♦️سؤال و شبهه :
در ادبیات انقلابی و رهبران معظم راحل و رهبر معظم شهید، دشمنان «احمق» توصیف میشوند. در روایات هم به همین وصف دشمنان اهل بیت اشاره شده است. این در حالی است که شاهد محاسبات دقیق دشمن و موفقیتهای نظامی و اقتصادی آنها هستیم. حتی در صدر اسلام هم میتوان به شواهدی اشاره کرد. آیا از احمقها چنین موفقیتهایی ممکن است؟ ظاهراً آنها خیلی هم باهوشاند!
🔹پاسخ:
حماقت به معنی کمعقلی و بیخردی است. دشمنان اسلام از چند جهت احمق هستند:
۱. اسلام برای هدایت بشر به بالاترین و پایندهترین سعادت و لذت و قدرت آمده. مبارزه با آن مبارزه با خوشبختی خود است، و این عین حماقت است!
۲. دشمنان به دلیل کوتهبینی و مادیگرایی خود، از فهم حقایق و عوامل غیبی و معنوی ناتوان است و صرفا بخش کوچکی از حقایق را در نظر میگیرد، و این عین بیخردی است. به همین دلیل، اگر مسلمانان به حقیقت دین ایمان داشته و به خدا توکل حقیقی داشته باشند و وظایف دینی خود را درست عمل کنند، حتما در ظاهر هم پیروز میشوند (ولینصرن الله من ینصره). اگر شکست میخورند به خاطر کوتاهیهای خود مسلمانان در عمل به دستورات دین است.
۳. دشمن تصور میکند که چند روز بیشتر غارت کردن، حکومت کردن، و فریب دادن مردم، و چند کیلومتر بیشتر از زمینها و معادن جهان را تصاحب کردن، پیروزی است، درحالی که پیروزی حقیقی نزدیک شدن به خدا و حیات طیبه ابدی نزد خداوند است. نفهمیدن این حقیقت هم نشانه دیگری از حماقت است.
✍️ حجت الاسلام و المسلمین دکتر علی مصباح
🆔@meshkatnoor
الهیات جنگ و امید (68)
«غایتشناسی جنگ و افق تمدنی در الهیات جنگ»
در الهیات جنگ، جنگ صرفاً یک پدیده سیاسی یا نظامی نیست، بلکه یک امر وجودی و تاریخی است که در آن نسبت انسان، تاریخ و امر قدسی معنا پیدا میکند.
در این چارچوب، «غایت جنگ» به این پرسش میپردازد که این درگیریها در نهایت به چه سمتی حرکت میکنند و چه معنایی در کل سیر تاریخ دارند. اگر تاریخ دارای معنا و جهت باشد، جنگ نیز در دل همین حرکت معنادار فهم میشود.
تاریخ فقط مجموعهای از اتفاقات پراکنده نیست، بلکه روندی است که به سمت شکلگیری سطوح بالاتری از نظم و آگاهی انسانی پیش میرود. در این چارچوب، جنگها بخشی از این حرکتاند و نه صرفاً انحراف یا حادثهای بیمعنا.
بر این اساس، جنگ لحظهای است که نظمهای قدیمی دچار بحران میشوند و زمینه برای شکلگیری نظمهای جدید فراهم میگردد. این نگاه، جنگ را از سطح تخریب صرف خارج کرده و آن را بهعنوان بخشی از فرآیند تغییر تاریخی و تحول تمدنی تحلیل میکند، بدون آنکه لزوماً ارزش اخلاقی مثبت برای خود جنگ قائل شود.
آنچه در این میان مهم است، نسبت میان اراده الهی و رخدادهای خشونتبار تاریخی است. در اینجا جنگ به معنای اراده مستقیم بر خشونت نیست، بلکه بهعنوان موقعیتی فهم میشود که در آن انسان در برابر حقیقت، عدالت و مسئولیت قرار میگیرد. به بیان سادهتر، جنگ یک «وضعیت آزمون» است که در آن جهتگیری اخلاقی و الهی انسانها و جوامع آشکار میشود.
در نهایت، الهیات امید نقش مهمی در این ساختار دارد، زیرا بدون امید به خدا و آخرت و ملکوت، جنگ به چرخهای بیمعنا از خشونت تبدیل میشود. امید در اینجا مانند «نوری الهی در مسیر» عمل میکند و به تاریخ جهت میدهد. بنابراین، جنگ در این چارچوب نه هدف نهایی، بلکه یک مرحله گذار است که در مسیر رسیدن به وضعیتی معنوی تر، عادلانهتر و انسانیتر در افق تمدنی قرار میگیرد.
#الهیات_جنگ
#الهیات_امید
✍️ حجت الاسلام مجتبی ارشدی ؛ دانش پژوه دکترای فلسفه دین موسسه امام خمینی
🆔@meshkatnoor
الهیات جنگ (69)
جنگ تحمیلی سوم و سنتهای الهی «ابتلا» و «دفع»
جنگ تحمیلی سوم را نباید صرفاً یک تجاوز نظامی، بهشمار آورد بلکه باید آن را همچون یک پدیده الهی، مورد مطالعه و تحلیل کلامی قرار داد. در تحلیل کلامی جنگ تحمیلی سوم، میتوان به سنتهای الهی گوناگونی اشاره نمود.
قرآن کریم میفرماید: «وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ» (بقره: ۱۵۵). در این آیه، «خوف» (ترس از دشمن) و «نقص انفس» (شهادت عزیزان) دقیقاً بر مصادیق عینی این جنگ منطبق است. پرسش الهیاتی این است: چرا خداوند مؤمنان را به چنین آزمونهای سهمگینی دچار میکند؟ پاسخ را باید در آیه بعد جست: «أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ» (بقره: ۱۵۷). امتحان الهی در میدان جنگ، نه برای نابودی، که برای تفکیک صفوف مؤمنانِ راستین از مدعیان، و اعطای مقام صلوات و رحمت ویژه به صابران است.
آیات ناظر به سنت «دفع» در قرآن کریم نیز قاعدهای فراتاریخی را اینگونه بیان میکنند: «وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ» (بقره: ۲۵۱). فعل «دَفْع» در این آیه، بر خلاف «قِتال»، بر یک فعل مستقیم الهی دلالت دارد. خداوند خود، از طریق گروهی از بندگان مؤمن و مقاوم، شرّ متجاوزان را دفع میکند و اگر این «دفع» نباشد، «فساد زمین» فراگیر میشود.
از منظر کلام اجتماعی، جنگ تحمیلی سوم یک «غربالگری الهی» بود که طی آن، جامعه مؤمنان با عبور از بوته آتش، به درجهای از خلوص و استحکام ایمانی دست یافت که در شرایط عادی ممکن نبود. مقاومت ملت ایران در جنگ تحمیلی سوم را باید مصداق عینی همین سنتها دانست؛ جایی که خداوند به وسیله یک امت مقاوم، شرّ ائتلاف استکباری را از منطقه دفع کرد و در کنار این، خود جلوهای از سنت «ابتلا» (بقره: ۱۵۵) نیز بود که با غربالگری الهی، خلوص ایمانی جامعه مؤمنان را آشکارتر ساخت.
#الهیات_جنگ
#الهیات_امید
✍️ حجت الاسلام دکتر مرتضی خوشصحبت؛ عضو هیأت علمی گروه کلام و فلسفه دین موسسه امام خمینی
🆔@meshkatnoor
ایران پسا جنگ؛ بستر ساز تمدن اسلامی (3)
رهبر شهید ما از حوزههای نفوذ چهارگانه به ظرفیت و عمق راهبردی ایران تعبیر میکردند و میفرمودند:
«تقویت کشور متوقف است بر استفادهی از همهی ظرفیتها و تواناییهایی که ما در داخل کشور و در بیرون کشور داریم. توجه بکنیم که ظرفیتهای ما و تواناییهای ما، فقط آن چیزهایی نیست که ما در داخل داریم؛ ما در بیرون کشور هم ظرفیتهای مهمی داریم؛ طرفدارانی داریم، عمق راهبردی داریم؛ در منطقه، در کشور؛ بعضی بهخاطر اسلام، بعضی بهخاطر زبان، بعضی بهخاطر مذهب شیعه؛ اینها عمق راهبردی کشور هستند؛ اینها جزو تواناییهای ما هستند؛ از همهی این تواناییها باید استفاده کنیم. فقط هم در منطقه نیست، ما در آمریکای لاتین عمق راهبردی داریم، در قسمتهای مهمی از آسیا عمق راهبردی داریم، امکاناتِ استفاده داریم؛ از اینها بایستی استفاده کنیم، اینها کشور را قوی خواهد کرد».
روشن است که همۀ این حوزههای تأثیر بهعنوان اولین مخاطبان ما در دوران پساجنگ محسوب میشوند و لازم است رویکرد تمدنی خود را در این چهار حوزه دنبال کرده و برای هر گروه محتوا و نقشۀ راه متناسب تهیه کنیم. برای مخاطبان داخلی خود البته سالهاست کانونهایی در حوزۀ اسلامیسازی علوم انسانی و حرکت به سمت سبک زندگی مناسب برنامهریزی کردهاند.
این محتوا برای شیعیان و مسلمانان دنیا نیز قابل ارائه است مشروط بر اینکه شرایط و ویژگیهای فرهنگی و اجتماعی آنان را لحاظ کنیم. امروز بخش زیادی از مردم مسلمان در تمام جهان از شمال و شرق آفریقا تا غرب و شرق آسیا و هند و پاکستان مجاهدۀ ما با آمریکا را مبارزه اسلام و کفر میدانند و چشم امید به ما دارند.
اما سئوال این است که برای مخاطب غیرمسلمان خود چه باید کرد؟ امروز جمع زیادی از مردمان آفریقا و آمریکای لاتین مسیحی هستند؛ مسیحیانی که با وجود دین و مذهب متفاوت، با اشتیاق تحولات کشور ما را دنبال میکنند و برای پیروزی ما دعا میکنند.
وقتی که پدر نوما مولینا به عنوان از رهبران کلیسای آزادیبخش ونزوئلا برای ما پیام استقامت میفرستد یعنی پس از پیروزی در نبرد هم از ایدهها و نظریات ما استقبال میکند. بنابراین نباید فراموش کنیم که مطالب ما ولو رنگ و بوی صراحتاً اسلامی نداشته باشد ولی روح توحیدی آن برایشان جذابیت دارد و این وظیفۀ ما را در این زمینه دوچندان میکند.
بنابراین با توجه به فضای موجود در عرصه جهانی که اکنون با یک جابجایی عجیب به نفع ایران و ارزشهای انقلابی ما تغییر جهت داده است، جدیت اندیشمندان متفکرین ما را میطلبد تا با حضور در این عرصه، شناسایی ظرفیتهای موجود، فهم فضای فرهنگی و اجتماعی مخاطبین و تهیه محتوای مناسب و جذاب از فرصت موجود استفاده کنند تا انشاالله فضا برای گسترش هرچه بیشتر ارزشهای الهی و دینی و نزدیک شده به تمدن نوین اسلامی فراهم گردد و لطف الهی با فراهم شدن زمینۀ ظهور عام منجی جهانی شامل حال همۀ مردم رنجکشیده جهان گردد.
✍️ دکتر داود فاضل فلاورجانی عضو هیئت علمی گروه کلام و فلسفه دین مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(قدس سره)
🆔@meshkatnoor