بریکینگ بد تازه بولد شده بود
معلم شیمی اومد سر کلاس با کلی غرور و ادعا گفت ما معلم شیمیا خیلی راحت میتونیم پولدار بشیم اما علم خودمون رو خرج علم و دانش کردیم
نیم ساعت بعدش اومد با شعله آزمایشگاهی یه آزمایش انجام بده هول شد ابروهاشو کز داد.
》miloo《
@Messwak
سر صبحی دیدیم سروصدا میاد رفتیم دیدیم بچه همسایه رتبش دو هزار و هشتصد شده بود یه رشته تو اراک بهش گفته بودن قبول شده باباش سازمان سنجشو سرویس کرد و تو بوق و کرنا کرد که اینا صندلی پزشکی پسرمو فروختن. حالا سازمان سنجش از پدر و پسر میخواد شکایت کنه کاشف به عمل اومده پسره از ترس برخورد پدرش کارنامشو جعل کرده بوده:"((
»کرفس«
@Messwak
ریبرندیگ فقط برای شرکت ها نیست. گاهی کشورها و شهرها هم برای خودشون ریبرندیگ می کنن:) مثلا کجا؟ مثلا مونته نگرو در دنیا معروف بود به تنبلی! خیلیا میگفتن مردم مونته نگرو همش دراز میکشن. حالا مونته نگرو اومد چیکار کرد؟
ده سالی هست که مونته نگرو مسابقاتی با عنوان تنبلترین تنبل رو برگزار میکنه! مردم از سراسر جهان میان تا در این رقابت شرکت کنن و همزمان که نشون میدن خودشون تنبلتراند به نوعی نشون میدن که مونته نگرویها اونقدر هم که همه میگن تنبل نیستن😁
جایزه این مسابقات ۱۰۰۰ یورعه. در این مسابقات فقط باید بخوابی. کوچکترین نشستن و ایستادنی باعث حذف آنی شما از جریان مسابقات حساس تنبلترین تنبل میشه! چجوری غذا میخورن و دستشویی میرن؟ سه وعده غذا به شرکت کنندگان داده میشه و هر هشت ساعت یکبار اجازه دارن ۱۵ دقیقه به توالت اختصاص بدن! امسال رکورد همهی سالها شکسته شده و این خانم ۲۱ ساله از صربستان تونسته حدود ۵۰ روز بخوابه
»حواس پرت«
@Messwak
یکی از دانش آموزام با یه ساعت تاخیر و چشمای پف کرده اومد سر کلاس. گفتم این چه وضعیه؟ گفت هیچی نگو، خاله شدم تا صبح نخوابیدم. گفتم خاله شدی، اینجا چی کار میکنی پس؟ گفت ببین چقدر عاشق کلاستم. گفتم چرت نگو، چرا اومدی جدی؟ گفت چون از صدای گریه بچه دیوونه شدم، اومدم سر کلاست چرت بزنم 😐😂
»لکچریاسوس«
@Messwak
چند روزه تو خونه دارم ظرفای هر روز رو همون روز میشورم
نتیجه انقدر خوبه که میخوام برگردم مدرسه درس هر روز رو هم همون روز بخونم
»قاوف«
@Messwak
مامانم سختگیرترین و محتاطترینِ مامانا بود و به ندرت اجازه میداد تنهایی جایی برم. تا اینکه سر کوچهمون یه لبنیاتی بزرگ باز شد که بستنی میوهای هم داشت. فک کنم ده سالهم بود که اجازه پیدا کردم تا سر کوچه برم و بستنی بخرم. البته که مامان تو پاشنه در منتظر میایستاد و تا برم و برگردم چشم ازم برنمیداشت. فروشنده یه مرد جوون و مودب بود که هر بار وارد مغازهاش میشدم کلی تحویلم میگرفت و هر بار هم چند تا آبنبات که توش پسته داشت بهم میداد. اینکارش هم برام جذاب بود و هم منو میترسوند. یه روز موقعی که داشت اسکوپای بستنی رو تو ظرف میچید بهم گفت میدونستی که خیلی قشنگی؟ بهتزده بهش نگاه کردم و هیچی نگفتم. ظرف بستنی رو داد دستم و قبل از اینکه پول رو بگیره آروم یه دسته موی فرفریم رو با انگشت گرفت و گفت موهات هم خیلی خوشگله و دستش رو کشید رو صورتم. پول رو دادم و بدون حرف تا خونه دویدم. رنگم پریده بود و دیگه میلی به بستنی نداشتم. بعد از اون هیچ رقم زیربار خرید از اون مغازه نرفتم و هیچوقت هم برای کسی تعریف نکردم که چه اتفاقی افتاده. تا اینکه یه روز مجبور شدم برای خرید ماست با مامان برم تو مغازه. مرده تا منو دید گفت به به ببین کی اومده! شما دیگه بستنی میل نمیکنید که سراغ ما نمیاین؟ بعد هم لبخند زد و یه آبنبات پستهای گذاشت تو دستم. اوضاع عادی به نظر میرسید و مامان هیچ عکسالعملی به موضوع نشون نداد. لابد من بیخودی ترسیده بودم، اما دیگه هیچ وقت و تا امروز علاقهای به خوردن بستنی پیدا نکردم.
خلاصه که بیشتر مراقب کودکانمان باشیم و با هر کسی تنهاشون نذاریم.
»دنریس تارگرین«
@Messwak
بیماری رو احیا میکردیم هر دو دقیقه به همراهش میگفتیم بره بیرون
همراه بیمار اتاق کناری بهش میگفت باید شوک بدن
برمیگشت میگفت شوک بدین این بیمارستان دستگاه شوک نداره؟
بعد از نیم ساعت اومد گفت الکی خودتون رو خسته نکنید تموم شده
همراه اتاق بغلی گفته بود بعد از نیم ساعت شوک هم فایده نداره
در صورتی که بیمار احیا شده بود و ما داشتیم بقیه کارای درمانی رو انجام میدادیم
جالبم هست بدونید که وقتی ضربان قلب به شکل خاصی باشه VT / VF حین احیا از شوک استفاده میکنن
همچنین شوک گاهی در بیمارانی که ایست قلبی ندارند هم ممکنه داده بشه نه برای احیا، بلکه برای نظم دادن به ریتم ضربان قلب
»naseh mohi«
@Messwak
يه چيزى مثل شازم بسازيد واسه عطرا، بو كنه بگه كدومه. كِى به اين تكنولوژى ميرسيم پس :(
»Kiddo«
@Messwak
چند وقت پیش، مردی با صورت پوشیده و نارنجک به دست وارد دو بانک در اسغاطیل شده و با تهدید کردن کارمندا و گفتن جمله "پول ها رو بدید وگرنه ضامنشو میکشم!!" تونسته از دوتا بانک دزدی کنه ؛ اما وقتی که این شخص رو دستگیر کردن مشخص میشه که سلاحش نارنجک نبوده بلکه فقط یه آووکادو بوده که رنگش کرده.
»مَهدی مُحرَز«
@Messwak
الگوریتم ترافیک صبح تهران رو پیدا کردم:
اگه ۶ بزنی بیرون، ۰۶:۱۵ میرسی سرکار، اگه ۰۶:۰۵ بزنی بیرون، هفت و نیم میرسی سرکار و مهم نیست از کجا وارد این الگوریتم بشی.
»Sabber«
@Messwak