eitaa logo
مسواک|Messwak
4هزار دنبال‌کننده
5.8هزار عکس
2.6هزار ویدیو
2 فایل
ارتباط با ادمین: @Messwaak
مشاهده در ایتا
دانلود
خیلی دلم میخواد یبار تو زندگیم از جمله ی میل ندارم استفاده کنم باکلاسه اما متاسفانه همیشه گشنمه @Messwak
‏الان یه خانمه اومد گفت:«کتاب جهان هولوگرافیک رو دارید؟» گفتم نه چاپش تموم شده. گفت:«حالا نویسنده‌اش هم فرق کنه اشکال نداره.» گفتم منظورتون مترجم‌ش است؟ گفت نه، نویسنده! برگ و بارم ریخت. •مادر حسنک وزیر• @Messwak
‏خواهرزاده‌ی ۵ ساله‌ام اومده می‌گه بیا بازی کنیم؛ بهش گفتم خب، بیا «کوالابازی» کنیم، گفت باشه! الان یک‌ساعته بالش‌هامون رو بغل کردیم خوابیدیم! فقط یه بار وسطش گفت: خب بعدش چی می‌شه؟ گفتم: هیچی! کوالاها فقط می‌خوابن😂 •yujimbo• @Messwak
6.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فریاد مرگ بر شاه در انگلیس همزمان با تاجگذاری چارلز سوم، پادشاه جدید انگلیس، هزاران نفر از شهروندان انگلیسی در خارج از محل برگزاری مراسم، شعار «مرگ بر شاه» و «مرگ بر سلطنت» سردادند که تعدادی از آنها توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند. @Messwak
دوستم می‌گفت اسنپ ویز زده بود، اون صدای راهنماش زن بود. یه جا گفت بپیچ راست، این پیچید خورد به ترافیک. گفت: می‌بینی؟ واقعا به عقل و نظر زن جماعت نمی‌شه اعتماد کرد.😐 •آفتابکار• @Messwak
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ویدیویی که مشاهده می‌کنید مربوط به مناظره دو تن از مغزهای متفکر اپوزوسیون در اغتشاشات اخیر سعید سکویی و امیرعباس فخرآور می‌باشد. این کلیپ را در جمع و با صدای بلند نبینید. ⛔️حاوی الفاظ رکیک ⛔️ @Messwak
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی عقل نباشه، جان در عذابه! @Messwak
فکر کن شما افتادی زندان بعد بقیه میان جلوت غذا میخورن، نگاهت میکنن، بهت میخندن. باغ وحش یه همچین چیزیه دوستان •SaRa• @Messwak
اعصاب خوردی فقط اونجا که یکی زنگ میزنه بهت ولی صداش نمیاد قطع میکنی و خودت زنگ‌ میزنی، میبینی که اونم به تو زنگ زده و اشغاله بعد یه کم منتظر میمونی که زنگ بزنه، ولی میفهمی اونم منتظره که تو زنگ بزنی صبرت تموم میشه و زنگ میزنی میبینی اونم صبرش تموم شده و زنگ زده و اشغاله🤦🏻‍♂ @Messwak
یکی از بزرگترین دلایل کمبود خوابم منظره پنجره اتاق خوابمه  •Runner• @Messwak
هیچ کس متوجه غمت نمیشه تا وقتی که به خشم تبدیل بشه و تو شخص بدی محسوب بشی. @Messwak
امروز بچه خواهرم افتاد و کمرش درد گرفت. کلی گریه کرد و بعدش آروم شد. چند دقیقه بعد رفت جلوی آینه و لباسش رو زد بالا، دید کمرش قرمز و کمی زخم شده. باز شروع کرد به گریه کردن. گریهٔ اول از درد بود، گریهٔ دوم از دیدن جای زخم. به خودم اومدم دیدم کل زندگی‌م توی این گریه‌های دوم گذشته. •خستههه• @Messwak