هدایت شده از mesaghمیثاق
💢وام چند صد میلیاردی شرکت اطلس خودرو از دو بانک
♦️بر اساس اطلاعیه بانک مرکزی درباره فهرست بدهکاران بزرگ بانکهای دولتی و خصوصی، شرکت اطلس خودرو ۴ فقره وام کلان از بانک اقتصاد نوین و یک فقره وام کلان از بانک پاسارگاد دریافت کرده است.
♦️بدهی شرکت اطلس خودرو به بانک اقتصاد نوین، معوق شده و این شرکت تا پایان سال گذشته مجموعا ۸۹ میلیارد تومان بدهی معوق به بانک اقتصاد نوین داشته است.
♦️مانده بدهی جاری شرکت اطلس خودرو به بانک پاسارگاد ۵۳۰ میلیارد تومان است. مجموع مانده بدهی جاری و غیر جاری این شرکت به دو بانک پاسارگاد و اقتصاد نوین ۶۵۲ میلیارد تومان است.
هدایت شده از mesaghمیثاق
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢پلنگ در خیابانهای قائمشهر!
♦️یک قلاده پلنگ بالغ و سرگردان از صبح امروز به خیابانهای قائمشهر مازندران آمده است.
♦️محیط زیست مازندران اعلام کرد این پلنگ با استفاده از تفنگ بیهوشی در یکی از باغهای اطراف راهآهن زندهگیری شد. هنگام عملیات نیز یکی از ماموران پلیس زخمی شده است.
@mesagh
✨﷽✨
#پندانه
🔴خوببودن را تجربه کنیم
✍تاجری بسیار ثروتمند، با خود عهد کرده بود در طول زندگانی خویش، یک روز از عمرش را خوب زندگی کند و به مردم مهربانی ورزد.در روز موعود، تصمیم گرفت عهد خویش را بهجا بیاورد و بهاندازه یک روز با مردم درشتخویی نکند و با آنها با عطوفت رفتار کند. زمانی که از خانه خود خارج شد، پیرزنی گوژپشت از او خواست باری را که همراه دارد تا خانهاش حمل کند.
تاجر با خود گفت: من با این همه ثروت و قدرت، حمال این پیرزن باشم؟ لحظهای به فکر فرو رفت و به یاد عهد خویش افتاد. پس بار را برداشت و همراه پیرزن به راه افتاد تا به خانهای خرابه رسیدند. دید سه کودک در آنجا مشغول بازی هستند. از پیرزن پرسید: این کودکان کیستند؟ پیرزن پاسخ داد: اینها نوههای من هستند که با من زندگی میکنند. پدر و مادرشان را سالهاست که از دست دادهاند.
تاجر پرسید: مخارج آنها را چه کسی تامین میکند؟ پیرزن اشک از چشمانش سرازیر شد و گفت: به بازار میروم، میوهها و سبزیجات گندیدهای که مغازهدارها آنها را بیرون میریزند، با خود به خانه میآورم و به آنها میدهم تا گرسنگیشان رفع شود.تاجر نگاهی به کیسههایی که در دستش بود انداخت و به سالهایی که متکبرانه زندگی خود را سپری کرده بود، افسوس خورد. آن روز تمام داراییاش را به فقرا و درماندگان شهرش بخشید.
شبهنگام که به بسترش میرفت، از خدای خویش طلب عفو کرد و بهخاطر کارهایی که در گذشته انجام داده، شرمسار و اندوهگین بود. بعد از آن به خوابی ابدی فرورفت. بدون آنکه فردایی در انتظار او باشد. بیاییم خوب بودن را تجربه کنیم، حتی بهاندازه یک روز. شاید دیگر فرصتی برای جبران نباشد.
@mesagh