eitaa logo
مسواک|Messwak
4هزار دنبال‌کننده
5.8هزار عکس
2.7هزار ویدیو
2 فایل
ارتباط با ادمین: @Messwaak
مشاهده در ایتا
دانلود
خاطره ای از اول مهر تو ذهنم‌ مونده، دوم راهنمایی بودم یه دختری اومد پیشم گفت سلام خوبی من ملیحه سبزی ام بهش گفتم خوشبختم منم کاهوام، دختره تا اخر سال درست باهام حرف نمیزد.. *زوهی* @Messwak
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بنده هنوزم معتقدم با اختلاف زیاد اسکل ترین پرنده همین کبوتر کوکو هست( بچه سوسول ها میگن یا کریم) اسکل پا شده رفته توی لونه شاهین :)) اولش شاهین دیدش یه لحظه پشماش ریخت که این اسکل چرا اومده اینجا ؟ *دکتر راس گلر* @Messwak
درسته میگن انسان جایزالخطاست، ولی قرار نیست هرغلطی دلت خواست بکنی و بذاری پای جایزالخطا بودنت. *Celine* @Messwak
عکس بالا دستگاه 77 کیلویی دیالیز که در 4 ساعت 250 لیتر خون رو تا 68 درصد تمیز میکنه.عکس پایین کلیه ی 300 گرمی که در طول روز 2500 لیتر خون رو 100 درصد تمیز میکنه... خواستم بهتون یادآوری کنم که سلامتی نعمت بزرگیه @Messwak
‏اولین احساس تلخ جدایی زندگیمو وقتی تجربه کردم که مدیر مدرسه پشت بلندگو گفت: حالا دست مادرهاتون رو ول کنید و برید سر کلاس •ژنرال• @Messwak
شاید باورتون نشه ولی امروز یکی از معلما شغل پدر بچه هارو پرسیده و دانش آموزم با خونسردی تمام گفته :"به شما ربطی نداره لطفاً تو حیطه درسی از ما سوال کنید" /: •مریم کلا مقدس• @Messwak
‏کاش اونی که اولین بار "آپارتمان" رو تو ایران ساخت "فرهنگ آپارتمان نشینی" رو هم یاد میداد •Javid• @Messwak
به مامانم میگم بابای دوستم سرطان لوزالمعده گرفته فوت شده میگه یعنی کاری نمیشه کرد براش؟ چرا مادرِ من بیل رو بردار بریم از تو قبر درش بیاریم نجاتش بدیم. •میاستنی• @Messwak
دفعه اول که مادرم آشپزخونه اوپن دید غش کرد. فکر کرده بود دیوار خونه خالم اینا ریخته •احسان کنسل• @Messwak
جواب سوالات آدم های فضول و از من بپرسید. •اسپرایت• Messwak
808.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خیلی برام عجیبه که کسی پول بده این بلا رو سر چشماش بیارن •Ali Afrasiabi MD• @Messwak
مسواک|Messwak
شاید باورتون نشه ولی امروز یکی از معلما شغل پدر بچه هارو پرسیده و دانش آموزم با خونسردی تمام گفته :"
کلاس اول دبستان شغل پدر هارو پرسیدن من گفتم ارتشی و همه گفتن یه دختر گفت بابای من عاجزه معلم بردش و باهاش دوساعت صحبت کرد منم نمیدونستم عاجز چه شغلیه از حسادت مردم که کاش پدر منم عاجز بود باهاش دوست شدم که ببینم باباش کیه منو دعوت کرد خونه اشون از خدا خواسته رفتم یه خونه ی محقر تو یه محله ی پایین که در خونه باز میشد میرفتی تو اتاق من رفتم و در باز شد و معنی عاجز رو فهمیدم پدری که دوتا پا نداشت و به متکا تکیه داده بود و عصا کنارش و مادری که با زحمت خرج بچه هاش رو میداد 😔 تلخ بود دیدن اون صحنه •شبنم شوماخر• @Messwak