یکی از مریضامون که خانم مسنی هم هست امروز بخشو رو سرش گذاشت که شماها دیشب منو بیهوش کردین قلب و کلیه منو دراوردین دادین به مریض تخت کناریم😑
باور میکنین از صوب هزارنفر از قوم و خویشاش ریخته بودن تو بخش دعوا که شما قلب و کلیه مریضمونو دزدیدین؟؟ آخرم پلیس اومد جمعشون کرد😐😐
*دکتر استرنجِ از آن جهان آمده*
@Messwak
فرانسه و سوییس از وسط اتاق هتل Arbez میگذره!
روی یه تختخواب میتونی یه شب فرانسه بخوابی یه شب سوییس
•بیوار•
@Messwak
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از معدود کلیپای آموزنده و پر مفهوم
@Messwak
"امروز ۲ هزار ۵۰۰ تومن منو نجات داد!"
جلوی در پاساژی تو نیاوران منتظر تاکسی بودم که یک پسر فال فروش اومد پیشم
گفت فال میخری؟ گفتم نه مرسی گفت هرچقدر دوس داری بخر هیچی دش نکردم امروز
کیفمو باز کردم و دیدم فقط ۲۵۰۰ تومن خرده دارم، همونو بهش دادم و گفتم بگیر فقط همینو دارم فال نمیخوام؛ بعد از چند ثانیه بدو بدو اومد سمتم و گفت "خاله لطفا مواظب گوشیت باش یکی اینجا هست که منتظره گوشیتو بدزده" و بعدشم سریع فرار کرد، دور و برم رو نگاه کردم و دیدم بله حق با اونه، یک نفر عین کفتار گرسنه روی موتور منتظره، گوشیمو گذاشتم جیبم آروم آروم شروع کردم فاصله گرفتن وگرگ گرسنه هم داشت میومد دنبالم که ظاهرا یه نفر متوجه شد و راهش رو سد کرد و اقا دزده هم جوری طلبکارانه به من نگاه میکرد که انگار من دزدم!
من اونقدر ترسیده بودم که اون لحظه کاری نتونستم بکنم و چیزی بگم اما میخوام بگم پسر مهربون ازت ممنونم و امیدوارم در اینده نه چندان دور مجبور نباشی اینجوری زندگی کنی و ادم موفقی بشی و همینجوری خوب بمونی، امیدوارم دوباره یه روزی همو ببینیم تا بتونم این محبتت رو جبران کنم.
•àsher•
@Messwak
به زور از تو کوچه خیابون باباهامون جمعمون میکردن قبل اذان میرفتیم خونه تا خرخره چایی شیرین پنیر تبریزی بربری برشته بامیه فِرِنی میخوردیم بعد دراز میکشیدم
تا امیرحسین مدرس بیاد بگه پی خوشبختی همش صبح تا شب دویدم من...
》بـزرگوار《
@Messwak
نونوایی تابلو زده بود اگه سالخورده یا معلولی بدون نوبت نون بگیر.
رفتم جلو، گفت: تو که بنظر سالم میای!
براش ماکان بند پلی کردم بهم نون داد.
》فرنزی《
@Messwak