یک رفیق عراقی پیدا کردم هر سال اربعین میایم خونشون.
پارسال سه روز خونشون بودم عین سه روز خورشت بامیه درست کردند(که به شدت ازش متنفرم) ولی خب به شرط ادب تعریف میکردم.
امسال تا رسیدم با خوشحالی گفت: حدس بزن شام چیه؟
و درست حدس زدید، با دیسی از خورشت بامیه اومد داخل.
》کاتسوموتو《
@Messwak
بچه ها چرا انقدر علاقه به حرف زدن دارن؟ دخترم در سه دقیقه در فاصله گذاشتن چمدونها در صندوقعقب، کل زندگیمون رو برای راننده تاکسی تعریف کرد :)))))
》مادام الملوک《
@Messwak
زندگی یه طوری شده که روزای کاری بیشتر از روزای تعطیل خوش میگذره
》Alireza《
@Messwak
نه از بالا عکس گرفته شده و نه خطای دیده، فقط بخاطر ابعاد متفاوت شالیزارهاست!
بازم لازمه بگم با چشمانی که انقدر خطای دید داره قضاوت نکنید
》هیساکو《
@Messwak
کسی که زود سین میزنه یه حس خوبی بهت میده یه حسی که یعنی مزاحم نیستی، خوشحالم که پیام دادی، منتظر پیامت بودم، همینقدر قشنگ.
》گیلاس《
@Messwak
واقعا کسی که سردشه حق نداره برای دمای خونه تصمیم بگیره
لباس بپوش
》amir pourzaeim《
@Messwak
توی هتلداری یادمون دادن برای دم کردن چایی، اول آبجوش رو بریزید توی قوری بعد روش چایی بریزید.
چاییخورهای حرفهای یبار اینجوری دم کنن؛ و بعد بیاین ازم تشکر کنید.
|کافه نوشت|
@Messwak
کمتر از ۴۰ روز دیگه پاییزه
بارون میباره
هوا خنک میشه
میریم قهوه میخوریم
دووم بیار...!
|Artikal|
@Messwak
نصف مشکلاتم بخاطر جیغ جیغو بودن و صدامه همه فک میکنن دارم دعوا میکنم در حالی که من واقعا دارم حرف میزنم
|melika|
@Messwak
چرا وقتی باباها میگن یه خودکار بیار بعد تو میپرسی «چه رنگی؟» عصبانی میشن؟
بابا خب چه رنگییییی؟
•Nunox•
@Messwak
واقعا ممنونم که آپشنی به عنوان خواب وجود داره. چشاتو میبندی. نه میبینی. نه میشنوی. نه حرف میزنی. راحت.
》AmirHassan《
@Messwak
بچه بودم تا حالا کتک نخورده بودم ، یه روز خوردم زمین کنار چشمم کبود شد، مربیم پرسید چی شده؟ گفتم مامان بابام منو با شیلنگ کتک میزنن، فرداش زنگ زدن به مامان بابام اومدن مهد کودک، یه خانومی بود حامی کودکان، یه عالمه نصیحتشون کرد :)))
وقتی رسیدیم خونه اولین کتک زندگیم رو خوردم :)))
》جناب آقای پرستار《
@Messwak