eitaa logo
꩜𝒎𝒊𝒅𝒏𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒇𝒐𝒓𝒆𝒔𝒕(𝒎𝒂𝒚𝒃𝒆 𝒘𝒊𝒕𝒉𝒐𝒖𝒕 𝒔𝒐𝒖𝒍𝒔)
43 دنبال‌کننده
41 عکس
8 ویدیو
0 فایل
- 𝑷𝒂𝒚 𝒂𝒕𝒕𝒆𝒏𝒕𝒊𝒐𝒏. اینجا تاریکی پناهگاهِ ماست و ستاره‌ها نگهبانِ اسرارِ ما. - ورود برای شب‌زده‌ها و روح‌های سرگردان آزاد است. - اگه به تاریکی عادت ندارین یه چیزه نورانی همراهتون باشه(اونم درحدی نباشه که سایه‌ هامو اذیت کنه) - همین دیگه.
مشاهده در ایتا
دانلود
- آینه‌ها. اون‌ها به عنوان درگاه‌هایی به دنیای دیگر درنظر گرفته میشدند؛ به این باور که آن‌ها می‌توانند بازتاب‌ها (و حتی روحِ) زندگان و مردگان را در خود به دام بیندازند. همچنین, گفته می‌شد که می‌توان از آن‌ها برای ارتباط با جهان دیگر هم استفاده کرد. منشا آن هم, باورهای عامیانه‌ی اروپایی و شرق آسیاست.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
جادوگر‌ها‌ وجود دارن و هیچوقت هم جادوشون تموم نمیشه فقط از نسلی به نسل دیگر منتقل میشه و ما انقدر بدبختیم که تا حالا ندیدم کسی استفاده کنه ازش چون ما انسان های عادی ایم و هیچ فایده ای نداریم
꩜𝒎𝒊𝒅𝒏𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒇𝒐𝒓𝒆𝒔𝒕(𝒎𝒂𝒚𝒃𝒆 𝒘𝒊𝒕𝒉𝒐𝒖𝒕 𝒔𝒐𝒖𝒍𝒔)
- the goddess of...
پرسفون<Persephone> او معصوم ترین اسطوره یونانی است. پرسفون همان کسی است که دنیا را زیبا و دوست داشتنی می‌بیند. او در دشت گل‌ها قدم می‌زند و فکر می‌کند همه چیز برای لذت بردن او محیاست. پرسفون نمی‌داند که همه چیز بر وفق مراد او پیش نخواهد رفت و مادرش (دمتر) همیشه نیست تا مراقبش باشد. پرسفون روزی ربوده خواهد شد و آن روز دیگر نمی‌تواند از مسئولیت هایی که بر گردنش نهاده می‌شود فرار کند. او الهه‌ی تعادل بین نور و سایه است.
꩜𝒎𝒊𝒅𝒏𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒇𝒐𝒓𝒆𝒔𝒕(𝒎𝒂𝒚𝒃𝒆 𝒘𝒊𝒕𝒉𝒐𝒖𝒕 𝒔𝒐𝒖𝒍𝒔)
پرسفون او معصوم ترین اسطوره یونانی است. پرسفون همان کسی است که دنیا را زیبا و دوست داشتن
‌ پرسفون تنها حاصل ازدواج زئوس و دمتر(الهه کشاورزی)بود. او دختر محبوب و دوست داشتنی دمتر بود و این دو وابستگی خیلی زیادی بهم داشتن. پرسفون حتی موقعی که بزرگ شد فرق چندانی با دختربچه‌ها نداشت. به نظر پرسفون زندگی فقط لذت و تفریح و آسایشی مادرانه بود که هیچوقت قرار نبود از بین بره. ‌ تا اینکه روزی حادس(خدای جهان زیرین) اون رو در حال گشت‌وگذار توی دشت گل دید و بدجور عاشق او شد. از اونجایی که برخلاف خیلی از خدایان و اساطیر دیگه روابط عاشقانه در زندگی حادس تقریبا جایی نداشت, اون نتونست این احساس جدیدی رو که به پرسفون داشت نادیده بگیره و تصمیم گرفت اون رو با خودش به جهان زیرین ببره.. در یکی از روزایی که پرسفون به همراه پریان توی دشت مشغول چیدن گل‌ها بود, چشمش به یک گل نرگس خیلی زیبا افتاد و وقتی خواست اونو بچینه, حادس با ارابه‌اش از زیر زمین بیرون اومد و در یک چشم بهم زدن پرسفون رو برداشت و با خودش دوباره به جهان زیرین برد...
دمتر که خیلی به دخترش نزدیک بود, از ناپدید شدن او ناراحت شد و همه جا به دنبالش بود. دمتر وظایف خودش رو به عنوان یک الهه نادیده گرفت و باعث خشک شدن محصولات و گسترش قحطی در زمین شد. تا اینکه بالاخره هلیوس(خدای خورشید) به او گفت که این خواست زئوس بوده که پرسفون با عموش, حادس ازدواج کنه. این حرف دمتر رو خیلی آشفته کرد و تصمیم گرفت تا دخترش رو از جهان زیرین برنگردونه دیگه به کوه المپ برنگرده و این خشم و اندوه زیادِ دیمیتر, باعث شد زمین دچار خشکسالی وحشتناکی بشه...
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
꩜𝒎𝒊𝒅𝒏𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒇𝒐𝒓𝒆𝒔𝒕(𝒎𝒂𝒚𝒃𝒆 𝒘𝒊𝒕𝒉𝒐𝒖𝒕 𝒔𝒐𝒖𝒍𝒔)
دمتر که خیلی به دخترش نزدیک بود, از ناپدید شدن او ناراحت شد و همه جا به دنبالش بود. دمتر وظایف خودش
زئوس که این وضعیتو دید هرمس رو به جهان زیرین فرستاد تا پرسفون رو برگردونه و پیک هرمس مثل تقریبا هر زمان دیگه‌ای تونست این خواسته زئوس رو برآورده کنه اما حادس هم به سادگی حاضر نشد با برگشت پرسفون به زمین موافقت کنه. اون که می‌دونست تنها وقتی میتونه پرسفون رو دوباره به جهان زیرین برگردونه که چیزی از جهان زیرین خورده باشه, چند دونه انار رو بهش داد که بخوره, و بعد هم او رو پیش دمتر فرستاد و این باعث شد که پرسفون مجبور بشه سه ماه از سال رو به جهان زیرین برگرده و کنار همسرش حادس و ملکه جهان زیرین باشه.
من نمی‌دانم, اما این بهترین شروع است. - پرسفون.