میعاد
تراژدی تنهایی؛ نامه های سیاسی مصدق /ن؛ کریستوفردوبِلِگ'
یک بار که زمان غذا خوردن داشـت نزدیک
میشد و مصدق هنوز داشت حــــــرف میزد
نماینده ای پرید وسط حرفش و درخواست
تنفس کرد مصدق گفت:
«شکم شما به قاروقورافتاده اما من شکمم
را از اعتقاداتم پر نگه میدارم»
میعاد
تراژدی تنهایی؛ نامه های سیاسی مصدق /ن؛ کریستوفردوبِلِگ'
وزنِ هر انسان به قدر شدایدی است که در راه مردم تحمل می کند.
چیزی به اسم وطن بود که باید از آن مراقبت میکردیم.
ما هر روز صبح يك صدا قسم می خوردیم که آن را از خودمان بیشتر دوست داریم.
میعاد
چیزی به اسم وطن بود که باید از آن مراقبت میکردیم. ما هر روز صبح يك صدا قسم می خوردیم که آن را از خ
اوغوز آتای؛ فارسي سيامك تقى زاده *
حرف دوتا نویسنده مطرح برام خیلی قابل
تأمل بود، قشنگ میتونستی به جهان بینی
و فطرت شناسیشون پی ببری
یکی ویل دورانت که تو کتاب معنی زندگیش
نوشته بود:
انسان در دید علمی موجودی خُرد و ناچیز است که از شاخه ای به شاخه دیگر میپرد
و به ویرانی و نابودی می رسد.
یکی هم استاد علی صفایی حائری که تو شرح دعای سحرش می نویسه:
تو میپنداری جرم کوچکی هستی
حال آنکه جهانی بزرگ در تو نهفته است!