eitaa logo
♥مشکات♥
177 دنبال‌کننده
13.8هزار عکس
8.5هزار ویدیو
147 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
به بهانه سالگرد اشغال ایران توسط ارتش‌های بیگانه 🔰 دادگاهی برای قتل‌عام و نسل‌کشی ۱۵ میلیون ایرانی 🔸در حالی که از ۲۱ آذرماه ۱۴۰۲، جلسات دادگاه جدیدی برای رسیدگی به جنایات و اقدامات تروریستی گروهک مجاهدین خلق (منافقین) آغاز شد و هنوز ادامه دارد و همچنین هفته گذشته، دادگاه رسیدگی به دعوی بیش از ۴۰۲ هزار نفر شهروند ایرانی از عوامل کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ (دولت، وزارت خارجه، بانک مرکزی، آژانس مرکزی اطلاعات، وزارت خزانه‌داری و مجلس نمایندگان ایالات متحده آمریکا) آغاز گردیده و به این وسیله بازخوانی تاریخ جنایات و توطئه‌ها علیه مردم ایران در معرض افکار عمومی نسل جدید قرار گرفته، به نظر می‌آید درخصوص مقطع اشغال ایران در زمان دو جنگ جهانی اول و دوم توسط ارتش‌های بیگانه که براساس اسناد در مجموع، به قتل عام حدود ۱۵ میلیون ایرانی انجامید، لازم است، دادگاهی بین‌المللی برای روشن ساختن افکار عمومی جهانیان در قبال ظلم‌هایی که از سوی استعمارگران بر این سرزمین و ملت رفته، تشکیل شود. 🔸خصوصا عریضه‌هایی که مردم مورد ظلم و ستم قرار گرفته در زمان اشغال ایران و روزگاری که هیچ ملجایی نداشتند، خطاب به مجلس شورای وقت نوشتند، هنوز در آرشیو این مجلس موجود است و هنوز از سوی هیچ مرجعی مورد رسیدگی قرار نگرفته است. 🔸دکتر محمد قلی مجد، استاد دانشگاه پنسیلوانیای آمریکا‌، بر اساس اسناد موجود در مرکز اسناد ملّي ايالات متحده آمريکا (نارا)، تصويري هولناک از ايران سال‌هاي جنگ اوّل جهاني و پس از آن به دست داده است. 🔸طبق تحقيق دکتر مجد، در طول سال‌هاي ۱۹۱۷-۱۹۱۹ بين هشت تا ده ميليون نفر از مردم ايران در اثر قحطي يا بيماري‌هاي ناشي از کمبود مواد غذايي و سوءتغذيه از ميان رفتند و جمعيت ايران به شدت کاهش يافت. 🔸محمدقلي مجد به بررسي علل اين قحطي نيز پرداخته و دولت انگلیس را به عنوان عامل و مسبب اصلي اين نسل‌کشي بزرگ تاريخ شناسانده است. قحطي در زماني رخ داد که ايران در زير سلطه ارتش اشغالگر انگلیس بود. https://kayhan.ir/001Eaj @Kayhan_online
به مناسبت سالگرد شهادت حاج مهدی عراقی 🔰 قامت رعنایی که در شکنجه‌گاه شاه افسرده شد 🔸«... در بين اينهايي که حبس بودند، پانزده سال حبس بودند. (مانند عراقی) بعضي وقت‎ها که با من مصافحه مي‎کردند، دست‌شان دستِ يک پهلوان بود و حالا که مصافحه مي‎کنند، دست يک آدم عادي شده... اين جوان‌هاي رشيد ما را اين‌قدر زير شکنجه و زندان اذيت و آزار داده‎اند که من وقتي در اولين برخورد (عراقی را) ديدم، باور نکردم که آن قامت رعنا و آن هيکل رشيد، اين‌قدر زير شکنجه‌ شاه افسرده شده‌ باشد...» 🔻این بخشی از بیانات حضرت امام برای دانشجویان بود وقتی خاطره خودشان را از دیدار با مهدی عراقی نقل کردند، همان زمان که پس از ۱۴ سال او را در نوفل لوشاتو ملاقات نمودند. آخرین باری که امام، مهدی عراقی را دیده بودند، پس از سخنرانی تاریخی درباره لایحه کاپیتولاسیون و پخش گسترده اعلامیه‌های ایشان مبنی بر دعوت مردم به مخالفت با آن لایحه بود. 🔸در آن زمان عراقی مردی رشید، سرحال و قوی به نظر می‌رسید، اما اینک پس از سال‌ها رنج زندان و حبس و شکنجه، به لحاظ جسمی بسیار شکسته و ضعیف شده و همه موهایش به سفیدی گراییده بود. دستان قدرتمندش، استخوانی و لاغر شده بودند. 🔸او به محض شنیدن سفر امام به نوفل لوشاتو، علی‌رغم ممنوع‌الخروجی، با تلاش و پیگیری فراوان سرانجام در آن شرایط آشفته کشور، توانست گذرنامه‌اش را بگیرد و سر از پا نشناخته به حضور امام برسد. 🔸با ادامه نهضت و تحریم همه‌پرسی لوایح شش‌گانه و سپس اعلام عزای عمومی در عید سال ۱۳۴۲ که به یورش مزدوران رژیم شاه به مدرسه فیضیه در دوم فروردین انجامید، این شهید عراقی بود که افرادش را در اطراف و داخل منزل امام مستقر کرد و خودش نیز شب را در زیرزمین بیدار ماند تا یورش ماموران ساواک به منزل امام را خنثی کند. 🔸این شهید عراقی بود که پس از ماموریت‌های خاص امام برای روحانیون و طلاب در محرم ۱۳۴۲ و دستگیری عده‌ای از مبارزین، عزاداری‌های نهم و دهم محرم آن سال را به تظاهرات اعتراض‌آمیز علیه شاه بدل کرد و طبق یک برنامه منسجم، مسیر تظاهرات را از مسجد حاج ابوالفتح واقع در میدان قیام تا دانشگاه تهران هدایت نمود و سپس در جلوی دانشگاه به همراه یک روحانی و یک دانشجو، سخنرانی کرد. 🔸شهید عراقی پس از دستگیری حضرت امام در ۱۵ خرداد و سرکوب خونین قیام مردم مسلمان، در حالی که احتمال اعدام ایشان توسط رژیم شاه می‌رفت، با تلاش بسیار‌، اعلامیه تایید مرجعیت امام را به امضای علما و مراجع عظام رسانید تا به همین دلیل‌، اعدام ایشان منتفی شود. 🔸وقتی حضرت امام در مدرسه علوی استقرار یافتند، بازهم این شهید عراقی بود که به مدیریت و ساماندهی محل اقامت امام پرداخت تا این که امام، او را به مدیریت زندان قصر و سپس شورای مرکزی بنیاد مستضعفان و بالاخره سرپرستی روزنامه کیهان به همراهی حاج حسین مهدیان فرستادند که در همان مسئولیت و در چهارم شهریور ۱۳۵۸ هدف گلوله‌های گروهک تروریستی فرقان قرار گرفت و همراه فرزند ارشدش به شهادت رسید.
سالگرد شهادت آیت‌الله سید اسدالله مدنی 🔰 کوله‌بار تبعید بر دوش تا شهادت 🔸«شیخ اسدالله مدنی، فعلاً کلیه امور شهر (همدان) زیر نظر وی انجام می‌شود و شهربانی تحت نظر ایشان است... فرمانده پادگان هم تلفناً همبستگی خود را اعلام و اظهار بندگی نموده که مراتب قبلاً به عرض رسیده است. فرماندار و تمام مدیران کل ادارات به منزل مدنی رفته ضمن اعلام همبستگی روش کار خود را از وی سؤال نموده‌اند. بازاریان و سایر طبقات مختلف مردم هم به همین منوال. ضمناً شیخ مدنی در تمام سخنرانی‌های خود مردم را به آرامش دعوت و از تهمت زدن و کشتن و آتش زدن منع نموده است...» 🔻این بخشی از سند ساواک درباره آیت‌الله سید اسدالله مدنی به تاریخ 22 دی ماه 1357 است. یعنی همان روزی که تیتر اول روزنامه‌های صبح و عصر تهران خبر از تشکیل شورای انقلاب اسلامی می‌داد. شورایی که برای سازماندهی و هدایت انقلاب به رهبری حضرت امام خمینی از یاران مورد اعتماد ایشان تشکیل شده بود. 🔸یعنی در حالی که حضرت امام، با گروهی از یاران خود شورای انقلاب را برای پیشبرد نهضت اسلامی تدارک دیده بودند اما گروهی از یاران ایشان نیز مانند آیت‌الله مدنی، آیت‌الله دستغیب، آیت‌الله قاضی طباطبایی، آیت‌الله صدوقی، سید عبدالکریم ‌هاشمی نژاد و... هم در نقاط مختلف ایران، به عملیاتی کردن اهداف شورای یاد شده و آرمان‌های امام اقدام نمودند. 🔸آیت‌الله مدنی هم سابقه‌ای دیرین و طولانی در مبارزات نهضت امام و به رهبری ایشان داشت. او از زمان تحصیل در نجف و ابتدای پاگرفتن نهضت امام خمینی در مهرماه 1341، حتی یک روز هم آرام و قرار نگرفت و دستگاه‌های امنیتی شاه از جمله ساواک وی را روحانی افراطی طرفدار امام خمینی معرفی کردند. ساواک تقریبا 8 سال پیش از گزارشی که در ابتدای این مطلب ذکر شد، در گزارشی دیگر درباره شهید مدنی نوشته بود: 🔸آن گونه که اسناد ساواک حکایت دارد، سید اسدالله مدنی به هر زندان و تبعیدی رفت آنجا را به کانون نهضت امام بدل ساخت. از جمله از سال 1351 و بعد از اینکه با حکم حضرت امام به عنوان نماینده و وکیل ایشان در خرم‌آباد فعالیت داشت، به دلیل اینکه قلب لرستان را به مرکز فعالیت‌های انقلابیون پیرو امام خمینی تبدیل کرده بود، در 27 مهرماه 1354 به نورآباد ممسنی تبعید شد. آیت الله مدنی، نورآباد ممسنی را هم پایگاه دیگری برای نهضت امام و مبارزه علیه رژیم‏ شاه کرد‌، به نحوی که مردم نقاط مختلف فارس از جمله، شیراز، کازرون و شهرهای دیگر، با ایشان دیدار نموده و ارتباط گرفته و از روشنگری‌های وی و پیام‌های امام مطلع می‌شدند. 🔸اما وجه دیگر گزارش 22 دی ماه 57 ساواک، اذعان سرویس امنیتی رژیم شاه به نهضت مردمی امام و روحیه متین و ضد اغتشاش آیت‌الله مدنی بود. در گزارش فوق، اذعان شده بود که شهید مدنی «در تمام سخنرانی‌های خود، مردم را به آرامش دعوت و از تهمت زدن و کشتن و آتش زدن منع نموده است.» در همین مسیر بود که جامعه روحانیت همدان به کرات مردم را در راهپیمایی‌ها از هرگونه آتش سوزی و تخریب برحذر می‌داشت. 🔸آیت‌الله مدنی که امامش، او را «عالم عادل عالیقدر و معلم اخلاق و معنویات» نامید، در 20 شهریور1360، توسط شقی‌ترین افراد روزگار یعنی تروریست‌های منافق در همان سنگر همیشگی‌اش یعنی نماز جمعه و جماعت و در حلقه پرشور مردمی که دوست داشت و دوستش داشتند، به شهادت رسید.
سالگرد دو هجرت امام به نجف و پاریس 🔰 گام‌های بلند انقلاب با هجرت امام 🔸امام پس از ۱۱ ماه تبعید تحت نظر مامورین امنیتی ترکیه در بورسا، به عراق فرستاده شدند. در این پرواز فرزند ارشد امام‌، حاج سید مصطفی خمینی نیز که در روزهای تبعید ترکیه حضور داشت، همراهشان بود. 🔸امام به اتفاق حاج سیدمصطفی در خانه‌ای اجاره‌ای واقع در شارع الرسول،کوچه شربه‌ای‌ها نزدیک به کتابخانه امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام ساکن شدند. خانه‌ای نزدیک به حرم و در بخش قدیمی نجف که بیشتر خانه‌ها کوچک و در دو سه طبقه ساخته شده بودند. 🔸در آن روزها کسی نمی‌دانست این خانه تا سیزده سال بعد، محل زندگی امام و اهل بیت ایشان خواهد بود. خانه‌ای که در آن، نهضت نوپای اسلامی ملت ایران را رهبری کرده و آن را از نهالی کوچک و شکننده به درختی تنومند و ستبر تبدیل کردند. 🔻امام پس از دیدار مراجع و علمای نجف همچون آیات عظام حکیم‌، شاهرودی‌،خویی و... از ۲۵ مهرماه، نماز جماعت را در مدرسه آیت‌الله بروجردی برپا داشته و سرانجام پس از گذشت یک ماه در ۲۳ آبان ۱۳۴۴، کلاس‌های درس خود را با تدریس خارج فقه در مسجد شیخ انصاری معروف به مسجد ترک‌ها آغاز نموده و اینچنین نهضت خود را در تبعید پی گرفتند. 🔸چنان شد که ۱۳ سال بعد بازهم امام ناگزیر از هجرتی دیگر شدند‌، فشارهای رژیم بعث که در آن زمان با شاه به توافقاتی رسیده بود‌، امام را آنچنان محدود نمود که ایشان را بر سر دو راهی سکوت در برابر جنایات شاه و یا ترک عراق مخیر گذاردند و البته حضرت امام که هرگز در طول عمر با برکت خود حتی یک لحظه هم در مقابل ظلم سکوت نکرده بودند، راه دوم یعنی هجرتی دیگر و ترک عراق را انتخاب کردند. 🔸اگرچه شاه و آمریکا بر این خیال بودند که امام اگر به یک کشور غیر اسلامی برود، دیگر نمی‌تواند آن نقش رهبری و حضور در سرزمین‌های اسلامی را ایفا نماید و در غوغا و سر و صدای غرب و رسانه‌هایش گم خواهد شد اما بازهم بنا به اراده الهی، حوادث برعکس آنچه آنها تصور کرده بودند، رخ داد و صدا و پیام‌ها و آرمان‌های امام حتی بیش از همه آن ۱۴ سال تبعید، به گوش جهانیان رسید و نهضت را سال‌ها و سال‌ها به جلو برد، آنچنان که حتی در مخیله آمریکا و شاه هم نمی‌گنجید. https://kayhan.ir/001FDG @Kayhan_online
سالگرد خروش امام خمینی علیه سند بردگی ملت ایران 🔰 وقتی شاه به خاطر یک سگ آمریکایی بازخواست می‌شد 🔸«ماده واحده ـ مجلس سنا در جلسه خود متن یادداشت شماره ۸۲۹۶ مورخ ۲۶/۸/۱۳۴۲ وزارت امور خارجه شاهنشاهی و یادداشت شماره ۲۹۹ مورخ ۱۸ دسامبر ۱۹۶۳ سفارت کبرای ایالات متحده آمریکا در تهران را مورد بررسی قرار دهد.» این لایحه مبهم و نامشخص پس از به صدارت رسیدن حسنعلی منصور (از سرکردگان تشکیلات فراماسونری در ایران) در سال ۱۳۴۳، به مجلس سنا داده شد. اما متن یادداشت وزارت امور خارجه و از آن مهم‌تر مفاد یادداشت سفارت آمریکا چه بودند که این ماده واحده براساس آن شکل گرفته بود و قبل از هر کاری، جزو اولین اقدامات دولت منصور به حساب آمد؟! 🔻شاید به جز خود منصور، کمتر کسی از محتویات نامه‌ها و یادداشت‌های فوق باخبر بود که حکایت از مصونیت قضائی مستشاران نظامی آمریکا و خانواده‌ها و منسوبین آنها داشت. 🔸سرانجام در ۳ مرداد ۱۳۴۳ صحنه‌آرایی به‌گونه‌ای انجام گرفت که سناتورها را تا نیمه شب در مجلس سنا نگاه داشته و در نزدیکی نیمه‌شب و شرایط خواب و بیداری‌، بدون این که اسمی از «کاپیتولاسیون» برده شود‌، متن یادداشت‌های متبادله که همان «کاپیتولاسیون» بود را طرح کردند و از تصویب سنا گذراندند! 🔸اگرچه این قانون از زمان نخست‌وزیری علی امینی به جریان افتاد و در زمان اسدالله علم، لایحه آن تدوین گردید‌، ولی آمریکایی‌ها بر روی حسنعلی منصور عضو ارشد انجمن‌های فراماسونری و از سیاستمداران نوکیسه سرمایه‌گذاری کرده و اجرای کاپیتولاسیون را به وی سپردند. 🔸حضرت امام خمینی رحمه الله علیه پس از اطلاع از تصویب مجدد قانون کاپیتولاسیون در ایران که این بار مربوط به مستشاران و اتباع آمریکایی می‌شد، اقدامات خودشان را برای اعتراض علیه چنین قانون ننگینی آغاز کردند. 🔸در مرحله بعد امام اعلامیه‌ای افشاگرانه و روشنگرانه‌ای نوشتند که اساسا برای مردم مشخص می‌کرد، رژیم دست‌نشانده شاه و اربابان آمریکایی‌اش چه خواب‌های پلیدی برای ایران و ملت ایران دیده‌اند. در آن اعلامیه برای نخستین بار مسئله کاپیتولاسیون و مبارزه با آن به ساده‌ترین و در عین حال تاثیرگذارترین بیان تشریح شده بود. 🔸حضرت امام در بخشی از آن سخنرانی تاریخی فرمودند: «... ما را فروختند، استقلال ما را فروختند، و باز هم چراغانی کردند؛ پایکوبی کردند.. قانونی را به مجلس بردند... که تمام مستشاران نظامی آمریکا با خانواده‌هایشان، با کارمندهای فنی‌شان با کارمندان اداری‌شان، با خدمه‌شان... از هر جنایتی که در ایران بکنند، مصون هستند. ملت ایران را از سگ‌های آمریکا پست‌تر کردند. چنان‌که کسی سگ آمریکایی را زیر بگیرد از او مؤاخذه می‌کنند، اگر شاه ایران یک سگ آمریکایی را زیر بگیرد مؤاخذه می‌کنند. چنان‌که یک آشپز آمریکایی شاه ایران را زیر بگیرد، بزرگ‌‌ترین مقام را زیر بگیرد، هیچ‌کس حق تعرض ندارد...» 🔻حضرت امام ۱۰ روز پس از این سخنرانی بدون هیچ محکمه و محاکمه‌ای، توسط عوامل آمریکا تبعید شدند‌، اما وقتی پس از ۱۴ سال به ایران بازگشتند، همه ملت ایران علیه استعمار و استبداد آمریکایی‌ها و برای پیروزی نهضت امام، قیام کرده بودند. https://kayhan.ir/001Fa6 @Kayhan_online
سالگرد تسخیر لانه جاسوسی آمریکا 🔰 چرا مطالعه اسناد لانه جاسوسی آمریکا مهم است؟ 🔸«... این اسناد، توطئه‌های آمریکا علیه ملّت ایران را نشان می‌داد؛ هفتاد هشتاد جلد شده. شماها که ‌وقت نمی‌کنید بخوانید این کتابها را، [امّا] من یک وقتی به آموزش و پرورش گفتم مضامین این کتابها را در کتابهای درسی بیاورید، ‌متأسّفانه نکردند. این [اسناد] نشان می‌دهد که آمریکایی‌ها در این مدّتی که در ایران حضور داشتند ـ یعنی مثلاً از حدود سال ۲۸ و ۲۹ ‌ـ چه کارهایی در ایران کردند، چه توطئه‌هایی و چه خیانتهایی انجام دادند ‌.‌‌..» 🔻این جملات بخشی از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار دانش‌آموزان در ۱۱ آبان ۱۴۰۱ است که به اهمیت اسناد افشا شده لانه جاسوسی آمریکا اشاره داشته‌اند. 🔸اسناد لانه جاسوسی آمریکا که پس از تسخیر لانه جاسوسی توسط دانشجویان پیرو خط امام‌، به تدریج جمع‌آوری شد و انتشار یافت‌، حکایت‌های دقیقی از حضور عناصر نفوذی و مرتبط با نهادها و سرویس‌های امنیتی و جاسوسی ایالات متحده در مطبوعات و نشریات و همچنین مراکز آموزشی و آکادمیک این کشور دارد. براساس این اسناد بسیاری از عناصر به اصطلاح فرهنگی اعم از مطبوعاتی و روزنامه نگار و استاد دانشگاه و... که با سفارت آمریکا در تهران مرتبط بوده‌، علاوه‌بر جاسوسی‌، برای اعمال سیاست‌های فرهنگی غرب‌، هدایت و کنترل می‌شدند. 🔸گزارش دیگری که از لانه جاسوسی آمریکا در مورد شبکه نفوذی و جاسوسان فرهنگی و رسانه‌ای ثبت شده‌، به تاریخ 26‌آوریل 1969 برابر 6 اردیبهشت 1348 است و تحت عنوان لیست رابطین «ال دبلیو سماکیس» تهیه شده است. برخی اسامی لیست فوق که در تاریخ مطبوعات و رسانه‌های مکتوب ایران نام‌های شناخته شده‌ای بوده و در سال‌های پس از انقلاب هم فعالیت‌ داشتند! 🔸ارتباط با عناصر خودفروخته و نفوذ آنها در احزاب و نشریات وابسته از دیگر ترفندهای سرویس‌های جاسوسی غرب بوده و هست. در سندی دیگر ضمن بیان ارتباط عناصر اطلاعاتی ایالات متحده آمریکا در تهران با یکی از همین عناصر‌، علنا درباره مراحل نفوذ و سپس تاسیس روزنامه (موسوم به «خلق مسلمان» وابسته به حزب ضد انقلابی خلق مسلمان) و حتی نوشتن مقاله برای آن روزنامه از سوی کارشناسان اطلاعاتی سفارت‌، رهنمود داده می‌شود. https://kayhan.ir/001Fk4 @Kayhan_online
🔰 روزگاری که ملت ایران را تحقیر می‌کردند 🔸«... بعد از جنگ جهانی اول یک کنفرانسی در پاریس تشکیل شد‌، کشورهای متعددی در آن کنفرانس شرکت کردند برای تصمیم‌گیری درباره‌ وضع دنیا، شرکت‌‌کنندگان کسانی بودند که در جنگ شرکت داشتند یا آسیب دیده بودند. ایران هم جزو آسیب‌دیدگان جنگ اول جهانی بود، هیئتی را فرستاد، هیئت ایرانی را در کنفرانس پاریس راه ندادند! این‌جور تحقیر می‌کردند، ملت ایران این‌جور در یک دوره‌ای تحقیر شده است...» 🔻این بخشی از بیانات رهبر معظم انقلاب حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار اقشار مختلف بسیج با ایشان صبح سه‌شنبه 5 آذرماه به مناسبت سالگرد صدور فرمان امام برای تشکیل بسیج بود. مقام معظم رهبری در این بخش به تحقیر مداوم ایران و ملت ایران در دوران قاجاریه و به‌خصوص پهلوی اشاره داشتند. 🔸پس از جنگ جهانی اول و در ژانویه ۱۹۱۹میلادی، کنفرانس صلح پاریس در کاخ ورسای تشکیل شد و دولت ایران که در طول جنگ اول علی‌رغم اعلام بی‌طرفی مورد حمله و اشغال دولت‌های انگلیس و روس قرار گرفته و خسارات بسیاری از جمله قحطی بزرگ و از دست دادن نیمی از جمعیت خود در اثر این قحطی را متحمل گشته بود، برای شکایت از آن همه ظلمی که در حق این سرزمین و مردمش روا داشتند، تصمیم گرفت نمایندگانی از طرف ایران اعزام دارد و خواسته‌های خود را به اطلاع کنفرانس صلح و کشورهای حاضر در آن که درواقع دنیای پس از جنگ را می‌ساختند، برساند. 🔸محمدعلی فروغی در یادداشت‌های خود به تاریخ دوشنبه ۵ بهمن ۱۲۹۸ از کنفرانس صلح پاریس ابراز ناامیدی کرده و نوشته است: «... نصرت‌الدوله هم آمد اطاق من، قدری صحبت کردیم. گفتم به او: «من می‌ترسم کنفرانس برای ما کاری نکند» و «خوب است خودمان به قوه خودمان کار بکنیم.» گفت: «خودمان قوه نداریم و هیچ کار نمی‌توانیم بکنیم.»... 🔸ایران رها شده و بی‌دفاع که حتی معدود مدافعین مسلحش یعنی عشایر و ایلات توسط رضاخان سرکوب شده بودند (و این تنها هنر و عملکرد ارتش رضاخانی محسوب گردید) مورد تجاوز و اشغال ارتش‌های متفقین قرار گرفت و خاکش لگدکوب سربازان بیگانه شد. آنها در خیابان‌ها و کوچه‌های شهرهای ما رژه می‌رفتند و به هر عمل زشت و شنیع دست می‌زدند و کسی نمی‌توانست در مقابلشان بایستد و یا حتی از آنها شکایت نماید. 🔸اسناد متعددی اشاره دارد به اینکه سربازان ارتش‌های اشغالگر متفقین در کوچه و خیابان‌های شهرهای ایران جولان داده و برای مردم مزاحمت ایجاد می‌کردند، مغازه‌هایشان را غارت نموده و خود را محق می‌دانستند که بدون کسب اجازه به خانه‌های مردم داخل شده و مزاحم نوامیس مردم شوند و... ولی کسی توان ممانعت از آن اعمال را نداشت و از شاه و دولتش، نیز هیچ اقدامی در جهت دفاع از مردم و جلوگیری از آن فجایع یا حتی اعتراض به آنها، به‌عمل نیامد. 🔸شاه بعدا خودش در یک سخنرانی اعتراف کرد که متفقین صلاح دیدند که او همچنان شاه ایران باقی بماند! او گفت: «... شاید (انگلیس و آمریکا) فکر کردند که برچیدن اساس سلطنت سلسله ما، نتایج بدتری برای نظم و آرامش این مملکت داشته باشد. این است که گفتند خوب، پادشاه باقی بماند.» https://kayhan.ir/001GBZ @Kayhan_online
به بهانه سالگرد قیام مردمی ۹ دی ماه 🔰 قدم به قدم با کودتای مخملی در ایران 🔸«... مناسب‌ترين راه براي تغيير حكومت، حمايت گسترده از انقلاب مخملي در ايران است که بهترين راه‌حل مشكلات آمريكا با ايران به شمار رفته و كم‌ترين هزينه را در بر دارد.... هدف اصلي گزينه‌ انقلاب مخملي، براندازي حكومت ايران و ايجاد حكومتي است كه بيشترين همراهي را با منافع آمريكا داشته باشد،... تعامل با اپوزيسيون داخلي جمهوري اسلامي، برگ برنده‌اي در دست آمريكاست كه از طريق آن به ايران فشار وارد ساخته و می‌تواند رفتار حكومت ايران را تغيير دهد.... انقلاب مخملي نيازمند وجود رهبران محلي در صحنه است و لذا چارچوب زماني آن منوط به شرايط حادث شده و پيدايش اين رهبران محلي، در آن شرايط خاص است كه ممكن است در چند هفته يا چند سال پديد آيد...» 🔻این جملات بخشی از گزارشی است که در ژوئن ۲۰۰۹ (خرداد ۱۳۸۸ یعنی در آغاز اغتشاشات فتنه بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸)، توسط مركز تحقيقات پيشرفته ضد تروريسم، در پايگاه اطلاع رساني رسمی اینترنتی آنها قرار گرفت. در این سند رسمی، بخش‌‌ها و ابعادي از پروژه موسوم به «کدام راه به سمت ایران؟» ارائه شد كه نشان مي‌داد، كودتاي مخملي سال ۲۰۰۹ ايران در انديشكده آمريكايي «بروكينگز» (مرکز استراتژیک حزب دموکرات آمریکا) طراحي شد. 🔸بر این اساسا، مرکز یاد شده كه توسط ميلياردر صهيونيست به نام «حيیم سابان» راه‌‌اندازي شد، در یک گزارش مفصل ۶۰ صفحه‌‌اي، راهكارهاي لازم براي كودتاي مخملي در ايران و حمايت از مخالفان نظام را قبل از انتخابات طراحي كرده بود. 🔸گزارش فوق توسط شش تن از استراتژيست‌هاي وابسته انستيتو بروكينگز به نام‌هاي «كنت‌ام پولاك»، مدير سابان؛ «مارتين ايندايك»، سفير اسبق آمريكا در سرزمين‌هاي اشغالي؛ «دانيل ال باي من»؛ «سوزان مالوني»؛ «مايكل. اي. اُ.هانلون» و «بروس ريدل» تهيه شده بود. 🔸در همین رابطه، پال رابرتس معاون اسبق وزارت خزانه‌داري آمريكا در مصاحبه اختصاصي با مجله آمريكايي «فارين پاليسي» گفت: 🔻«... همه آشوب‌هاي ايجاد شده در ايران پس از انتخابات رياست جمهوري، توطئه آمريكا براي بي‌اعتبار و منزوي كردن ايران بود تا اين كشور را به زانو درآورد. چرا که به عنوان مثال «كنت تيمرمن» كه يك نومحافظه كار است و رياست بنياد ملی برای دموکراسی(NED) را بر عهده ‌دارد‌، روز ۱۱ ژوئن يعني پيش از برگزاري انتخابات در ايران نوشت: «صحبت از يك انقلاب سبز در ايران است.» 🔸برای کودتای مخملی سال ۱۳۸۸ از چند سال قبل تدارکات زیادی دیده شده بود که بعضا برخی اسناد آن از سوی رسانه‌ها و خبرنگاران مستقل منتشر شد. مثلا طراحي رسانه‌ای این کودتا به صورت يک گازانبر پیش‌بینی شده بود تا با تحریک مردم و شخصيت‌هاي سياسي براي حضور در اعتراضات، مسئولين رده بالاي نظام را تحت فشار قرار داده تا تن به ابطال انتخابات دهند. برای عملی کردن چنین طرحی، اجلاسی توسط مركز «سايما» در جولای ۲۰۰۹ یعنی در تیرماه ۱۳۸۸ برگزار شد با عنوان «نقش رسانه‌هاي نوين در دهمين انتخابات رياست‌جمهوري ايران». 🔸اما همه این طرح و برنامه‌ها و صرف بودجه‌های میلیاردها دلاری، به فضل الهی و با درایت رهبری انقلاب و با به صحنه آمدن مردم انقلابی این مرز و بوم، فروپاشید و به هم ریخت. مردم با بصیرت مسلمان، پس از ۸ ماه تحمل و مدارا، در روز ۹ دی‌ماه ۱۳۸۸، به‌گونه‌ای عاشورایی و حسینی به میدان آمدند و فتنه‌ای دیگر علیه اسلام و انقلاب و ایران درهم پیچیدند. سخن آخر و کلام تمام‌کننده را رهبر معظم انقلاب فرمودند که: 🔻«... مطمئن باشید که روز نهم دىِ امسال هم در تاریخ ماند.. هرچه انسان در اطراف این قضایا فکر می‌کند، دست خداى متعال را، دست قدرت را، روح ولایت را، روح حسین بن على(علیه‌السّلام) را مى‌‌‌بیند...» https://kayhan.ir/001Gjr @Kayhan_online
به مناسبت سالگرد قیام قم در ۱۹ دی ماه ۱۳۵۶ 🔰 اگر مردم قم قیام نمی‌کردند... 🔸گزارشگر «بی‌بی‌سی» در فیلم مستند «داستان انقلاب» تصمیم شاه پس از تعریف‌ها و اعلام پشتیبانی رئیس‌جمهوری آمریکا از او را این‌گونه تحلیل کرد: «شاه به اتکا و حمایت کارتر مطمئن شده بود که قادر به مقابله با آیت‌الله خمینی هست و می‌تواند تلافی‌جویی کند.» 🔸آنتونی پارسونز، سفیر انگلیس در ایران در کتاب خاطراتش به نام «غرور و سقوط» در این مورد، پرده از طراحی یک مقاله توهین‌آمیز بر داشته است. پارسونز به صراحت نوشته: «در اوایل ژانویه 1977 تصمیم گرفته شد که برای بی‌اعتبار کردن (امام) خمینی مطلبی علیه او منتشر شود.» 🔸داریوش همایون، وزیر اطلاعات و جهانگردی شاه در گفت‌و‌گویی با «بی‌بی‌سی»، درباره چگونگی نوشته شدن مقاله یاد شده توضیح بیشتری داده: «فراموش نکنیم که آن مقاله پنج شش روز بعد از دیدار کارتر از تهران بود که منتشر شد. کارتر قوت قلبی به شاه داد که برایش قابل تصور نبود. خیلی از حدود متعارف دیپلماتیک تجاوز کرده بود و شاه احساس کرد که دیگر محلی برای نگرانی نیست و الان وقتش است که به مبارزه‌ای که (امام) خمینی پیش کشیده و شروع کرده، پاسخ بدهد.» 🔸عصر شنبه ۱۷ دی‌ماه ۱۳۵۶، وقتی روزنامه اطلاعات بر روی دکه‌های مطبوعاتی قرار گرفت، عده کمی‌صفحه ۷ آن و مقاله‌ای که در ستون سمت چپ آن به چاپ رسیده بود را دیدند. اما صبح ۱۸ دی‌ماه، بریده همان صفحه شامل مقاله مذکور تحت عنوان «ایران و استعمار سرخ و سیاه» نوشته فردی به نام «احمد رشیدی مطلق» بر در و دیوارهای مدارس حوزه علمیه قم نصب شده و طلاب دور تا دور آن، تجمع کرده بودند، مقاله‌ای سراپا توهین و اهانت به مقام مرجعیت شیعه و شخص حضرت امام خمینی، رهبر در تبعید ملت ایران. 🔸اما حركت اصلي مردم شهر قم در اعتراض به مقاله‌ توهين‌آميز روزنامه اطلاعات، صبح روز دوشنبه، ۱۹ دي ۱۳۵۶ با تعطيلي بازار و راهپيمايي طلاب و بازاريان آغاز شد. در اين روز طبق قرارهاي قبلي، طلاب در مقابل مدرسه‌ خان و ميدان آستانه تجمع كردند و مانند روز قبل به سوي منزل مراجع حركت كردند ابتدا به منزل آيت‌الله میرزاهاشم آملي و بعد از آن به منزل علامه طباطبايي رفتند. 🔸بر اساس گزارش ساواک، شمار تظاهرکنندگان حدود ده هزار نفر بود. در منابع مختلف آمده که «گروه زیادی» بالغ بر «هفتاد تا سیصد» نفر شهید شدند. 🔸در یکی از تعیین‌کننده‌‌ترین مقاطع تاریخی نهضت امام، بازهم این قم و مردم دلاور آن بودند که تاریخ‌ساز شدند. مقام معظم رهبری در همان دیدار، درباره آن حرکت تاریخی افزودند: «اگر مردم قم در نوزدهم دی‌ماه سال ۱۳۵۶ قیام نمی‌كردند و آن حوادث عظیم را پی‌درپی به وجود نمی‌آوردند، احتمالاً حوادث به سمت و سوی دیگری می‌رفت؛ اما آنها ابتكار به‌ خرج دادند و مرد و زن و جوان و پیر و روحانی و غیرروحانی، در این حركت سهیم شدند؛ هرچند نقطه‌ اصلی ثقل این كار بر دوش جوان‌ها بود؛ چون فطرت پاك و پایبند نبودن به تعلّقات مادی‌، جوان را راحت‌تر به وسط میدانِ انجام وظیفه می‌بَرَد. همه‌ ملت ایران در دوران انقلاب، این منش و كار بزرگ را نشان دادند؛ یكی زودتر، یكی دیرتر؛ اما جلوتر از همه قم بود. نتیجه این شد كه دژ تسخیرناپذیری كه دربست در اختیار دشمنان ملت ایران و غارتگران و زورگویان و راهزنان بین‌المللی بود دژ حكومت ایران به وسیله‌ مردم از دست آنها خارج شد و مردم آن را فتح كردند.» https://kayhan.ir/001GwE @Kayhan_online
سالگرد شهادت محمد بخارایی و یارانش 🔰 مجازات سرکرده صهیونیست تا مرز خون 🔸وقتی در اوایل دهه ۱۳۴۰ کانون‌های جهانی صهیونیستی بر آن شدند تا در مقابل روش‌های ظاهرا اصلاح‌گرایانه کندی و دار و دسته‌اش در آمریکا‌، بار دیگر راساً وارد عمل شوند‌، این بار تحت عنوان ظاهر فریب سیاستمداران جوان‌، احزابی جدید همچون «کانون مترقی» را تشکیل دادند که رهبری آن را فراماسون‌های تازه‌نفسی مانند حسنعلی منصور و امیرعباس هویدا برعهده داشتند. کانونی که مستقیما با شبکه صهیونی ویکتور روچیلد/ شاپور ریپورتر در ارتباط بود. 🔸سندی از مركز اسناد مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران، حکایت از رابطه بسیار نزدیک و مریدی/ مرادی حسنعلی منصور با شاپور ریپورتر دارد. در این سند‌، منصور عکسی از خود را تقدیم شاپور ریپورتر کرده، در ذیل آن با دستخط خود چنين نوشته است: 🔻«تقديم به دوست عزيز و استاد و راهنماي خودم شاپور ريپورتر- (امضا) حسنعلي منصور- تهران- ۱۳۴۰» 🔸و بهترین زمان از نظر کانون‌های استعماری صهیونی برای طرح لایحه ننگین کاپیتولاسیون، زمان صدارت حسنعلی منصور بود که نوکر حلقه به گوش‌تری به شمار می‌رفت. و همو بود که در مقابل اعتراض و سخنرانی افشاگرانه حضرت امام خمینی علیه کاپیتولاسیون‌، بدون هیچ محکمه و دادگاهی‌، تنها بنا به امر و فرمان اربابانش رای بر تبعید مرجع تقلید شیعیان داد. 🔸حسنعلی منصور براساس اسناد معتبر‌، از اعضای ارشد تشکیلات مخوف فراماسونری در ایران بود که محوری‌ترین کانون اجرای سیاست‌های جهانی فرادولتی در طول تاریخ ایران به شمار رفته و در این زمینه کارنامه سیاه و تاریکی دارد. 🔸بنابراین به نظر می‌رسد مجازات حسنعلی منصور در واقع از یکسوی حذف یکی از مجریان و قطع کردن شریان‌های اصلی کانون‌های استعماری صهیونیست بود و از دیگر سوی پیروی از رهبری نهضت در مشخص نمودن دشمن اصلی و تاکید بر این واقعیت که نهضت امام با سرنگونی و سقوط شاه به هدف سیاسی خود نخواهد رسید، بلکه چشم‌انداز و مقصد، قطع دستان آمریکا و صهیونیسم است. 🔸وصیتنامه شفاهی شهید محمد بخارایی و یارانش رضا صفار هرندی، صادق امانی و مرتضی نیک‌نژاد که در همان شامگاه 30 دی 1343 بر روی نوار ضبط شد و بعدا به دست ساواک افتاد، پس از پیروزی انقلاب اسلامی و بعد از ۱۴ سال از بایگانی ساواک بیرون آمد و در دسترس مردم قرار گرفت. در بخشی از آن وصیتنامه تاریخی آمده بود: 🔻«...ما با قلبی سوزان آماده شهادتیم. دیدن این تن‌های برهنه، شکم‌های گرسنه و بدن‌های ناتوانی که زیر تازیانه‌های عمال استعمار آنها را به‌پرستیدن پیکر منحوس شاه وامی‌دارند، ما و هر انسانی را رنج می‌دهد. ما برای اولین بار شلیک گلوله را روی دشمنان شما ملت ایران، طنین‌انداز می‌کنیم. باشد که شما نیز پیروی کنید. ما همانند سرور شهیدان حسین‌بن‌علی‌(ع) زندگی را عقیده و جهاد در راه آن می‌دانیم. شما ‌‌‌‌ای ملت ایران!... با قلبی مملو از ایمان به پا خیزید و این عاملان منفور استعمار و حیات کثیف حاکمه را یکباره نابود ‌سازید. ما از ورای این جهان با شما سخن می‌گوییم، نترسید، بپا خیزید و خود را به کاروان شهدا ملحق کنید.» 🔸و حسنعلی منصور عامل اصلی طرح و اجرای سیاست‌های آمریکا از جمله لایحه کاپیتولاسیون بود تا براساس آن با خیال آسوده‌تر بتوانند بر جان و مال این ملت حاکم بوده و حرث و نسلش را به غارت ببرند. 🔸و در سحرگاه 26 خرداد 1344، چهار جوان رشید اسلام‌، پس از اقامه نماز صبح، با چشمانی باز و دوخته شده به افق پیروزی انقلاب و اسلام، در حالی که صوت قرآن آنها به گوش می‌رسید و فریاد الله اکبر سر داده بودند، تیرباران شده و به شهادت رسیدند. https://kayhan.ir/001JMz @Kayhan_online
سالگرد سوء‌قصد به جان رهبر معظم انقلاب 🔰 سال‌هاست که عبای شهادت را بر دوش می‌کشند 🔻«... آن وقتی که بمب منفجر شد، در آن مسجدی که من بودم، از وقتی که بار اول افتادم زمین (نفهمیدم البته چه جوری شد که افتادم) تا وقتی که به کلی بی‌هوش شدم و بعد از چند روز به هوش آمدم، سه مرتبه دیگر به هوش آمدم. در این فاصله سه بار لحظاتی به هوش آمدم و هر دفعه یک احساسی داشتم که آن حالات را من هیچ وقت یادم نمی‌رود. یکیش که حالا این‌جا عرض می‌کنم، این است؛ در یکی از این حالات احساس کردم که من دارم می‌روم، یعنی دارم می‌میرم. احساس کردم که مرگ در مقابل من است. کاملا خودم را در مرز عالم برزخ مشاهده کردم. به طور خلاصه اگر بخواهم در یک کلمه بگویم، احساس کردم که در آن حال، انسان هیچ دستاویزی به جز خدا ندارد، هیچ دستاویزی. یعنی هرچه هم عمل آدم پشت سر خودش داشته باشد، بازهم اگر تفضل الهی و رحمت خدا را نتواند جلب کند، آدم خاطر جمع نیست به آن عمل... آنجا انسان احساس می‌کندکه مثل پر کاهی بین زمین و آسمان است. این احساس را انسان دارد و منقطع می‌شود. از همه چیز منقطع می‌شود. مثل این حالت انقطاع را در آن وقت احساس کردم و تضرع کردم پیش خدای متعال؛ پروردگارا می‌بینی که من چقدر دستم خالی است و چقدر محتاجم. اگر تفضلی کنی، کردی والّا ما رفتیم. منظورم مردن نبود، رفتن از وادی سعادت بود. بعد دیگر بی‌هوش شدم و نفهمیدم چیزی را...» 🔸این شرح نسبتا مبسوطی است که مقام معظم رهبری از لحظات سوء قصد به جان ایشان در ششم تیرماه 1360 دادند. روز 6 تیرماه 1360 بود، آیت‌الله خامنه‌ای که از جبهه‌ها برگشته و به حضور حضرت امام رسیده بودند، بعد از دیدار طبق برنامه حزب جمهوری اسلامی، برای سخنرانی در یکی از مساجد جنوب تهران، عازم مسجد ابوذر واقع در محله فلاح شدند. 🔸محسن جوادیان از محافظان آیت‌الله خامنه‌ای در روز 6 تیرماه 1360 درباره آن روز می‌گوید: «... آقا در حال پاسخ دادن به سؤال دوم بودند که شخصی یک ضبط «آیوا» که حالت استوانه‌ای داشت و طوسی رنگ بود را آورد و روی تریبون گذاشت و کلید آن را فشار داد. بعد از رفتن این فرد، کلید ضبط صوت مثل حالتی که نوار تمام شود، بالا زد و به حالت اول برگشت که برای ما تعجب‌انگیز بود که چگونه به این زودی نوار این ضبط تمام شد...» 🔸حالت قرار گرفتن آقا پشت تریبون، به گونه‌ای شده بود که برخلاف حالت اول، این بار سمت راست بدنشان در مقابل ضبط صوت قرار گرفت و از پشت تریبون هم کمی عقب آمدند. و این به جز حکمت و امداد الهی چه می‌توانست باشد که آقا ناخودآگاه در موقعیتی قرار گرفت تا هدف جنایتکارانه تروریست‌ها محقق نشود. محسن جوادیان ادامه می‌دهد: 🔸«... یکباره انفجار اتفاق افتاد... یک لحظه که به عقب برگشتم دیدم ایشان بین محراب مسجد و تریبون برروی بازوی چپ افتاده‌اند. دیگر معطل نکردم، چون اول حادثه خونریزی خیلی شدید نبود و از طرفی وزن ایشان هم کم بود، به تنهائی ایشان را در بغل گرفتم و با سرعت از داخل شبستان به سمت بیرون مسجد حرکت کردم، آن لحظات بود که به یکباره دیدم یک حفره از جراحت زیر گلوی ایشان به وجود آمده که هر لحظه خونریزی آن شدیدتر می‌شود....همان طور که داشتم به طرف ماشین می‌رفتم یک لحظه دیدم که آقا به هوش آمد و پس از چند لحظه بدن ایشان سست شد و سرشان به روی شانه من افتاد. من یک لحظه به ذهنم آمد که ایشان شهید شد... (بغض و تاثر شدید محسن جوادیان)...» 🔸حضرت امام در پیامی به آیت‌الله خامنه‌ای نوشتند: «... اینان با سوءقصد به شما‌‎ ‌‏عواطف میلیونها انسان متعهد را در سراسر کشور بلکه جهان جریحه‌دار نمودند... و به کسی سوءقصد کردند که آوای دعوت او به‌‎ ‌‏صلاح و سداد در گوش مسلمین جهان طنین‌انداز است... من به‌‎ ‌‏شما خامنه‌ای عزیز، تبریک می‌گویم که در جبهه‌های نبرد با لباس سربازی و در پشت‌‎ ‌‏جبهه با لباس روحانی به این ملت مظلوم خدمت نموده، و از خداوند تعالی سلامت شما‌‎ ‌‏را برای ادامه خدمت به اسلام و مسلمین خواستارم...» https://kayhan.ir/001JW4 @Kayhan_Online
به یاد شهید سید اسدالله لاجوردی 🔰 دوران عجیب و باورنکردنی زندان اوین 🔸در شرایطی که مجاهدین خلق (منافقین)‌، مهیب‌ترین تروریسم تاریخ معاصر را به راه انداخته بودند و هر روز تعدادی از مردم را به جوخه‌های تروریستی خود می‌سپردند. اما حاج اسدالله برای انتقام، آموزشگاه شهید کچویی را در قلب زندان اوین به‌وجود نیاورده بود. او تنها طریق سر به راه کردن گمراهان گروهک‌های ضد انقلاب را با تأسی به پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) و ائمه معصوم(علیهم‌السلام)، محبت و مهربانی می‌دانست. 🔸در تبلیغات بیگانگان و متاسفانه حتی برخی خودی‌ها از او چهره‌ای بسیار خشن ترسیم کرده بودند و چه تهمت‌ها و توهین‌های ناروایی که به وی نسبت دادند. او را جلاد اوین لقب دادند! و سرکرده شکنجه‌گران!! 🔸شهید لاجوردی با اقتدا به امام و رهبرش، خیل جوانان و نوجوانان ساده‌دل و ناآگاهی که فریب مجاهدین خلق (منافقین) را خورده و در باتلاق نفاق آنها دست و پا می‌زدند، قربانیانی می‌دانست که نیاز به کمک و یاری دارند. از همین‌رو بود که زندان اوین را به‌واقع، برای رهایی این قربانیان از حصارهای تشکیلاتی و دستیابی به واقعیات و حقایق به آموزشگاهی بدل ساخت و نام آن را به یاد دوست و رفیق قدیمی‌اش که به دست همین منافقین شهید شد، آموزشگاه شهید کچویی گذارد. 🔸در زمان شهید لاجوردی، بسیاری از زندانیانی که در بیرون فرصت تحصیل یا تکمیل آن را پیدا نکرده بودند، با نظارت وزارت آموزش و پرورش به تحصیل پرداخته، از آنها امتحان رسمی به عمل آمد و حتی مدرک تحصیلی دیپلم خود را دریافت کردند. 🔸متاسفانه برخی مسئولین، ساده‌زیستی و قاطعیت انقلابی و رأفت اسلامی حاج اسدالله را تاب نیاوردند و او را از دادستانی انقلاب و ریاست زندان اوین کنار زدند. اما پس از چند سال، مجددا به همکاری دعوت و این بار رئیس‌ سازمان زندان‌ها شد. شهید لاجوردی در این سازمان حتی از امور زندانیانی که با عفو حضرت امام به جامعه باز می‌گشتند و نیاز به شغل داشتند، غافل نمی‌گردید. 🔸شهید لاجوردی باز هم تحت فشار و با سعایت برخی از مسئولین، از مسئولیت فوق کناره‌گیری کرد و به قول خودش سبک بال و آسوده‌خاطر به همان مغازه کوچکی بازگشت که از سال‌های پیش از انقلاب واقع در بازار در اختیار داشت و با همان دوچرخه قدیمی‌اش رفت‌وآمد می‌کرد. اما اول شهریور 1377، در حالی که در مغازه کوچکش مشغول گپ‌وگفت با دو نفر از دوستانش بود، هدف منافقین تروریست قرار گرفت. 🔸او به آرزویش رسید که همواره شهادت را برای پایان زندگی‌اش از خدا طلب می‌کرد و حقیقتاً که مردن برای شخصیت بزرگی چون لاجوردی خیلی کوچک بود. https://kayhan.ir/001KR5 @Kayhan_Online