هدایت شده از توییت فارسی 🇮🇷
تو صف نونوایی سنگکی بودم که یه پسر ۷-۶ ساله از بیرون اومد و رفت جلوی دخل، مشتش رو باز کرد و یک سنگ کوچیک گذاشت رو میز و به شاطر گفت: ببخشید این سنگتون توی نون ما جا مونده بود، گفتم بیارم براتون.
@farsitweets
ی معرفی میدید به ما؟
..
چی بگم والا چیز خاصی برای گفتن نیست. من فاطمه ام. اهل مازندران هستم و دانشجوی روانشناسی