مجتبی رمضانیپای قرار.mp3
زمان:
حجم:
10.5M
بی تو نداره خیری این دنیا
کاشکی ظهورِ تو بشه امضا
برای دیدنت دلم تنگه
متا ترانا و نراک آقا💔😭
#مجتبیرمضانی
https://eitaa.com/meshkat_hemat
21.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 قمقمه شهیدی که هنوز پُر آب است...
🔸گروه های تفحص شهدا موفق شدند (پنجشنبه ۲۰ آذر ماه ) پیکر مطهر یک شهید دوران دفاع مقدس را در منطقه شرق دجله کشف کنند.
https://eitaa.com/meshkat_hemat
#شروع_نورانی✨
هر کس وساطت پسندیده ای کند، [تا کار خیری چون جهاد، احسان به مردم و حلّ مشکلات جامعه انجام گیرد] بهره ای از آن برای او خواهد بود...
(سوره نساء، ۸۵)
https://eitaa.com/meshkat_hemat
کاربر عربستانی با انتشار این عکس نوشت:
تأثیر مادر بر زندگی مجاهدان و اولیاء الهی، شگفتانگیزه…
تأثیر همسر، عمیقتر و ماندگارتر …
این زنان، راز بزرگی این مردانند
https://eitaa.com/meshkat_hemat
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دعا و استغاثه میتواند وقایع تلخ نزدیک ظهور را تغییر دهد
https://eitaa.com/meshkat_hemat
داستان زیبا🔅
اعتراف تکاندهنده معلم پیری که باعث شد شاگرد قدیمیاش زانو بزند و زار زار گریه کند... 🕰😭
سالها پیش در کلاسی شلوغ، ساعت مچی گرانقیمت یکی از دانشآموزان ثروتمند گم شد. دانشآموز با گریه به معلم گفت: «آقا، ساعت من دزدیده شده!»
معلم رو به کلاس کرد و گفت: «هرکس ساعت را برداشته، لطفاً پس بدهد.» اما هیچکس تکان نخورد.
معلم که نمیخواست پای پلیس و ناظم به میان بیاید و آبروی کسی برود، فکری کرد و گفت:
«همه شما بلند شوید و رو به دیوار بایستید و چشمانتان را محکم ببندید. من جیبهای شما را یکییکی میگردم. تا وقتی نگویم، هیچکس نباید چشمانش را باز کند.»
دانشآموزان اطاعت کردند. در میان آنها، پسری فقیر بود که ساعت را برداشته بود. او از ترس میلرزید و عرق سردی بر پیشانیاش نشسته بود. او میدانست که تا چند لحظه دیگر، آبرویش جلوی همه میرود، از مدرسه اخراج میشود و دیگر نمیتواند سرش را بالا بگیرد.
معلم شروع به گشتن کرد... جیب اول، دوم، سوم... تا اینکه به پسرک فقیر رسید. دست معلم ساعت را در جیب او لمس کرد.
پسرک منتظر فریاد معلم بود، اما... معلم ساعت را برداشت و بدون هیچ مکثی به سراغ نفر بعدی رفت!
او تمام جیبهای دانشآموزان را تا نفر آخر گشت.
سپس گفت: «خب، چشمانتان را باز کنید. ساعت پیدا شد.» و ساعت را به صاحبش داد، بدون اینکه نامی از دزد ببرد.
آن روز گذشت و معلم هرگز، حتی با یک نگاه معنیدار، به روی آن پسر نیاورد که او دزد بوده است.
سی سال گذشت...
آن پسرک فقیر حالا مرد موفقی شده بود. روزی معلم پیرش را دید و با شوق نزد او رفت و گفت:
«استاد، مرا میشناسید؟ من همان شاگردی هستم که آن روز ساعت را دزدید و شما جیبش را گشتید اما رسوایش نکردید. شما زندگی مرا نجات دادید. اگر آن روز مرا معرفی میکردید، آیندهام تباه میشد. میخواستم بپرسم چطور توانستید آنقدر بزرگوار باشید و حتی بعد از آن ماجرا هم نگاهتان به من عوض نشد؟»
معلم پیر لبخند مهربانی زد، دست روی شانه مرد گذاشت و جملهای گفت که مرد را همانجا روی زمین میخکوب کرد:
«پسرم... راستش را بخواهی من اصلاً نمیدانستم ساعت را تو برداشتهای! چون من هم موقع گشتن جیبهایتان، چشمانم را بسته بودم...»
مرد به پای معلم افتاد و اشک ریخت. معلمی که نخواست حتی خودش چهره شاگردش را در حال خطا ببیند تا مبادا قضاوتش نسبت به او تغییر کند...
نتیجه اخلاقی:
پوشاندن عیب دیگران، هنر مردان خداست.
تربیت کردن فقط با "نصیحت" نیست، گاهی با "ندیدن" و "گذشتن" است. اگر خطای کسی را دیدی و آبرویش را نبردی، آن وقت ادعای انسانیت کن.
یک تلنگر زیبا:
بیایید امروز عهد ببندیم اگر رازی از کسی فهمیدیم یا لغزشی دیدیم، صندوقچه اسرار باشیم، نه بلندگوی رسوایی. شاید آن یک خطا، تمامِ حقیقتِ آن آدم نباشد.
یاد بگیریم چطور «ستار العیوب» باشیم. ان شاالله در همه جا وهمه وقت مدنظر داشته باشیم .ان شاالله التماس دعا
https://eitaa.com/meshkat_hemat
16.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وااااای چقدر با این خندیدم😂
روسری فروشی که اعصاب مصاب نداره🤣🤣🤣
https://eitaa.com/meshkat_hemat
9.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌹حتما ببینید
👆👆👆
🔺شهید اعدامی 😳😳😳
❤️خیلی عالیه ؛ رزقتون اینه که ببینید ، باور کنیم که
شهدا زنده اند
https://eitaa.com/meshkat_hemat
15M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
باریک الله بابا
ماشاالله بابا
https://eitaa.com/meshkat_hemat