🔻موانع داخلی خلع سلاح مقاومت(۱)
🔹ادبیات امروز دشمنان در ارتباط با همه اضلاع جبهه مقاومت، خلع سلاح است. ترامپ در نامه به جمهوری اسلامی بهگونهای بر خلع سلاح مؤثر تأکید کرده است. در لبنان، فرستاده ویژه آمریکا و جریان وابسته به آن از خلع سلاح حزبالله صحبت میکنند، در عراق صحبت از انحلال حشدالشعبی و در واقع خلع سلاح مقاومت میشود، در سوریه اکثر زیرساختهای نظامی آن را زده و عزم خلع سلاح آن را دارند، در غزه از خلع سلاح مقاومت بهعنوان شرط برقراری آتشبس یاد میشود، حتی در افغانستان از ضرورت خلع سلاح صحبت به میان آمده و در یمن، آمریکاییها با حملات پیاپی سعی دارند همه زیرساختهای نظامی آن را از بین ببرند. جدای از اینکه چنین چیزی ممکن است یا ممکن نیست، اصل طرح این موضوع و اتفاقات پس از آن، قابل بحث جدی است.
🔹پیش از این مباحث، همه دیدهایم که آمریکاییها بر توسعه پایگاههای نظامی خود در دنیا و از جمله در منطقه و نیز بر افزایش نیروهای نظامی خود در منطقه و خارج از آن تأکید کردهاند. بنابراین اهمیت داشتن نیروی نظامی و کاربرد آن در حوزه امنیت ملی و در افق پیشرفت یک کشور، بسیار روشن و بدیهی است، منتهی از منظر نظام استکباری باید این موضوع در انحصار خود آنان قرار داشته باشد و دیگران فقط مخاطب آن قرار بگیرند.
🔹بنابراین برای تحکیم مطلق حکمرانی آمریکا، دیگران نباید به هیچ وجه توان مقاومت در برابر آن را داشته باشند. تفاوتی هم در ایدئولوژیها نیست فقط کافی است جغرافیای یک کشور آدرسی از اقتدار و مقاومت آن را نشان دهد؛ این کشور باید مورد حمله قرار بگیرد، توان آن به یغما رود و به یک موجود کاملاً منفعل تبدیل شود، بهگونهای که در جبین و افق آن هیچ نشانهای از قدرت و استقامت وجود نداشته باشد. نگاهی به سوریه بیندازید، این کشور در این اواخر بهصورت محدود در مقابل رژیم غاصب اسرائیل دست به اقدامات پدافندی میزد، بعد که دولت آن که شهرت مقاومت را یدک میکشید، با یک توطئه خارجی و در سایه عدم هوشمندی آن، ساقط شد، مورد آماج حملات شدید زیادی قرار گرفت تا جایی که دو روز پیش، یک آمار معتبر، بیانگر فروپاشی 95 درصد زیرساختهای نظامی و امنیتی سوریه است. در ادامه آن، صحبت از تجزیه سوریه و عدم شکلگیری دولت مرکزی مقتدر در آن هم، در دستور کار طرف آمریکایی ـ اسرائیلی قرار گرفته است تا هیچ مانعی نه در حال و نه در آینده، در مقابل توسعهطلبی و تجاوز رژیم اسرائیل وجود نداشته باشد. این البته سیاست شناختهشده غربیها در مواجهه با جهان اسلام میباشد. فروپاشی قلمرو عثمانی و جزءجزء کردن سرزمینهای این امپراتوری پهناور برای همین صورت گرفت و ـ حسب اسناد و نیز عملکرد ـ از آن زمان غرب اراده کرده است تا هیچ قدرتی در جهان اسلام شکل نگیرد. این به مرور تبدیل به مهمترین خط قرمز غرب در جهان اسلام شده است. اما در طول حدود یک صد سال گذشته، با ملاحظه شرایط، منطقه بالا و پایین شده است. امروز دشمنان به گمان اینکه خویشتنداری واحدهای مقاومت در لبنان و عراق و نیز پارهای خویشتنداریهای جمهوری اسلامی ناشی از ضعف آنها میباشد، فشار دشمن روی خلع سلاح آنها وارد کرده و امید آن نسبت به تحقق چنین وضعیت شومی فزونی گرفته است.
🔹پس معلوم میشود حفظ قدرت کنونی ایران و حفظ قدرت جبهه مقاومت از ضروریات است و باید تا آنجا که ممکن است افزایش پیدا کند. مرور تحولات 15 سال اخیر یعنی پس از امواجی که از سال 1390 / 2011 در سوریه و عراق و بعضی کشورهای دیگر به راه افتاد، به ما میگوید تنها با داشتن قدرت است که میتوان در برابر امواج بنیانکن استعماری و تروریستی جان سالم بهدر برد. این اولین درس این تحولات میباشد. اما این تحولات درس مهم دیگری هم دارد و آن توان واقعی مقاومت در منطقه و در تکتک کشورهای آن است. در بعضی از کشورها این مقاومت به ساختار و سازمانی شناختهشده تبدیل شده است و در بعضی از کشورها علیرغم وجود ظرفیتها، اینها به فعلیت سازمانی و ساختاری نرسیدهاند تبدیل این ظرفیتها به ساختارهای منظم کار دشواری نیست، و از آنجا که دشوار نیست موجب نگرانی شدید آمریکا و رژیم صهیونیستی شده است.
🔹مثلاً زمانی که با مدیریت فتحی شقاقی جهاد اسلامی در سال 1361 در فلسطین شکل گرفت و یا شش سال پس از آن، که با هدایت شیخ احمد یاسین جنبش انقلابی حماس در سال 1367 شکل گرفت، این موضوع به اثبات رسید که برخلاف سختیهایی که در شکلدهی به ارگانهای کلاسیک نظامی وجود دارد، شکلدهی به ساختارهای اجتماعی تا چه اندازه آسان میباشد. همین تجربه در یمن هم وجود دارد. همین جریان انقلابی یمن که امروز خارچشم همه دشمنان اسلام شده است، در سال 1382 یعنی همین حدود 22 سال پیش، توان دفاع از نیروهای خود را هم نداشت.
🔻ادامه دارد...
#سعدلاله_زارعی
#پایگاه_نظامی_سجیل
@mensejjil
🔻موانع داخلی خلع سلاح مقاومت(۲)
🔹ارتش علی عبدلاله صالح با بهرهمندی از همکاری اطلاعاتی قطر توانست در آن سال همه نیروهای انصارالله که آن موقع گروه حوثیها خوانده میشدند را در کوههای مران که به آن پناه برده بودند، به شهادت برساند. امروز همان گروه کوچک نه تنها ارتشهای علی عبدلاله صالح و سلمان بن عبدالعزیز را در فاصله سالهای 82 تا 88 شکست دادند، در جنگی 8 ساله هم پیروز شدهاند بلکه در یک سال گذشته به مصاف آمریکا و رژیم غاصب اسرائیل هم رفتهاند.
🔹این نیروهای مقاومت در جای جای منطقه، ضربه را میپذیرند و نوعاً در برابر تکنولوژیها و موقعیتهای ویژه دشمنان قادر به دفاع از خود نیستند، اما در عین حال میتوانند آنچنان ضربهای به دشمنان خود بزنند که برای همیشه فکر غلبه را از سر بیرون کنند.
🔹حزبالله لبنان در یورش مقدماتی جنگ 33 روزه، رژیم اسرائیل را به چالش کشید، پس از آن جنگ شد و مقاومت لبنان بهای این جنگ را در قالب از دست دادن افراد و ابنیهها پرداخت کرد. بعد از شش سال، حزبالله وارد جنگی بزرگتر، طولانیتر و پیچیدهتر از جنگ سال 1385 لبنان شد و در نبردی شش تا هفت ساله در خارج از مرزهای لبنان به پیروزی رسید و به وطن خود بازگشت و پنج سال بعد در دفاع از غزه، سینه سپر کرد، در حالی که جراحات وارد شده به حزبالله در جنگ سوریه (1397 ـ 1391) چند برابر جراحات آن در جنگ تابستان 1385 بود. زمان زیادی از پایان درگیریهای حزبالله در سوریه نگذشته بود که یک بار دیگر داوطلبانه ورود به جنگ علیه اسرائیل و در دفاع از مظلومان بیپناه غزه را پذیرفت.
🔹جالب این است که حزبالله هرگاه وارد یک چالش سخت و سنگین با دشمن خارجی، توأم با هزینه زیاد شده، در پایان آن درگیر چالشی داخلی گردیده است؛ حزبالله پس از پیروزی مطلق بر اسرائیل در سال 1379/ 2000، با ترور شدن رفیق حریری، نخستوزیر خوشنام لبنان، درگیر فتنه سنگین شد. این فتنه، ارتش سوریه را پس از بیش از ۱۵ سال از حضور رسمی، وادار به ترک لبنان کرد در این زمان، حزبالله با صدور یک برگ اتهامی در گوشه رینگ قرار گرفت. بعد از آنکه حزبالله با پیروزی تاریخی از جنگ ۳۳ روزه خارج شد، دوباره درگیر فتنه داخلی گردید. لبنان در این مقطع تقریباً بهطور کامل به دو بخش تقسیم شد و بخش بزرگتر (۱۴ مارس) طیفی از مخالفان حزبالله را در خود جای داده بود که از سوی دولتهای عربی و غربی حمایت میشدند. حزبالله بعد از پیروزی در مقابل رژیم اسرائیل در جریان حمله زمینی آن در سال 1403/ 2024، یک بار دیگر درگیر فتنه داخلی گردید که اینک در حال طی کردن این دوره است.
🔹حزبالله در همه این مقاطع، در فضای واقعی قدرتمند دیده شده و به قدرت آن اعتراف گردید و در فضای غیرواقعی، ضعیف و حتی خیلی ضعیف دیده شده و قدرت آن انکار گردیده است. اما یک فرد تجربهمند میداند حزبالله یک ارتش کلاسیک نیست که بتواند از نیروهای خود در برابر دشمن محافظت کند؛ بنابراین شهید میدهد و با ویرانی ابنیههایش مواجه میگردد کمااینکه همواره چنین بوده است. همین ضاحیه در جنوب بیروت که تصاویر تخریبهای آن، انسان را ناراحت میکند، اینک ششمین بار است که چنین وضعی را تجربه مینماید. بنابراین نباید با تصاویر به ارزیابی وضع کنونی و افق یک جریان یا یک کشور نشست.
🔹قطعاً حزبالله پس از جنگ سنگین یک سال و چند ماه اخیر با رژیم اسرائیل، به یک دورهای برای بازیابی موقعیت خود احتیاج دارد؛ این بازیابی در شرایط جنگهای گذشته، بین ۴ تا ۷ سال بهطول انجامیده است، اما با توجه به قدرتنمایی شدیدی که حزبالله در پایان جنگ اخیر از خود نشان داد، این دوره از چند سال به چند ماه کاهش یافته است. خبرهای داخلی حزبالله بیانگر آن است که بازسازی سازمان حزبالله که با حوادث سال گذشته، آسیب جدی دیده بود، به پایان رسیده است. وضعیت نظامی آن کاملاً باز احیا شده و سلاحهای آن هم به روزآوری گردیده و هم بر آنها و نیز تنوع آنان افزوده شده است. اما این بازسازی در بخش سیاسی به حدی که رفع نگرانی کند، نرسیده است.
🔹حزبالله با مشارکت در انتخاب رئیسجمهور و نخستوزیر و کابینه آن، عملاً هویت لبنانی خود که تحت تأثیر حمایت آن از سوریه و سپس از غزه مورد پرسش قرار میگرفت را نشان داد، اما مخالفان داخلی حزبالله بیکار نیستند آنان میخواهند از دوره فترت حزبالله یک فضای دائمی بسازند و بر مبنای آن برای همیشه از دغدغه وجود یک سازمان برتر در لبنان خلاص شوند که البته اگر نیک بنگرند میدانند به نفع آنان نیست که چنین قدرت امین میانداری تضعیف گردد.
🔻ادامه دارد...
#سعدلاله_زارعی
#طوفان_الاقصى #فلسطین
#راه_نصرالله
#پایگاه_نظامی_سجیل
@mensejjil
🔻موانع داخلی خلع سلاح مقاومت(۳)
🔹الان ادبیات حزبالله این است که بسیار خوب، آنانکه از سلاح حزبالله و لزوم خلع آن صحبت میکنند، بگویند برای مقابله با تجاوزات هر روزه اسرائیل به خاک لبنان چه برنامهای دارند؟ آنان که میگویند نیازی به سلاح حزبالله نیست، چه راهکار واقعی برای دفاع از امنیت لبنان دارند؟ همین دیروز یکی از اعضای مقاومت در مجلس لبنان اعلام کرد حزبالله آماده است در گفتوگوهای ملی با دولت شرکت کند. سؤال اول حزبالله در این گفتوگوها این خواهد بود که مقاومت نه، پس چه؟ آیا کسی در لبنان و فراتر از آن برای این سؤال پاسخی قابل قبول دارد؟ برای بازگشت به قاب نظامی در مقابل تجاوزات رژیم اسرائیل، حزبالله به این دوره زمانی نیاز دارد، تا وقتی در دفاع از خاک، آسمان و مردم لبنان، حملات به متجاوزان را از سر گرفت، اقدام او مثل همیشه با اجماع بین اقوام مختلف همراه شود.
🔹همین وضع درباره بقیه اضلاع جبهه مقاومت هم وجود دارد، کسانی که از خلع سلاح مقاومت حرف میزنند و یا از آن حمایت میکنند، آیا نسخهای قابل قبول در مقابل آن دارند؟ در صورت خلع سلاح مقاومت، چه کسی قرار است از فلسطین و فلسطینیها حمایت نماید؟ در صورت خلع سلاح مقاومت، چه کسی قرار است از توطئههایی که چند بار عراق را به لبه پرتگاه برده و با قدرت مقاومت بازگشته، این کشور را حفظ کند؟ الان با خلع سلاح سوریه، چه کسی قرار است از این کشور در برابر تجاوزات اسرائیل دفاع نماید؟ در افغانستان...؟ در پاکستان...؟ و حتی در ایران...؟ پس راهبرد خلع سلاح مقاومت که امروزه دشمن از آن بهعنوان یک نسخه قطعی یاد میکند، منطقاً، فطرتاً و عملاً در منطقه با مانع خود ملتها مواجه میباشد و حتماً به جایی نمیرسد.
#سعدلاله_زارعی
#یادداشت_روز
#طوفان_الاقصى #فلسطین
#راه_نصرالله
#پایگاه_نظامی_سجیل
@mensejjil