eitaa logo
فرزندی مثل مصطفی
1.1هزار دنبال‌کننده
3.7هزار عکس
4.8هزار ویدیو
103 فایل
بسم رب الشهدا والصدیقین این کانال جهت باز نشر خاطرات شهید مصطفی صدرزاده راه اندازی شده است مستقیم زیر نظر خانواده محترم شهید صدرزاده اداره میشه #شهید_مصطفی_صدرزاده
مشاهده در ایتا
دانلود
خاطــــره📚 می‌دانستم آنجا پنج دفن‌اند. پیاده شدیم. شهدا بالای بلندی بودند و تو رفتی سمتشان. من هم آمدم، حتی جلوتر از تو از پله‌ها رفتم بالا. فاطمه بغل تو بود. با خودم فکر کردم داری می‌آیی، یک لحظه به عقب که برگشتم دیدم همان پایین ایستاده‌ای و داری انگشت اشاره‌ات را تکان می‌دهی، انگار به دعوا. بلند گفتم: «نمیای بالا؟» دوسه پله آمدم پایین. قلبم تندتند می‌زد. صدایت را باد آورد: «اگه کار منو راه نندازین به همه می‌گم که شما هیچ‌کاره‌این! به همه می‌گم این دروغه که گره از کارا باز می‌کنن! به همه می‌گم کارراه‌انداز نیستین و آبروتون رو می‌برم. می‌گم عند ربهم یرزقون نیستین..❤️‍🩹!» 🆔@meslemostafaa
خاطــره📚 با اینکه جانشین فرماندهی تیپ شده بود و کل نیرو ها زیر نظرش بود، همیشه گوشه نمازخانه می خوابید.یک شب برای آب خوردن به سمت نمازخانه رفتم دیدم دارد نماز شب می خواند...آنقدر محو مناجات با خدا بود که متوجه حضورم نشد. شبش که تمام شد کنارش نشستم و گفتم:خب آقاجان،ما بعدازظهر کلی کار کردیم ، توی کوه و جنگل بالا و پایین کردیم و خسته شدیم . کمی هم استراحت کن شما فرمانده مایی، باید آماده باشی! لبخندی زد و گفت : به ما به جون بخشیده ، باید جونمون رو کنیم ... جز این باشه نیست..🙃♥️! 🆔@meslemostafaa
خاطــره📚 با اینکه جانشین فرماندهی تیپ شده بود و کل نیرو ها زیر نظرش بود، همیشه گوشه نمازخانه می خوابید.یک شب برای آب خوردن به سمت نمازخانه رفتم دیدم دارد نماز شب می خواند...آنقدر محو مناجات با خدا بود که متوجه حضورم نشد. شبش که تمام شد کنارش نشستم و گفتم:خب آقاجان،ما بعدازظهر کلی کار کردیم ، توی کوه و جنگل بالا و پایین کردیم و خسته شدیم . کمی هم استراحت کن شما فرمانده مایی، باید آماده باشی! لبخندی زد و گفت : به ما به جون بخشیده ، باید جونمون رو کنیم ... جز این باشه نیست..🙃♥️! 🆔@meslemostafaa
وصیتنامه📜 سخنان مقام معظم رهبری را حتما گوش کنید، قــــ♥️ـــلب شما را بیدار می‌کند و راه درست را نشانتان می دهد. وخودسازی دغدغه اصلی شما باشد..🍃 🆔@meslemostafaa
فرزندی مثل مصطفی
با‌هیچـکسم‌میـل‌سخن‌نیست؛ ولیـکن،تو‌خارج‌از‌ایـن‌ قاعـده‌وفلسفہ‌ھایۍ‌رفیق..♥️! #شهیدمصطفےصدر‌زاده
خاطــــره📚 «بھ بسیار علاقھ داشت . خاطراتش را برایِ دوستان تعریف می‌کرد بارها کتاب را خریدھ و به دیگران هدیه میداد ، در صفحھ اول می‌نوشت : وقف در گردش . پس از مطالعه در اختیار دیگران قرار دهید .. ♥️» @meslemostafaa
خاطــــره📚 «بھ بسیار علاقھ داشت . خاطراتش را برایِ دوستان تعریف می‌کرد بارها کتاب را خریدھ و به دیگران هدیه میداد ، در صفحھ اول می‌نوشت : وقف در گردش . پس از مطالعه در اختیار دیگران قرار دهید .. ♥️» 🆔@meslemostafaa
خاطـــره📚 بردن گوشی و دوربین تو حرم مطلقا ممنوعه ولی حرم حضرت سلام الله علیها مانعی نداره... گاها رو شیطنت و همچنین گرفتن عکس از رفقا،گوشی رو میبردم داخل...بعد که بچه ها گوشی رو میدیدن تعجب میکردن چطوری از بازرسیها رد شده... عکسهایی که کنار ضریح بی بی زینب از سید هست،اکثرش رو پنهونی ازش میگرفتم الا چندتا که بهش میگفتم و به سمت گوشی نگاه میکرد... موقع خروج از حرم، بهش گفتم سید ویوش عالیه بیا یکی باهم بگیریم... خلاصه یه زائر عرب زبون رو پیدا کردم و بهش گفتم در حال خروج از حرم ازمون عکس بگیره...اونم حواسش نبود که ممنوعه و خادمین حرم گوشی رو میگیرند... اونم ناشی و برا گرفتن یه عکس کلی لفت و لعاب داد کلی ژست گرفت انگار میخواد با یه دوربین حرفه ای از یه صحنه ی شکار عکس بگیره..😅! 🆔@meslemostafaa
خاطـــره📚 هر کاری می‏‌کرد را در نظر می‏‌گرفت اصلا همه جوره با خدا معامله کرده بود و در اکثر کارهایی که قصد انجام داشت می‏زد حتی کاری که در ظاهر به نفعش هم بود اگر استخاره بد می‏ آمد انجام نمی‏‌داد..!🚶🏻‍♂ 🆔@meslemostafaa
خاطـــره📚 آقا مصطفی عاشقانه از سردار سلیمانی صحبت می‌کردند. دیدید وقتی که یک فرزندی خیلی پدرش را دوست دارد و پدرش برایش اسوه و اسطوره است، چطوری از پدرش در یک جمعی تعریف می‌کند. آقا هم با افتخار از سردار سلیمانی تعریف میکردند و همیشه به ایشان می‌گفتند. چون ما نمی‌توانستیم پشت تلفن خیلی واضح با همدیگر صحبت کنیم و مجبور بودیم رمزی با هم پشت تلفن صحبت کنیم. را به اسم صدا می‌کردند، «با بابا می‌خواهیم اینجا برویم، با بابا جلسه داریم». حتی برای اینکه بتوانند سردار را ببینند، کیلومتر و روز و ساعت و اینها برایشان اصلاً ملاک نبود. در همان ایّام فروردین سال ۹۴، مصادف شده بود با ایّام، از تهران تا با ماشین رفتیم فقط صرفاً به خاطر اینکه بتوانیم در مراسم حضرت‌زهراسلام‌اللّٰہ‌عليها در بیت الزهرا شرکت کنیم وایشان بتوانند را ببینند..🥲♥️ 🆔@meslemostafaa
خاطــره📚 دو روز بعد از مراسم عروسی مون که هنوز گاز خونه مون وصل نشده بود، صبح بلند شدم دیدم آقا خونه نیست. زنگ زدم بهشون. گفتند بچه ها رو بردم اردو!!! گفتم آخه مرد مومن گاز خونه مون هنوز وصل نشده اونوقت بچه ها رو بردی اردو؟ گفتن آخه اگه الان نمی بردم دیگه میخورد به ماه رمضون و دیگه نمیشد اردو ببریم.. زندگی شون وقف بود..✨ 🌸 🆔@meslemostafaa
خاطـــره📚 روزي كه متولد شد؛ براي چندمين بار مجروح و در همان بيمارستان بستري شده بود. سيد ابراهيم با هميشگي خود و برای فرار از نگاه پرستاران كه نگران سلامت ايشان بودند و با پهلويي تير خورده نزديك هفت طبقه به سمت طبقات بالای بیمارستان قدم بر داشت،تا هميشگي خودرا نثار كند..♥️! 🌸 🆔@meslemostafaa
خاطـــره📚 هر کاری می‏‌کرد را در نظر می‏‌گرفت اصلا همه جوره با خدا معامله کرده بود و در اکثر کارهایی که قصد انجام داشت می‏زد حتی کاری که در ظاهر به نفعش هم بود اگر استخاره بد می‏ آمد انجام نمی‏‌داد..!🚶🏻‍♂ https://eitaa.com/meslemostafaa