حس اون پسربچه ای رو دارم که دست مادرش رو تو شلوغی بازار ول کرده و حالا گم شده و با کلی گریه تو جمعیت هی مامانش رو صدا میکنه ولی پیداش نمیکنه
*ها شم*
@Messwak
تو خیابون سریع راه میرم و هی ساعتمو نگاه میکنم که فکر کنن سرم شلوغه.
»KEVIN«
@Messwak
چای برای دانشجوها حکم وعده ی غذایی رو داره، بدین صورت که گرسنه میشن چایی میخورن و چایی میخورن و چایی میخورن...تا جایی که دیگه بدنشون نمیکشه و نیاز به یک غذای واقعی داره، و اونموقع میرن چایی با کیک میخورن
》یَرِگِه《
@Messwak
همسایه بغلی ۱۱ شب در زده
سلام ببخشید مهمون داریم، خیلی گربه دوست داره میشه بیاد گربتونو ببینه
باغ وحش ارم هم ساعت ۷ شب تعطیل میکنه
》H o s e i n《
@Messwak
جاهایی که به نفع مامان بابامه من خرس گُندَم که 26 سالشه، جاهایی که به نفعشون نیست : 26 سال که سنی نیست، بچه ای هنوز!
•پنبه خانوم•
@Messwak
اقا خوشحال و خندان اومده با بازوی جرواجر! میگه خانومم داشت گوشت خورد میکرد منم کمک میکردم
یهو بحثمون شد با همون ساطور زد به بازوم(چهره خندان )
انقد خونسرد بود از پسرش پرسیدم راس میگه بابات؟ گفت اره :/
•پزشک دهکده•
@Messwak
592.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اصن به این جوجه میخوره سکوت و آرامش بفروشه😂
@Messwak
بچهها اعتماد بنفس تا یه حدی جذابه بعدش دیگه خنده داره
• Mary jane •
@Messwak
هر چی توصیه پزشکی به شوهرم میکنم که مواظب خودش باشه، میگه ولش کن فوقش می افتم میمیرم. دیگه دیشب عصبانی شدم گفتم زِرتی که نمیافتی درجا بمیری! سکته میکنی، کج میشی، می افتی رو دست منِ بدبخت. در خونه رو نشون داد گفت هر وقت کج شدم راه خروج اونوره.
آقایون چرا انقدر با دکتر دوا دشمنن؟
»دلفین«
@Messwak
قدیم بیست و پنج آبان نیم متر برف میاومد، الان موندم تیشرت بپوشم یا پیرهن.
»چانو«
@Messwak
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یک ساعت بعد مرگ من، فامیل سر سفره:
•شاهین•
@Messwak