فکر کنم خودش میخواد ظرفها رو بشوره که پاچه ها رو بالا زده
• 🐘مامان مولکی🐘 •
@Messwak
یکی از معیارهای من برای دوستی با آدما اینه که چنین پیامی براشون اونقدری عجیب و قابل بحث نباشه. کلاً زندگی واسهشون اینقدر پیچیده نباشه.
»کیانا«
@Messwak
تمام شخصیتهای داستان اسباب بازی رو کشیده و خب مُردم براش، پسرکِ شیرینم 🤩
*nil🔆🔆*
@Messwak
اگه شبها سرتون رو که میذارید رو بالش خوابتون میبره، خوابتون سبک نیست، وسط شب هی از خواب بیدار نمیشید، ده بار دسشوییتون نمیگیره، به نور و صدا و دمای اتاق خواب و وزنِ پتو حساس نیستید، وقتی هم که خوابید یکسره خوابهای اراجیف نمیبینید، شما خیلی خوشبختید.
»بنفشه«
@Messwak
برگام. چرا همهچی مستطیله؟ در مستطیله، دیوار مستطیله، سقف مستطیله، پنجره مستطیله، کولر مستطیله، تلویزیون مستطیله، فرش مستطیله، جعبهٔ دستمال کاغذی مستطیله، تخت مستطیله، کتاب مستطیله، میز مستطیله،... همهچی. همهچی.
حتی همین موبایلی که دستمه مستطیله. یا ابوالفضل احساس خفگی میکنم.
»پیپرکات«
@Messwak
اقاااا، من یه سفرکاری اومدم تهران، یعنی چی که از این منطقه ایی که هستم تا اونجایی که جلسه دارم ۲ ساعت فاصله اس!
ما تو شمال تو ۲ ساعت ۱۰ تا شهر رد میکنیم😅
»نِگ نِگ«
@Messwak
شیر کوهیه اینو گرفته بزرگ کنه، هرچی صبر کرده دیده چرا بزرگ نمیشه پس؟ 🤔😁
*MHDR*
@Messwak
من خیلی آدم چای دم کنی هستم، چای بعد از غذا، چای کنار باقلوا، چای با سریال، چای هر لحظه و هر جا.
|hanita|
@Messwak
این مرد اینقدر سر یه مسالهای غر زد و بداخلاقی کرد که بچه اومد دم گوشم گفت
مامان چرا با مردی که اینقدر جیغ جیغوئه ازدباج کردی؟😂😂
》هاویشام《
@Messwak
وایستادم برای چراغ قرمز یه خانم اومد از پشت زد. پیاده شد گفت آقا من عجله دارم، منم گفتم عجله دارم. مدارک و شماره رد و بدل کردیم.
اومدم مامانم رو برداشتم رفتیم دکتر. وارد اتاق معاینه شدم دیدم دکتر همونیه که زده بود بهم.
هیچی دیگه، مامانم گفت مدارک رو برگردون. من موندم و سپر شکسته.
»مسعود اِفتیاِچ«
@Messwak
مامانای ما میگفتن میوه گرون نبر مدرسه، خیار بو داره کسی دلش میکشه، به بابا میگفت دو تا کوچه پایینتر مدرسه برسونه کسی ماشینو نبینه، محله خونهمونم دو تا محله پایینتر میگفتیم کسی آه نکشه. نفهمیدم چی شد فضای مجازی پر شد از این همه آدم اهل شو آف با ماشین و طلا جواهر و سفر لاکچری.
»مامان پلها«
@Messwak