فکر کن یه زمانی بوده که یه عده میرفتن سرکار و پول جمع میکردن خونه و ماشین میخریدن و تشکیل خانواده میدادن. الان من و رفیقم یه کافه بریم دوتا چایی بخورم پولمون تموم میشه.
| Mrym |
@Messwak
یه حس مزخرفی دارم.
انگار قرار بوده عصر ببینمت ولی خوابم برده. بیدار شدم دیدم شب شده، توعم زنگ نزدی.
|برگینگ افتضاح|
@Messwak
من و حنا خانومی که ازم جدا نمیشه.
حتی این فسقلی هم وقتی میاد کنار کتاب درسی خوابش میبره :))
•ardiyeh•
@Messwak
وقتشه یه سری کافه افتتاح بشه برای نشستن
یعنی نوشیدنی رو خودمون ببریم بشینیم دوستامونو ببینیم یه هزینه ی ساعتی پرداخت کنیم مثل پارکینگ.
|fati|
@Messwak
من عاشق سوال های کوچیکم، سوال های بی اهمیت.
صبحونه چی خوردی؟ صبح کی پاشدی؟ داری چیکار میکنی؟
اصلا یک مرحلهی دیگه از دوست داشتنه
|نوکتورن|
@Messwak
توت فرنگی رو این وانتیها و مغازهدارها چطوری نگه میدارن؟ ما دیروز غروب مهمون داشتیم. براشون توت فرنگی گذاشتیم رو میز. بدون اغراق، طی ۳ ساعتی که اینها روی میز بودن همهشون کپک زدن و نرم شدن و گندیدن.
》دودوک《
@Messwak
اومدم گلفروشی
به آقای گلفروش میگم که با «کفن» برام دیزاین کنید:)
کفن اخه اسکل؟
کَنَف :)
•narges•
@Messwak
بچه خواهرم گفت چند سال از من بزرگتری؟ گفتم سی و هفت سال. گفت من سی و هفت سالم شه تو چند سالته؟ گفتم هفتاد و چهار سال. گفت من هفتاد و چهار سالم شه، تو چند سالته؟ گفتم صد و چهار سال
گفت: اه پس کی فوت میکنی :))
•nazanin•
@Messwak
حواستون به سرمایهگذاری عاطفی باشه. انرژی و تایم شما محدوده و اگر درست انتخاب نکنید، تو سن بالاتر به فنا خواهید رفت.
》 Mohamad Javad《
@Messwak
تو یه مجلس بله برون بودیم طرف عروس گفتن ۱۲۴ هزار تا سکه
پدر داماد گفت: شما که به تعداد همه پیامبرها عدد می دید عروس هر تعداد اسم پیغمبر گفت منم همون تعداد قبول می کنم.
》سی قاف《
@Messwak