میان کوچه
حوالی نزول آفتاب
مردی از آن چهل تن نعره زد:
#فاطمه را بزنید #علی خودش میافتد....
میان دشت
حوالی نزول آفتاب مردی سرخ موی
حرمله را صدا زد:
برای چه تعلل میکنی؟!
#پسر را بزن، #پدر خودش می افتد...
#مرثیهیغریبها
#صلیاللهعلیکیاآلالله ..💔..