🌙 چرا تسوکیومی آنجا بود؟
در چپتر ۱۶۲، در حالی که کنسرت B-Komachi هنوز ادامه دارد، تسوکیومی بالای آب ظاهر میشود و از آکوا میپرسد آیا بالاخره «مأموریتش» را فهمیده یا نه.
یعنی حضورش بیشتر شبیه یک شاهد/راهنمای ماورایی است تا کسی که آمده باشد مستقیماً آکوا را نجات بدهد.
و سؤالش خیلی مهمه، چون آکوا تا آن لحظه تقریباً تمام زندگی دومش را با این تصور گذرانده بود که:
> «من برای انتقام از قاتل آی دوباره متولد شدم.»
اما در آن لحظه، به نتیجهی دیگری میرسد:
دلیل تولد دوبارهاش فقط انتقام نبود؛ محافظت از روبی بود.
حتی خودش ارتباط دوقلو بودنشان را با همین مأموریت مرتبط میکند.
🥀 پس تسوکیومی چه کار میکند؟
در واقع تسوکیومی جواب را به آکوا نمیدهد؛ سؤال را میپرسد تا آکوا خودش به جواب برسد.
این خیلی مهمه.
چون تسوکیومی از قبل دربارهی تناسخ و زندگیهای قبلی آکوا و روبی اطلاعاتی دارد. حضورش در اینجا انگار آکوا را مجبور میکند برای یک لحظه از تمام نقشههای انتقامش فاصله بگیرد و بپرسد:
«من اصلاً برای چه دوباره به دنیا آمدم؟»
و جوابش میشود روبی. 🥀
و بعد چپتر ۱۶۳ حتی دردناکترش میکنه 😭
تسوکیومی در ادامه دوباره کنار آکواست و صحنه وارد فضای ذهنی/خاطرات او میشود. آکوا شروع میکند به زیر سؤال بردن اینکه آیا انتخابهایش درست بوده یا نه.
تسوکیومی در نهایت به تضاد بین گورو و آکوا اشاره میکند: آکوا خاطرات گورو را دارد، اما خودش هم فرزند آی و هیکارو است؛ یعنی این دو هویت در وجودش به هم گره خوردهاند. بعد تأکید میکند که در نهایت، آنچه برای آکوا اهمیت داشته کمک کردن به دیگران بوده.
و اون جملهی آخر تسوکیومی که عملاً آکوا را «فقط یک بچهی ۱۸ ساله» میبیند... 😭
این خیلی دردناکه، چون کل داستان آکوا را از زاویهی دیگری نگاه میکند:
ما مدت زیادی آکوا را مثل یک آدم بالغ و حسابگر میبینیم، چون خاطرات گورو را دارد؛ اما تسوکیومی در پایان یادآوری میکند که پشت همهی آن انتقام و نقشهها، هنوز یک نوجوان بوده.
و برای همین حضور تسوکیومی در آن صحنه صرفاً «یه دختر مرموز که کنار آب ایستاده» نیست.
او عملاً تبدیل میشود به کسی که آکوا را از سؤال «چطور انتقام بگیرم؟» میبرد به سؤال «چرا اصلاً زندگی دوبارهام را داشتم؟».
و جواب آکوا... روبیه. 😭
واقعا چراااا؟
یکبار بخاطر مرگ آی گریه میکنم 😭💔
یکبار موقع مانگا خوندن یهو سکته میزنم که روبی داره میمیره ولی نمرد🥀
یکبار هم مرگ آکوا😭💔
دوستان یه مدت شاید نیام فقط نصفه شبا چون که صبحا مدرسم از ساعت ۴ تا ۹ هم میرم خونه خالم چون که بچه تنها داره میترسه چیزیش بشه پس دیدین نیستم نگران نباشین
✨(Anime Kadeh)✨
الان هاتسوری میاد میگه بخاطر اینکه این خط کجه پس بالایی رو کشیدم🤣
😂😂😂نبابا از رنگ کردن معلومه کدومه😂😂😂