خانومه اومده بانک، کارت ملی همراهش نیست میگه: کارم را راه بنداز، همکاریم.
پرسیدم کدوم بانک؟
گفت: صندوقدار فست فودم!
قیافه من: 😶😶
•reza shokri•
@Messwak
این مدت با تعداد نسبتا خوبی از خواستگارا معاشرت کردم.
چیزی که خیلی توجهمو جلب کرد این بود که پسرا خیلی سادهن. سادگی در حد بچه.
در واقع خیلی بچهن.
بالای ۳۰ سالههاشون بچههایین که فکر میکنن بزرگ شدن. زیر ۳۰ سالههاشون بچههای بی پناهن.
•مجنون•
@Messwak
چشم انداز آینده خیابان های تهران:
با توجه به ترافیک بالا و عدم توان شهرداری در حل این مشکل، هر روز بر علاقه مردم به استفاده از موتورسیکلت افزوده می شود و در نهایت تهران به بمبئی تبدیل خواهد شد.
»Peyman Shouryabi«
@Messwak
مسواک|Messwak
متاسفانه یکی که به چنین رانندگی افتخار میکرد در حالی که خانواده من داشتن راه خودشونو میرفتن زد بابای
با خودتون تکرار کنید: اگر تو اتوبان لایی میکشید، بین ماشینهای ایرانی و با ماشین ایرانی یا غیرایرانی خودتون تند میرید و فکر میکنید خیلی خفنید، شما راننده خوبی نیستید. بقیه راننده و آدمهای خوبیاند که بهتون راه میدن و تاوان گاو بودن شما رو با اعصاب و انرژیشون میدن.
»marzie«
@Messwak
از فاصله طبقاتی چی میدونی؟!
وقتی گفتم بهش کدوم تالارو برای تولدت گرفتی؟ چه خوبههه ، برگشت گفت تالار نیست خونمونه:))))))))
•نسترن خدادادی•
@Messwak
سَعَدَ مَنْ وَالاَكُمْ
هركه شما را دوست داشت، خوشبخت شد...
"فرازی از جامعه كبيره"
@Messwak
من شب های پائیزیتون رو با تارت قشنگتر می کنم، شما این شب ها رو با کدوم هنرتون قشنگ تر می کنید؟
•کشمش•
@Messwak
پسر با مشت آنقدر به پیشانیاش کوبیده بود که وقتی دیدمش ترسیدم. کل پیشانیاش به اندازه یکی دو سانت ورم کرده و کبود بود. بانگرانی علتش را پرسیدم
گفت میخواسته صداهایی که آزارش میدهند را از سرش بیرون کند.
او ماههاست که بعد از مصرف قارچ جادویی یا ماشروم در یک پارتی، درگیر توهمات ترسناک است.
•دکتر روحالله صدیق•
@Messwak
ازش پرسیدم معلمت گفت امروز تو مدرسه گریه کردی، چرا؟ گفت میدونی از مدرسه متنفرم اگه منو نمیفرستادی برم منم گریه نمیکردم که الان بیای بپرسی چرا
من و باباش 😶
»گروفالو«
@Messwak
همسایمون منو تو آسانسور دید. گفت خسته نباشی از سر کار برمیگردی؟ گفتم خیلی ممنونم. گفتم کجا کار میکنی؟ گفتم چیزه دانشجوام 🚶🏻♀️
حقیقتا تامین کمبودهای دارویی همسایهها در توانم نیس 😬
*_fatemeh_*
@Messwak
همه سزاوار توضیح شما نیستند، گاهی اوقات خوب است که سکوت کنید و بگذارید فکر کنند اشتباه می کنید.
@Messwak
تو مدرسه دخترانه نهایت گلایه در حد «خانم معلم اجازه؟ سارا بیاجازه به وسایلم دست میزنه» بود. تو پسرانه یهو داد میزنن «خانووم! اکبری به من تف کرد!»
دیروز یکیشون لنگ لنگان اومد گفت: خانم! فلانی گازم گرفت و مچ پاشو نشونم داد که کبود شده بود و جای دندان روش بود! دیگه نمیتانم🥲
• سوفسطایی •
@Messwak