eitaa logo
مسواک|Messwak
4هزار دنبال‌کننده
5.8هزار عکس
2.7هزار ویدیو
2 فایل
ارتباط با ادمین: @Messwaak
مشاهده در ایتا
دانلود
مرگ هم چیز عجیبیه‌ها. یه نفر بوده بعد یهو دیگه نیست. یعنی نه که شهر یا کشور دیگه باشه‌ها، کلا نیست. دیگه هیچوقت قرار نیست باشه. یعنی نیست که نیست. »عبدالله خان« @Messwak
ماشین همکارم رو نصفه‌شب از در خونه‌اش دزدیدن، بردن، دوتا کوچه بالاتر بنزینش تموم شده، مجبور شدن همونجا ولش کنن برن:)))))))))))))))))) *لکچریاسوس* @Messwak
فست فود یعنی نهایتا تو ربع ساعت پیتزا یا برگرمو بذاری جلوم بگی بفرما مشتری عزیزم نوش جان، نه که بگی بین چهل دقیقه الی یکساعت دیگه آماده میشه. مگه خورشت بار گذاشتی؟ *دیوار کسرا* @Messwak
واکنش من به اتفاقات اطرافم: @Messwak
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مامانش برده آرایشگاه به آرایشگره گفته ببخشین پسرم خیلی زیاد می‌خنده، فقط اینو ببینید😂😂😂😂😂 @Messwak
مامانم جلوی عروس خانواده به پدرم تذکر داده بخاطر دیابتش شیرینی کمتر بخوره؛ بابام بهش برخورده، قهر کرده اومده خونه‌ی ما. سر راه یه جعبه بزرگ شیرینی خریده. الان نشسته با نوه و دامادش چای و شیرینی می‌خوره. مرد لجبازی تا کجا؟ 》بهنیا《 @Messwak
دومادمون اومد ماشین منو گرفت که بره دادگاه از خودم شکایت کنه :/ 》دهاتی《 @Messwak
دخترم بدو بدو اومده چسبیده به پامو محکم بغلم کرده میگه من خیلی دوست دارم میگم منم دوست دارم دخترکم بعد که رفت فهمیدم دستمال پیدا نکرده خواسته دماغشو با شلوار من پاک کنه :)))))) 》فادر آو دراگونز《 @Messwak
طرف اومده دنبال آمپول متاکاربامول، میگم بدون نسخه نمیشه میگه دکتر اذیت نکن بابا، منم همکارتونم میگم توی چه بخشی مشغولید؟ میگه راننده آمبولانسم :))))))))))) 》تا خرخره《 @Messwak
اومدم برای صرفه جویی در هزینه ها با مترو برم کتابخونه، سوار مترو که شدم دیدم کتابامو خونه جا گذاشتم، هیچی دیگه الان خودم تو متروام کتابام با اسنپ دارن میان😂😂😂😂 》کاکتوس《 @Messwak
دوستم اوپراتور اورژانسه اینم چندتا نمونه از زنگهایی که تعریف کرد با ۱۱۵ تماس میگیرن: ۱.زنگ زده به بچم امپول زدن، باسنش درد میکنه، امبولانس بفرستید براش😑 ۲.زنگ زده عروسم از ظهر که رفته برنگشته، شما نمیدونید کجاست؟😑 ۳. زنگ زده که شماره فلان جا رو دارید؟ میگیم از ۱۱۸ باید بپرسی، میگه ۱۱۸ اشغاله و جواب نمیده ب شما زنگ زدم😑😑 》amin《 @Messwak
داداشمو رسوندم تا جلوی در پادگان، اولین روزش بود همه کلی آجیل و خوردنی آورده بودن که نمی‌ذاشتن ببرن تو طرف 6 صبح نشسته بود جلوی در، داشت یک کیلو آجیل رو می‌خورد :))) 》قاوف《 @Messwak