هدایت شده از mesaghمیثاق
🔷 هنر آمریکا در ماجرای سقوط بشار اسد چه بود؟
به روایت دکتر حسین صمصامی (نماینده تهران)
خلاصهای از این برنامه تقدیم شما مخاطبان گرامی حکمران میشود
1️⃣ وضعیت سوریه و دلایل فروپاشی:
سوریه نمونهای از تأثیرات مخرب تحریمهای اقتصادی و سیاستهای نادرست است. از عوامل کلیدی سقوط سوریه میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- تحریمهای شدید:
کاهش ارزش پول ملی سوریه از ۶۰ لیر به ۱۳۵۷۸ لیر طی سالهای ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۴ (۷۷برابر کاهش).
- سیاستهای نادرست اقتصادی:
خصوصیسازی غیرشفاف، آزادسازی یارانهها، و تلاش برای یکسانسازی نرخ ارز، که باعث افزایش هزینههای زندگی و جدایی مردم از دولت شد.
- فقر و نارضایتی:
سیاستهای اقتصادی و تحریمها مردم را دچار فشار معیشتی کرد و ارتش و مردم را از حمایت از دولت بازداشت.
2️⃣ مقایسه با ایران:
دکتر صمصامی معتقد است که برخی از سیاستهای اقتصادی ایران شباهت زیادی به مسیری دارد که سوریه پیمود:
- کاهش ارزش پول ملی:
در ایران، ارزش دلار از ۱۰۰۰ تومان در سال ۱۳۹۳ به ۷۴۰۰۰ تومان در سال ۱۴۰۳ افزایش یافته (۷۴ برابر).
- سیاستهای ارزی ناکارآمد:
تلاش برای یکسانسازی نرخ ارز و افزایش نرخ نیمایی (از ۴۰۰۰۰ تومان به ۵۵۰۰۰ تومان) که باعث رشد تورم و نارضایتی شده است.
- فشار بر معیشت مردم:
دولت بودجهای تورمی ارائه داده که افزایش قیمت کالاهای اساسی را به همراه دارد و از طبقات ضعیف حمایت نمیکند.
3️⃣ سیاستهای بودجهای و نقدها:
بودجه پیشنهادی دولت برای سال آینده با افزایش نرخ ارز (۵۵۰۰۰ تومان) همراه است که:
- تورمزا است:
افزایش قیمت کالاهای اساسی، انرژی و سایر نهادههای تولیدی.
- تشدید شکاف طبقاتی:
منافع بودجه به نفع اقلیت ثروتمند و به ضرر اکثریت جامعه است.
- کاهش قدرت خرید مردم:
تورم ناشی از افزایش نرخ ارز، معیشت مردم را تحت فشار بیشتری قرار میدهد.
4️⃣ هنر تحریم و نقش آمریکا:
تحریمهای اقتصادی آمریکا با هدف جدایی مردم از حاکمیت طراحی شده است. تجربه سوریه نشان میدهد که کاهش ارزش پول ملی و ایجاد فشار اقتصادی، مردم را به سمت اعتراض و رویگردانی از حکومت سوق میدهد.
دکتر صمصامی معتقد است سیاستهای فعلی ایران به نوعی در راستای همان اهداف تحریمهاست.
5️⃣ پیشنهادات و نگرانیها:
- لزوم اصلاح سیاستهای اقتصادی:
کاهش تورم، تثبیت نرخ ارز، و جلوگیری از سیاستهای اشتباه در خصوصیسازی.
- اهمیت سرمایه اجتماعی:
حفظ حمایت مردم از حکومت با جلوگیری از افزایش فشار اقتصادی.
- ضرورت استفاده از ظرفیتهای داخلی:
کاهش وابستگی به خارج و بهبود مدیریت منابع.
6️⃣ نتیجهگیری:
اگر چه ایران نسبت به سوریه منابع و ساختار قویتری دارد، اما سیاستهای اقتصادی و تحریمها میتوانند خطراتی مشابه ایجاد کنند. تحلیلگر بر اهمیت اصلاح سیاستها، حفظ سرمایه اجتماعی، و مدیریت کارآمد تأکید دارد تا از مسیر سوریه دوری شود.
#یادداشت
#برنامههای_حکمران
حکمران؛ روایت عمیق سیاست و اقتصاد
هدایت شده از mesaghمیثاق
🟠 ایران هزار و چهارصد و چهار «قدرت توافق» با آمریکای ترامپ را دارد؟
گفتگوی جدال با سید یاسر جبرائیلی
🟡 در گفتوگوی جدال با دکتر یاسر جبرائیلی**، دو محور اصلی طرح شد:
1️⃣. چشمانداز مذاکرات تازهٔ ایران و امریکا در شرایط جهانِ پسالیبرال
2️⃣. ریشههای نارضایتی اقتصادی و راههای مهار الیگارشی داخلی.
آنچه میخوانید فشردهای از مباحث است.
🔸واقعگرایی در سیاست خارجی
جبرائیلی با اتکا به «رئالیسم تهاجمیِ» میرشایمر میگوید مذاکره فقط هنگامی ثمربخش است که **توازن قدرت واقعی برقرار باشد؛ وگرنه تحمیل ارادهٔ طرف قویتر است. به باور او امریکا از هژمونشدن ایران در غرب آسیا هراس دارد، نه از «بمب»؛ لذا هدف تحریمها «محدود کردن فناوری و صنعتی شدن ایران» است. از نگاه وی، فروپاشی نظم لیبرال پس از جنگ اوکراین و تحریمگریزی چین پنجرهٔ جدیدی برای تهران گشوده است؛ با این حال ایران برای امتیاز ستاندن «باید قوی بماند» و روی میز نیز تهدید معتبر داشته باشد.
🔹نقد برجامِ 1394 و مذاکرات 1404
او یادآور میشود که در برجام یک، لغو تحریمها «وعده» بود اما عملاً پول نفت بلوکه و بازار کشور توسط واردات لوکس فتح شد. امروز نیز اگر متن توافق احتمالی خروج اورانیوم یا تحدید موشکی را الزام کند، سرنوشتش مثل برجام خواهد شد. جبرائیلی در عین حال میگوید: «اگر توافق جدید تحریم را ملموس بردارد و دلار پایین بیاید، دست مذاکرهکنندگان را میبوسم.» مشکل را خود مذاکره نمیداند، بلکه پذیرش توافقی میداند که ابزار قدرت ایران را تعطیل کند.
🔸سه منبع قدرتِ سلبشده از دولت
1️⃣. بانکها: خصوصیسازی و «استقلال بانک مرکزی» اختیار تخصیص تسهیلات تکلیفی (ازدواج، مسکن، صنعت) را از دولت ستانده و منابع را به شبکۀ ذینفعان بانکی منتقل کرده است.
2️⃣. انفال و صنایع مادر: معادن، فولاد، پتروشیمی و پالایشگاهها واگذار شده اما سودشان به جای توسعه ملی، به جیب الیگارشی رفته است. نمونهٔ پیامدها: فروش مواد اولیه پتروشیمی به قیمت دلاری و گرانشدن پروژههای صرفهجوی آبی مثل «آبیاری زیرسطحی».
3️⃣. منابع ارزی: صادرات غیرنفتی و پتروشیمی در دست بخش خصوصی است؛ ارز بازنمیگردد مگر با مشوق کاهش ارزش ریال. نتیجه، فقیرشدن مردم و غنیترشدن صاحبان دلار است.
🔹 اقتصاد دستوری یا اقتصاد مردمی؟
منتقدان او میگویند تثبیت نرخ ارز رانتی و فسادزاست؛ جبرائیلی پاسخ میدهد ریشهٔ رانت نه قیمت ثابت، بلکه نبود «اقتدار حاکمیتی» در رهگیری ارز و مالیاتستانی است. راهحلش «اقتصاد مردمی» اصل 44 است:
- بازگرداندن انفال و صنایع راهبردی به مالکیت عمومی؛
- توزیع ابزار تولید میان آحاد جامعه (زمین، ماشینآلات کوچکمقیاس)؛
- مالیات تصاعدی و شفاف برای مهار تمرکز ثروت.
او خصوصیسازی را رد نمیکند؛ با «خصوصیسازی الیگارشیک» مخالف است.
🔸 سیاست داخلی و نیروی تغییر
جبرائیلی میپذیرد که اولیگارشی امروز قدرتمندتر از جمهوری اسلامی است و رسانهها، بورس کالا و حتی نرخ رسمی ارز را کنترل میکند. راه غلبه را در سازماندهی جریان ضدنئولیبرال و ورود منسجم به انتخابات میداند. به همین منظور خبر میدهد حزب «تمدن نوین اسلامی» را ثبت کرده تا چهرههای حذفشدهٔ اقتصاد عدالتمحور (مؤمنی، راغفر، صمصامی و...) را گرد آورد.
🔴 نتیجهگیری
گفتگو نشان میدهد کشمکش اصلی نه «تندرو/میانهرو» و نه «داخل/خارج»، بلکه دو گفتمان است:
- نئولیبرالیسم وارداتی که میکوشد با آزادسازی بیمهار و خصوصیسازی الیگارشیک، دولت را «فقیر و لخت» کند؛
- اقتصاد مردمیِ مقتدر که بهدنبال بازپیوند قدرت مالی، فناوری و منابع به مردم و دولت است تا ایران بتواند در نظام جهانی متحول، هم چانهزنی کند هم رفاه عمومی بیافریند.
#برنامههای_حکمران
حکمران؛ روایت عمیق سیاست و اقتصاد