رفته بودم دکتر، دوتا از خانومایی که پیکرتراشی کرده بودن داشتن با هم صحبت میکردن، یکیشون به اون یکی گفت، «دیگه بینیمم عمل کنم، طلاقمو میگیرم ازش.» اون یکی پرسید «براچی؟» گفت «من اینقدر به خودم رسیدم بعد اون هیچکار نکرده. تو خودت بگو، واقعا الآن اون در سطح منه؟»
*سمانه صالحی*
@Messwak
هر صبح و شام قافلهای از دعای خیر ،
در صحبت شمال و صبا میفرستَمَت ...
•حافظ•
صبح اولین روز تابستان بر شما بخیر
@Messwak
وقتی ۱۸ سال سن داشتم، دکتر چمران حکم فرماندهی روستای بازوریه را به من داد. من به دکتر چمران گفتم که جوان هستم، اما او دستش را بر پشت من زد و گفت من از جوانان شجاع خوشم میآید.
*سیدحسن نصرالله*
#شهید_چمران
@Messwak